آمار بازدید
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 174
  • بازدید دیروز: 47
  • بازدید هفته: 219
آخرین دیدگاه‌ها
اوقات شرعی


آمار

آرشیو برای ‘فرهنگی’ دسته ها

فرهنگ سنگ و سگ از محمدرضا شعبانعلی

مقطع کوتاهی سیگار میکشیدم و خوشبختانه مدتهاست کشیدن سیگار را ترک کرده ام.

در میان نامه ها و کامنتها در سایت و صفحه ی فیس بوکم، تعدادی پیام دریافت کردم با این مضامین که:
ما تا به حال فکر میکردیم تو فهمیده و باسوادی! خجالت نمیکشی از اینکه سیگار میکشی؟ اصلاً به چه حقی کسی که ماهیانه صدها هزار نفر نوشته هایش را میخوانند و الگوی جوانان است باید عکس سیگار کشیدن روی سایت بگذارد؟ و …

آن نوشته و این کامنت ها، برخی از دردهای جامعه را که سالهاست به آن عادت کرده ایم پیش چشمم آورد.

نخستین درد را “اعتقاد” به “الگوی کامل” می دانم. تفکری که میگوید یک فرد یا باید از همه لحاظ الگو باشد یا اساساً الگو نیست. تفکری که انسانها را “همه” یا “هیچ” میکند. تفکری که هرگز نمی پذیرد انسانها، “مجموعه ای از خوبی ها و بدی ها” هستند و اساساً “انسان بودن” یعنی ترکیب این دو که اگر چنین نبود،‌ یا شیطان بودیم و یا فرشته.

این تفکر هزینه های زیادی را به جامعه ما تحمیل کرده است. برای جستجوی الگو نیازمند باستان شناسی تاریخی هستیم. جستجوی کسانی چنان دوردست، که بدیهایشان محو شده و تنها فسیلی از خوبیهایشان بر جای مانده باشد. در اثر همین تفکرست که از انسانهای زنده تقدیر و تجلیل نمیکنیم. چه آنکه میترسیم امروز تحسینش کنیم و فردا حرفی بزند یا کاری بکند که به مذاق ما خوش نیاید. فقط وقتی مرد و مطمئن شدیم دیگر کاری نمیکند و حرفی نمیزند، او را – با یک زندگی سانسور شده – به الگوی جامعه بدل میکنیم.

نیاموخته ایم که یک نفر میتواند معتاد باشد، اما فلسفه را خوب بفهمد. یک نفر میتواند الکلی باشد،‌ اما خوب شعر بگوید. یک نفر میتواند خیانتکار باشد اما ریاضی را خوب بیاموزد. یک نفر میتواند نماز نخواند، اما اقتصاد را خوب بفهمد. دلیل نمیشود “آنچه خوبان همه دارند” را “من و تو” یک جا داشته باشیم. با تمام وجود بر این باورم که جستجوی کسی که – به سلیقه ی ما – هیچ ایرادی ندارد و سراپا حسن است، ریشه ی “بت سازی و بت پرستی” است.

دومین درد را “ظاهر بینی و کوته نظری” می نامم. ایرادهای جزئی کوچک را “بزرگ” میبینیم و ایرادهای بزرگ پنهان را “کوچک” می پنداریم.

فرهنگی که در آن “دود سیگار را به حلق خود دادن” عیب است. اما “دود خودرو را به حلق خلق دادن” عادی تلقی میشود.

فرهنگی که در آن “مستی از شراب” جرم است و “سرمستی از قدرت”، طبیعی است.

فرهنگی که در آن، “حفظ حجاب” اولویت است اما “پاکدامنی” به فراموشی سپرده میشود.

فرهنگی که در آن، “کثیفی خانه” زشت است اما بیرون ریختن زباله از خودرو، زشت تلقی نمیشود.

فرهنگی که در آن، برداشتن یک قطعه از یک کارخانه، “دزدی” است اما خریدن غیر قانونی مجوز یک کارخانه،‌ “زیرکی” است.

فرهنگی که در آن، اگر “نماز” نخوانی، از حوزه ی دین خارج هستی، اما اگر “غیبت کردی و تهمت زدی”، همچنان مومنی.

فرهنگی که در آن، به “روز قضاوت” ایمان داریم،‌ اما صبر نداریم تا “قضاوت در مورد دیگران” را به آن روز، موکول کنیم.

و بدتر از آن اینکه،‌ جامعه،‌ “ایرادهای کوچک آشکار” را تنبیه میکند و “سرطان های بزرگ پنهان” را تجلیل! چنین میشود که “دختران با تار موی آشکار” دستگیر میشوند و دزدان، با “دم خروس پنهان” در میانه ی شهر آزادانه میگردند.

چنین میشود که آنکس که یک نفر را کشته است،‌ اعدام میشود و آنکه هر روز صدها سال عمر مردم را در پای اینترنت، به دلیل کندی و کنترل محتوا، تلف میکند، آزادانه به زندگیش ادامه میدهد.

به نظر می رسد این نگرش فرهنگی، ریشه ی تاریخی نیز دارد. چنانکه ظاهراً از زمان سعدی، عادت ما بر آن بوده که “سنگ ها” را می بسته ایم و “سگ ها” را رها میکرده ایم.

و در فرهنگی که مردم “به ظاهر” نگاه میکنند، “اشتباهات کوچک” را بزرگ میشمارند و “گناهان بزرگ” را نادیده میگیرند، فرهنگی که تو را معصوم میخواهد و به تو “حق خطا کردن” نمیدهدد، باید هر روز یک “ماسک” بر چهره بزنی. هیچ کس واقعیت تو را نمیداند. در خانه به شکلی زندگی میکنی و در بیرون شکل دیگر. با هر گروه از دوستانت به شکلی حرف میزنی. در رسانه ها یک حرف میزنی و در زندگی شخصی به شکل دیگری زندگی میکنی. در ورود به سازمان خود، چادر بر سر میکنی و شب هنگام، در مهمانی ها پرسه میزنی.

گویی که بالماسکه ی بزرگی در کار است. بالماسکه ای که میلیون ها نفر در آن نقش ایفا میکند. هر یک نقابی بر چهره …

نه برای یک شب …
که تا لحظه ی مرگ …

۴ نفر این پست را پسندیده اند

دیدگاه آخوند خراسانی در مورد حکومت دینی

خلاصه نامه‌ی آیت الله آخوند خراسانی (بزرگ‌ترین مرجع وقتِ خودش) به آیت الله نائینی،
در ۱۰۰ سال پیش،

درباره تبعات حکومت اسلامی:

۱٫ دیگر ادیان هم ترغیب می‌شوند حکومتِ متعصب دینی تشکیل دهند و نزاع دینی شکل می‌گیرد.

۲٫ وقتی روحانیون پا به حکومت بگذارند، دیگر نمی‌توانند عیوب خود را ببینند و توجیه می‌کنند و فسادها را نادیده می‌گیرند.

۳٫ مسند روحانیت، مسندِ مبارزه با فساد است؛ و مسندِ حاکمان،همواره توأم با فساد. 
با این کار، هم مسند مبارزه با فساد را از دست می‌دهیم و هم روحانیت را مفسد می‌کنیم. 
“وای به روزی که بگندد نمک”
حتی اگر فاسد نشویم همه مفاسد را به گردن روحانیت می‌نویسند و دین نابود می‌شود.

۴٫ علم حکومت‌داری و سیاست، یک علم و فن است؛ و روحانیون از این علم، حداقل تا الان کاملاً تهی هستند. 
ورود بدون علم و تجربه و فن به این حوزه بدون طی مراحل آن باعث آبروریزی برای روحانیون می‌شود. 
صرف این‌که روحانیون انسان‌های خوبی هستند که دلیل نمی شود هر علمی و هر فنی را بلد باشند.

۵٫ آمال و آرزوی ما تبعیت حکومت از دین است در حالی‌که اگرحکومت را در دست گیریم، به تبعیتِ دین از حکومت دچار خواهیم شد.

۶٫ چون مردم، ما را نایبان امام زمان می‌دانند، انتظار دارند حکومت دینی هم، همان شرایط را ایجاد کند. و وقتی نتوانیم در آن سطح، عدالت را برقرار کنیم، نسبت به امام زمان و دین، سست عقیده می‌شوند.

۷٫ اکنون که مناصب حکومتی نداریم ، این‌همه اختلاف نظر وجود دارد. اگر به حکومت برسیم، این اختلاف نظر، باعثِ چندپاره‌گیِ دین و ایجاد فرقه‌های جدید و آسیب به دین می‌شود.

۸٫ ما فقط سواد فقهی داریم. 
و چون فقیهِ خوبی هستیم
(که تازه، همه‌‌ی ابوابِ فقه را هم نمی‌دانیم)، دلیل نمی‌شود که به علوم دیگر مانند مدیریت و … هم تسلط داشته باشیم. 
علم فقه، یک علم است با مسائل خودش؛ و ربطی به اداره‌ی جامعه و مسائل آن ندارد.

۹٫ اسلام را در طول چندین قرن، حکومت اسلامی نگه نداشته است بلکه حوزه های علمیه نگه داشته‌اند.

۱۰٫ اکنون که دست ما به حکومت نرسیده است، اطرافیان ما چه کارها که نمی‌کنند ! … 
وای به روزی که دست‌مان به حکومت برسد ! 
بستگان ما، در صورت حکومت، از موقعیت استفاده خواهند کرد و باعث آبروریزی برای مرجعیت و دین اسلام خواهند شد و مردم آن‌ها را به پای ما می‌نویسند.

۱۱٫ کسانى که مناصب حکومتى را در اختیار دارند، فریب‌کارى و ناراستى و دروغ ‌گویى، از لوازم اولیه‌ی کار و شغل خود مى‌دانند؛ 
و شاید هم در پاره‌ یى از موارد، امور آن‌ها بدون دروغ نمى‌گذرد؛ 
زیرا محتمل است که در پاره یى جاها به دلیلِ مصالحِ مهم ‌ترى، دروغ گفتن براى آن‌ها مجاز باشد. اما به همین دلیل که اشغال این مناصب، با پرهیز از دروغ، منافات دارد (خوب و بد و درست و نادرستش‌ به کنار) 
علماى دین باید از این مناصب بپرهیزند؛ زیرا اگر بخواهند پایبند راستى و صداقت باشند، امورشان نمى‌گذرد؛ و اگر هم بخواهند مثل بقیه سیاستمداران، هرجا که صلاح دیدند دروغ بگویند، این کار دو خطر بزرگ دارد؛ 
یکى این‌که خرده خرده، قبح دروغ در نظرشان از بین مى‌رود و تقید آنان به صداقت، در موارد دیگر متزلزل مى‌شود؛ و این امر، گرچه براى همه بد است ولى براى عالِمِ دین، از همه بدتر و خطرناک ‌تر است. 
دیگر این که عامه مردم وقتى ببینند علماى دین (با هر عذرى، و لو موجه) در موارد متعدد دروغ مى‌گویند، کم کم این شبهه برای‌شان پیش مى‌آید که پس نکند در موارد دیگر، از جمله در احکام الهى و اعتقادات دینى و مذهبى نیز علماى دین به دلیل عذرهاى ولو موجه دروغ می‌گویند و آنگاه ایجاد چنین تصورى در اذهان عامه مردم، بسیار خطرناک است و بالمآل موجب بى اعتقادى آنان به مبادى و آداب دینى خواهد شد.

۱۲- پس از همه اینها، مردم وقتی از دست حکومت به جان می آیند، به ما پناه می آورند. اگر حکومت در دست ما باشد چه کنند، و کجا بروند و به که پناه ببرند؟

از کتاب : «دیدگاه‌های آخوند خراسانی و شاگردانش»،
نوشته آقای علی اکبر ثبوت،
فصل اول، صفحه ۱۸ به بعد.

۲ نفر این پست را پسندیده اند

غِِنا چیست ؟

در حرمت غنا ،چندان مشکلی وجود ندارد ،

مشکل در تشخیص موضوع غنا است.

آیا هر صوت خوش و زیبایی غناست ؟مسلماََ چنین نیست .

زیرا در روایات اسلامی آمده و سیره ی مسلمین نیز حکایت میکند که قرآن و اذان ومانند آن را با صدای خوش وزیبا بخوانید.

آیا غِنا هر صدایی است که درآن “ترجیع” (رفت و آمد آن در حنجره وبه اصطلاح غلت دادن ) باشد ؟. این نیز ثابت نیست.

آنچه از مجموع کلمات فقها و سخنان اهل سنت در این زمینه میتوان استفاده کرد، اینست که ،

غنا آهنگهای طرب انگیز ولهو باطل است .وبه عبارت دیگر ،

غنا آهنگ هایی است که متناسب با مجالس فسق و فجور و اهل گناه وفساد میباشد . وباز به تعبیر دیگر

غِنا به صوتی گفته میشود که قوای شهوانی را در انسان تحریک میکند و انسان در آن حالت احساس میکند 

که اگر در کنار آن صدا ،شراب و فساد جنسی باشد ،کاملا مناسب است .

۱ نفر این پست را پسندیده است

شعر و متون عاشقانه

 

شعر عاشقانه ،شعر طنز،متن طنز ،سخن بزرگان و امامان،مطالب مفید عاشقانه

گر مرد رهی ، به ره نظر باید داشت  خود را نگه از هزار خطر باید داشت

در خانه دوستان چو گشتی محرم  دست و دل و دیده را نگه باید داشت 

 

افتادگی آموز اگر طالب فیضی     هرگز نخورد آب، زمینی که بلند است

۝
دیشب ز سر صدق و صفای دل من /

       در میکده آن هوش ربای دل من  

جامی به کفم داد که بستان و بنوش /

       گفتم نخورم، گفت برای دل من

۝

تا بر سر نفس خود امیری مردی /

      گر بر دگری خرده نگیری مردی    

مردی نبود فتاده را پای زدن /

      گر دست فتاده را بگیری مردی

۝
ما آنیم که پیل برنتابد لت ما /

      بر چرخ زنند نوبت دولت ما

گر مورچه ای در صف ما گیرد جای /

    آن مورچه شیر گردد از هیبت ما

 

مرغ پرنده

 

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد

چه نکوتر آنکه مرغ‍‍ــی ز قفـس پریده باشد

۝

پـر و بـال ما بریدند و در قفـس گشـودند

چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد

۝

من از آن یکی گـزیدم که بجـز یکـی ندیدم

که میان جمله خوبان به صفت گزیده باشد

۝

عجب از حبیـبم آید که ملول می نماید

نکند که از رقیبان سـخنی شـنیده باشد

۝

اگر از کسی رسیده است به ما بدی بماند

به کسی مبـاد از ما که بدی رسـیده باشد.

 

گفتم : تو ش‍‍‍‍ـیرین منی گفتی : تو فرهـادی مگر؟

گفتم : خرابت می شـوم. گفتی : تو آبـادی مگـر؟

گفتم : ندادی دل به من. گفتی : تو جان دادی مگر؟

گفتم : ز کـویت مـی روم. گفتی :تو آزادی مگـر؟

گفتم : فراموشم مکن. گفتی : تو در یادی مگر؟

۲ نفر این پست را پسندیده اند

تمثیل در بیان رابطه شریعت و طریقت و حقیقت

تبه گردد سراسر مغز بادام                                            گرش از پوست بیرون آوری خام
ولی چون پخته شد بی پوست نیکوست                       اگر مغزش بر آری بر کنی پوست
شریعت پوست، مغز آمد حقیقت                                   میان این و آن باشد طریقت
خلل در راه سالک نقص مغز است                                 چو مغزش پخته شد بی پوست نغز است
چو عارف با یقین خویش پیوست                                   رسیده گشت مغز و پوست بشکست
وجودش اندر این عالم نپاید                                           برون رفت و دگر هرگز نیاید
وگر با پوست تابد تابش خور                                         در این نشات کند یک دور دیگر
درختی گردد او از آب و از خاک                                      که شاخش بگذرد از جمله افلاک
همان دانه برون آید دگر بار                                           یکی صد گشته از تقدیر جبار
چو سیر حبه بر خط شجر شد                                      ز نقطه خط ز خط دوری دگر شد
چو شد در دایره سالک مکمل                                       رسد هم نقطه آخر به اول
دگر باره شود مانند پرگار                                             بر آن کاری که اول بود بر کار
تناسخ نبود این کز روی معنی                                      ظهورات است در عین تجلی
و قد سئلوا و قالوا ما النهایة                                         فقیل هی الرجوع الی البدایة
1 نفر این پست را پسندیده است

تقدیم به بازدیدکنندگان سایت بلده

پیشاپیش  عید باستانی  نوروز را به تمامی بازدیدکنندگان سایت بلده با پیشکشی این مجموعه گل تبریک و شادباش عرض مینمایم .

مدیر وبسایت بلده 

محمدباقر سودخواه محمدی

3c750f6efb5b4fcca4838511feefb045

۲ نفر این پست را پسندیده اند

سقراط

ممکن است مقداری زهر در کوزه ای ریخت وآن کوزه را شست و اثرات زهر را از بین برد

ولی چیزی را که در ذهن تان جای دارد، خوب یا بد ،بر شما فرمانروایی خواهد کرد

و هرگز از آن رهایی نتوانید یافت .

۱۲ نفر این پست را پسندیده اند

خاطراتی از مرحوم علامه طباطبایی

نماز شب

استاد علامه طباطبایی نقل کردند:
« چون به نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی گاهگاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم،
یک روز در نجف { درکنار } در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم آیت الله قاضی از آنجا عبور می کردند،
چون به من رسیدند دست خود را به روی شانه ام گذاردند و گفتند:
« ای فرزند ، دنیا می خواهی نماز شب بخوان ، آخرت می خواهی نماز شب بخوان! »

صبر بر فراق

علامه طباطبائی از قول استادشان مرحوم آقای قاضی می فرمودند:
« من از باباطاهر تعجب می کنم که در شعرش چنین سروده:
یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد 

چه طور باباطاهر گفته است: اگر جانان، هجران را پسندد، من هم آن را می پسندم.؟!
چگونه انسان می تواند این را بپذیرد؟! عاشق بر هر چیز صبر می کند اما بر فراق، صبر نمی تواند کرد.
مولا علی علیه السلام در دعای کمیل می فرماید: مولا و آقای من! گیرم بر عذاب تو صبر کنم؛ بر دوری تو چگونه شکیبا باشم؟! »

گنجینه و مخزن الهی

علامه طباطبائی فرمودند:
« من در نوجوانی خیلی به منزل آیت الله سید احمد قاضی ( برادر آیت الله سید علی قاضی ) رفت و آمد می کردم و بیشتر روزها در خانه ایشان مانده و از مهمانان و مراجعان پذیرایی می کردم.
روزی خدمت ایشان بودم که همسرشان پشت در اتاقی که ما بودیم، آمد و از مرحوم سید احمد برای خرید نان، پول خواست. آیت الله سید احمد قاضی فرمود: پولی ندارم. همسرشان از شنیدن این سخن ناراحت شد و با لحن قهرآمیزی گفت: این هم شد زندگی؟! و رفت.
من دیدم که حال استادم دگرگون شد و در حیاط خانه، بادی چون گردباد وزیدن گرفت و برگ های ریخته شده درختان را از باغچه، در جایی جمع کرد و سپس باد خوابید.
آیت الله سید احمد به من فرمود: به حیاط برو؛ زیر برگ های جمع شده یک دو تومانی است. آن را بردار و بیا به خانواده من بده. من رفتم و از زیر آن برگ های جمع شده، یک دو تومانی برداشتم و همان گونه که فرموده بود آن را به همسرش دادم و از این اتفاق در کمال تعجب و تحیّر بودم. »
« و إن من شی ء إلا عندنا خزائنه و ما ننزّله إلا بقدر معلوم:

و چیزی نیست مگر آن که گنجینه ها و معادن آن نزد ماست، و فرو نمی فرستیمش مگر به اندازه معلوم ( و حساب شده ). سوره حجر/آیه ۲۱ ».

گروه رسانه‌های خبرگزاری تسنیم،
این مطلب را می پسندم

غزلی از مولوی

 

هوسی است در سر من که سر بشر ندارم   من از این هوس چنانم که ز خود خبر ندارم
دو هزار ملک بخشد شه عشق هر زمانی   من از او بجز جمالش طمعی دگر ندارم
کمر و کلاه عشقش به دو کون مر مرا بس   چه شد ار کله بیفتد چه غم ار کمر ندارم
سحری ببرد عشقش دل خسته را به جایی   که ز روز و شب گذشتم خبر از سحر ندارم
سفری فتاد جان را به ولایت معانی   که سپهر و ماه گوید که چنین سفر ندارم
ز فراق جان من گر ز دو دیده در فشاند   تو گمان مبر که از وی دل پرگهر ندارم
چه شکرفروش دارم که به من شکر فروشد   که نگفت عذر روزی که برو شکر ندارم
بنمودمی نشانی ز جمال او ولیکن   دو جهان به هم برآید سر شور و شر ندارم
تبریز عهد کردم که چو شمس دین بیاید   بنهم به شکر این سر که به غیر سر ندارم
۵ نفر این پست را پسندیده اند

غزلی از موالی تونی

کدام دل که اسیر محبت تو نباشد

کدام بنده که در بند خدمت تو نباشد

به دولتت همه اسباب عیش ماست مهیا

کدام عیش که ما را به دولت تو نباشد

که باشد آن که نباشد به خان جود تو راغب

زبان کیست که در شکر نعمت تو نباشد

در آن زمین نزند سر، گیاه مهر و محبت

که ابر شفقت و باران محبت تو نباشد

فرو رود به زمین همچو اشک خاک نشینان

به هر ستاره ای که این عنایت تو نباشد

اطاعت تو در آیین ماست واجب و لازم

قبول طاعت ما پی اطاعات تو نباشد

به جز دعا چه فرستد به حضرت تو موالی

که هیچ تحفه از این به به حضرت تو نباشد

غزلی از موالی تونی – متوفی به سال ۹۴۹ هجری قمری- شاعر عصر شاه طهماسب صفوی

ارسالی از : آقای عزیزی – پژوهشگر حوزه ی فرهنگ بومی فردوس

۵ نفر این پست را پسندیده اند

گلی از کلستان سعدی(۳)

خری را  ابلهی تعلیم  می داد                      بَرو بَر صرف کرده سعیِ دایم 

حکیمی گفتش ای نادان چه کوشی             درین سودا بترس از لومِ لایِم

نیاموزد  بهائم  از تو  گفتار                            تو خاموشی بیاموز از بهائم

این مطلب را می پسندم

تاثیر ماهواره بر پوشش جوان ایرانی

بی تردید با وقوع انقلاب صنعتی درغرب و گسترش پیامدهای اقتصاد سرمایه داری در جوامع غربی و به دنبال آن تغییرات سریع و گسترده در عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی چهره جهان بطرز چشمگیری دگرگون شد

دراین هیاهوی ناشی از رشد اقتصاد سرمایه داری وظهور فناوریهای جدید، چهره و ظاهر انسانها نیز از این فرایند در امان نماند و دستخوش تغییرات جدی شد.

این اتفاق با توجه به رشد و گسترش رفاه اقتصادی در جهان و تغییر در سبک و الگوی زندگی مردم طبیعی بود، اما این رویداد همراه با گسترش وسایل ارتباط جمعی مانند تلویزیون و ماهواره مسایل نو و جدیدی را برای کشورهایی که تنها پذیرنده و دریافت کننده ظواهر محصولات اقتصادی و فرهنگی غرب بودند، ایجاد کرد.

در این سالها، صنعت پوشاک و لوازم آرایشی نیز گسترش قابل توجهی پیدا کرد و بسیاری از بازارهای جهان را در دست خود گرفت.

از زمانی که جوانان بخصوص زنان در پی تعریف نقش جدیدی برای خود در عرصه جامعه و تحولات آن بودند، برای صاحبان پول و سرمایه، این فرصت فراهم آمد که با ایجاد تعریف های جدید از هویت، بازار پولساز و سودآوری را برای خود ایجاد کنند.چرا که این دو قشر همیشه در پی کسب تعاریف جدید ازهویت خویش و پیرامون خود بوده اند پس ارائه مدها والگوهای جدید، نوعی بسترسازی برای اینگونه افراد به منظور ابراز وجود آنها در جامعه بوده است.

علاوه برعامل اقتصاد و دیدگاه سودمحور بنگاه های اقتصادی و صاحبان آن، گسترش رسانه های جمعی و بهنگام ارتباطات صوتی و تصویری در سطح جهان نیز به دستیابی عوامل مزبور به اهدافشان در ابعاد اقتصادی و فرهنگی سرعت بیشتری بخشید.

در این میان بویژه از دهه ۱۹۶۰ ما شاهد شکل گیری جدی پدیده مد و مد گرایی در غرب می باشیم، پدیده ای که از آن زمان تاکنون تاثیر مثبت و منفی فراوانی بر جوامع مختلف سراسر جهان داشته است.

از این زمان، پرداختن به ظاهر لباس و آرایش چهره به صورت مد شکل جدی تری به خود گرفت و درهمین راستا بنگاه های اقتصادی بزرگی شکل گرفتند که امروز ما آنها را به صورت غول های مارک دار در زمینه پوشاک و لوازم آرایشی می بینیم.

از دهه ۱۹۹۰ به این طرف علاوه بر تحولات عظیم و گسترده سیاسی مانند فروپاشی شوروی و پایان نظام دو قطبی، تحول مهم و شگرف دیگری در عرصه فرهنگ صورت گرفت و آن ظهور پدیده ماهواره بود، پدیده نویی که مرزهای سیاسی را درنوردید وجهان را با فرهنگ های گوناگون به هم مرتبط ساخت.

دگرگونی وتحول، جزء ذاتی جوامع به شمار می رود. همانطوری که مطالعه تاریخ جوامع نشان داده، هیچ جامعه ای ایستا و بدون تغییر نبوده است. تغییر، خصوصیت تمام فرهنگهاست، ولی میزان و مسیر تغییر از فرهنگی به فرهنگ دیگر و از زمانی به زمان دیگر متفاوت است.

برای مثال، کشور ما در عرصه ورود فناوریهای جدید در چند دهه پیش دچار تغییر و تحولاتی شد.این روند به جا به جایی گروه ها و قشرهای مختلف جامعه منجر گردید و مردم را به این سو و آن سو کشاند.

در این تحولات، آداب و رسوم رو به سستی نهاد، بدون آنکه جامعه بتواند فرهنگ سنتی گذشته را تثبیت یا فرهنگ نوین صنعتی را کاملا جذب کند.

در زمان حاضر مساله اساسی این نیست که چگونه می توان فرهنگ ملی و بومی را حفظ کرد، بلکه مساله این است که چه باید کرد تا فرهنگ جامعه را ارتقاء داد و به فرهنگ بهتری تبدیل نمود.در این میان، نقش رسانه در تغییرات فرهنگی جامعه، محوری اساسی به شمار می رود.

۲ نفر این پست را پسندیده اند

آثار مخّرب ماهواره

انتشار کفر وشرک و الحاد 

امروزه مسلمانان را از طریق فیلمهای ماهواره‌ای به سوی کفر و بی بندوباری می خوانند 

وآنها رابا حرفهای پوچ وبی ارزش که هیچ گونه دلیل ومدرکی ندارند، فریب میدهند . آنان 

را بسوی اعمال کفرآمیزی مانند سحر وجادو وطلسم فرا میخوانند.

ضعیف شدن سطح علمی و آموزشی جوانان ونوجوانان

یک تحقیق علمی جهت بررسی اثر مخرّب تلویزیون بر سطح علمی و تحصیلات دانش 

آموزان، نشان داده است که ۶۴ درصد دانش آموزان بخاطر تماشای این فیلمها ازعلم و

تحصیل عقب افتاده‌اند! ببینید وقتی که تلویزیون به تنهایی دانش آموزان را اینگونه از 

علم جدا میکند، پس کانالهای مبتذل و فاسد ماهواره چه تأثیری بر روند علم و تحصیل 

خواهد داشت؟

انتشار سستی وکسالت

یکی از بیماریهایی که دانش آموزان وکارکنان وکارمندان به آن مبتلا شده‌اند، تماشای 

شبانه‌روزی کانالهای مخرّب است. شب تا صبح مشغول نگاه کردن آن هستند وبرنامه 

زندگیشان و شب زنده‌داری‌هایشان تماشای این کانالها شده است. در حالیکه نمی توانند به 

موقع سر کلاس و یا سرکارشان حاضر شوند. همیشه با تأخیر و سستی در درس و زندگی 

ظاهر میشوند و نشاط و شادابی را از خود وخانواده خود میگیرند. وزرای فرهنگ کانادا و 

یونان از اینکه کشورشان مورد تهاجم فرهنگی امریکا قرار گرفته است، اعتراض وشکایت 

می کنند و ابراز تأسف می کنند. درحالی اعتراض میکنند که منهج دینی وسیاسی آنها یکسان 

است! پس چگونه ما مسلمین که بر دین حنیف وراستین اسلام هستیم اعتراض و شکایت 
نکنیم؟ 

منبع-سایت تبیان

۳ نفر این پست را پسندیده اند

جنگ نرم با سلاح ماهواره

با ظهور ماهواره، جهانی شدن به عنوان یک فرایند که محصول صنعت ارتباطات است سرچشمه تغییرات اجتماعی شده و به نوعی روند فراملی کردن فرهنگ‌ها و تغییر در مفهوم عمومیت را در حوزه عمومی و مذهبی به دنبال داشته است

مهمترین پیامد ایدئولوژیک جهانی شدن، تشدید جریان مدرنیته در غرب است. مدرنیته یک حوزه معرفتی گسترده دارد که از یکطرف سکولاریزم و ارزش‌های نظام لیبرال دموکراسی و از طرف دیگر نوگرایی، پیشرفت، تنوع و مصرف زدگی در کانون مرکزی آن قرار دارند

این ایدئولوژی غربی بر جدایی مذهب از نهادهای اجتماعی تاکید دارد و معتقد است که مذهب و باورهای دینی موانعی در جهت پیشرفت و نوآوری هستند

به اعتقاد پارسونز، جهانی شدن از یک طرف و از طرف دیگر تاثیرات ماهواره بر نظام اجتماعی جوامع و تغییر فرهنگ کلی و اصیل مردم که در بافتی سنتی پرورش یافته‌اند سبب افزایش تنش در جامعه و تغییر رفتارها و باورهای بین فردی مردم شده و زمینه تهاجمات فرهنگی و کم رنگ شدن فرهنگ‌های داخلی را فراهم کرده 

صاحبان ماهواره با درایت کامل، از این پدیده تکنولوژیکی در جهت رسیدن به اهداف سیاسی و فرهنگی و اقتصادی خود استفاده می‌کنند و در این راه خواسته‌ای جز جذب مردم کشورهای دیگر ندارند، آنها می‌خواهند فرهنگ دیگری را همراه با صنایع و تولیدات خود به مردم میزبان ماهواره دیکته کنند، زیرا وقتی فرهنگ‌ها و طرز فکرها یکسان شوند راه برای نفوذ آنها در جوامع هموار و دخالتشان در سامانه‌های مختلف آسان‌تر می‌شود و اگر در این میان دروازه قلب و فکر مردم به روی فرهنگ‌های کشور بیگانه باز شود دیگر دلیلی برای محدود بدون و در چارچوب بودن نیازها باقی نمی‌ماند و برنامه‌های آنها خواسته و ناخواسته تاثیرات خود را بر جای خواهد گذاشت و این همان چیزی است که آنها به عنوان بزرگترین هدف خود دنبال می‌کنند زیرا با صرف کمترین زمان ممکن و استفاده از کمترین تجهیزات می‌توانند به آنچه می‌خواهند دست یابند، که همانا غارت و چپاول کشورهای دیگر در جهت قدرتمند کردن نیروهای خود می‌باشد.

این مطلب را می پسندم

اهداف ماهواره(۴)

۱- دعوت به نفاق و فسق

قال رسول الله (صلی الله علیه و آ له) و اما علامه الفاسق فاربعه الهو ولغو والعدوان والبهتان .

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: علامت فاسق چهار چیز است: ۱- لهو گرایی ۲- بیهوده گرایی ۳- دشمنی ۴-تهمت زدن (۱)

۲- دعوت به کارهای پست

عن الصادق (علیه‌السلام) انه سئل عن السفله فقال من یشرب الخمر و یضرب الطنبور از امام صادق(علیه‌السلام) از کار پست سؤال شد، حضرت فرمود: کسی که مشروبات مست کننده بخورد ۲-کسی که طنبور بزند . (۲)

۳- دعوت به فساد قلب و نفاق

قال رسول الله (صلی الله علیه وآله) اربعه یفسدن القلب و ینبتن النفاق فی القلب کما ینبتن الماء الشجر: استماع الهو والبذاء واتیان باب السلطان وطلب الصید ؛ رسول خدا (صلی الله علیه و آ له) فرمود: چهار چیز قلب را فاسد می‌کند و نفاق را در دل به وجود می‌آورد همچنان که آب درخت را رشد می‌دهد ۱-گوش دادن موسیقی ۲-قمار کردن ۳-توجه به حکمرانان ظالم ۴-شکار بی جهت .(۳)

۴- دعوت به بدی و فحشا و سخنان بی دلیل

ا نَّما یَأْمُرُکُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاءِ وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَی اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ ؛

او تنها شما را به بدی و فحشاء و گفتن سخنان بی دلیل و نسبت دادن آن به خدا وا می‌دارد (۴)

۵- دعوت به نگاه آلوده و خیانت

ابی جَعْفَرٍ ع قَالَ لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ ص رَجُلًا یَنْظُرُ إِلَی فَرْجِ امْرَأَةٍ لَا تَحِلُّ لَهُ وَ رَجُلًا خَانَ أَخَاهُ فِی امْرَأَتِهِ وَ رَجُلًا یَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَی نَفْعِهِ فَسَأَلَهُمُ الرِّشْوَة ؛ امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آ له) لعن کرد مردی را که نگاه کند به فرج زنی که حلال او نمی‌باشد و مردی که خیانت کند به زن برادرش و مردی که مردم به او محتاج شوند و در مقابل از مردم رشوه بخواهد. (۵)

امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: هرکس قلبش به دنیا تعلق پیدا کند قلبش به سه خصلت تعلق پیدا کند. گرفتاری که تمام نمی‌شود، و آرزویی که درک نمی‌کند و امیدی که به آن نمی‌رسد

آسیب‌های ماهواره

۱- عوارض روحی و روانی (متأثر از فیلم‌های مبتذل و خشن)

الف – احساس گناه

أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ النَّظَرُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیسَ مَسْمُومٌ وَ کَمْ مِنْ نَظْرَةٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَةً طَوِیلَةً ؛ امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: نگاه (حرام) تیری از تیرهای مسموم شیطان می‌باشد؛ و چه بسا نگاه حرامی که حسرت و پشیمانی (روانی) طولانی را به جای می‌گذارد. (۶)

ب- روان پریشی:

مردی که همواره در ماهواره نامحرم را با آن بدن نیمه عریان و آرایش شده ببیند و نتواند به آرزوی خود برسد. به صورت عقده در خود ریخته و دچار بیماری روان پریشی خواهد شد.

عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع أَنَّهُ کَانَ جَالِساً فِی أَصْحَابِهِ إِذْ مَرَّتْ بِهِمُ امْرَأَةٌ جَمِیلَةٌ فَرَمَقَهَا الْقَوْمُ بِأَبْصَارِهِمْ فَقَالَ ع إِنَّ عُیُونَ هَذِهِ الْفُحُولِ طَوَامِحُ وَ إِنَّ ذَلِکَ سَبَبُ هِبَابِهَا فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُکُمْ إِلَی امْرَأَةٍ تُعْجِبُهُ فَلْیُلَامِسْ أَهْلَهُ فَإِنَّمَا هِیَ امْرَأَةٌ کَامْرَأَة

روایت شده از امام علی (علیه‌السلام) در میان یارانش نشسته بود که زنی زیبا از کنار آن‌ها عبور نمود و عده ای از آن‌ها به او خیره شدند پس امام (علیه‌السلام) فرمود: همانا دیدگان این بزرگان طمع کار است و این نگاه‌های خیره سبب ایجاد تصور ذهنی می‌شود بنابراین، هنگامی که یکی از شما به زنی نگاه کند که از او خوشش بیاید باید با همسر خود آمیزش کند، (و بداند) آن زن، زنی است همچو زن خودش. (۷)

أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام یَقُولُ مَنْ تَعَلَّقَ قَلْبُهُ بِالدُّنْیَا تَعَلَّقَ قَلْبُهُ به ثلاثِ خِصَالٍ هَمٍّ لَا یَفْنَی وَ أَمَلٍ لَا یُدْرَکُ وَ رَجَاءٍ لَا یُنَالُ (۸) ؛

امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: هر کس قلبش به دنیا تعلق پیدا کند قلبش به سه خصلت تعلق پیدا کند. گرفتاری که تمام نمی‌شود، و آرزوی که درک نمی‌کند و امیدی که به آن نمی‌رسد.

وَ قَالَ ع مَنْ أَمَّلَ فَاجِراً کَانَ أَدْنَی عُقُوبَتِهِ الْحِرْمَانَ ؛ هر کس آرزوی گناه داشته باشد کمترین عقوبتش پشیمانی است. (۹)

ج- پایین آمدن سطح رضایتمندی همسران:

مرد و یا زنی که همواره صحنه های مستهجن به واسطه فیلم‌های ماهواره برای او عادی شده باشد دیگر به واسطه همسر راضی نمی‌گردد. و این اولین قدم فساد زن و مرد در خانواده می‌باشد.

عَنْ عَلِیٍّ ع فِی حَدِیثِ الْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ إِذَا رَأَی أَحَدُکُمُ امْرَأَةً تُعْجِبُهُ فَلْیَأْتِ أَهْلَهُ فَإِنَّ عِنْدَ أَهْلِهِ مِثْلَ مَا رَأَی فَلَا یَجْعَلَنَّ لِلشَّیْطَانِ عَلَی قَلْبِهِ سَبِیلًا لِیَصْرِفْ بَصَرَهُ عَنْهَا ؛

علی (علیه‌السلام) فرمود: هرگاه از زنی خوشتان آمد نزد همسر خود بروید (وبا او رابطه زناشویی برقرار کنید). زیرا همسر شما هم مثل اوست و برای شیطان در قلب خود راهی قرار ندهید، تا اینکه آن زن از خاطر شما برود.(۱۰)

 

د-خود ارضایی:

دیدن صحنه های محرک و شهوت انگیز در فیلم‌های ماهواره مخصوصاً برای جوانانی که توان اطفاء شهوت از راه شرعی را ندارند، موجب روی آوردن به دفع شهوت از راه استمناء می‌گردد.

هر چند ماهواره شبکه های علمی و مورد استفاده دارد اما نباید غافل بود که اکثر شبکه های ماهواره ای اهدافی جز تسخیر و تخریب و تباهی انسان‌ها و به انحطاط و انحراف کشاندن آن‌ها وفرهنگها و آداب و رسوم‌ها و تبدیل به دهکده جهانی عاری از معنویت ندارد

ه-هم جنس گرایی:

سیر شدن از جنس مخالف (به خاطر دیدن صحنه های مستهجن) و رو آوردن به هم جنس که خود یک نوع بیماری می‌باشد. -عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ کَانَ عَلِیٌّ ع إِذَا وَجَدَ رَجُلَیْنِ فِی لِحَافٍ وَاحِدٍ مُجَرَّدَیْنِ جَلَدَهُمَا حَدَّ الزَّانِی مِائَةَ جَلْدَةٍ کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا وَ کَذَا الْمَرْأَتَانِ إِذَا وُجِدَتَا فِی لِحَافٍ وَاحِدٍ مُجَرَّدَتَیْنِ جَلَدَ کُلَّ وَاحِدَةٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَة؛ امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: امام علی (علیه‌السلام) اگر می‌یافت دو مرد مجرد را در زیر یک لحاف، حد زانی که صد ضربه شلاق بود به هر کدام از آن‌ها می‌زد. و اگر دو زن مجرد را در زیر یک لحاف می‌یافت به هر کدام صد ضربه شلاق حد زنا می‌زد. (۱۱)

ی- دعوت به آرامش کاذب با اعتیاد به انواع قرص‌ها:

برای آرامش و دور کردن اضطراب و افسردگی ناشی از دیدن فیلم‌های خشن و مستهجن موجبات رو آوردن به انواع اعتیاد را فراهم می‌کنند.

ن- افسردگی شدید و گاه همراه با خودکشی

انحطاط و دور افتادگی از اصل خود با دیدن انواع و اقسام فیلم‌ها و به وجود آمدن احساس پوچی و بی هویتی و دور شدن از یاد خدا و هجوم تاریکی‌ها و بیماری‌های روانی انسان را به سمت خود کشی سوق می‌دهد.

 

چهار راهکار مهم مبارزه با مفاسد ماهواره:

۱- آشنایی خانواده‌ها با احکام شرعی در باره ماهواره (احکام نگاه)

۲- آگاهی دادن مردم به آسیب‌های ماهواره و اهداف آن

۳- جایگزین کردن برنامه های متنوع

۴- دعوت به تقوا و معنویات

 

نتیجه گیری:

هر چند ماهواره شبکه های علمی و مورد استفاده دارد اما نباید غافل بود که اکثر شبکه های ماهواره ای اهدافی جز تسخیر و تخریب و تباهی انسان‌ها و به انحطاط و انحراف کشاندن آن‌ها و فرهنگها و آداب و رسوم‌ها و تبدیل به دهکده جهانی عاری از معنویت ندارد.

پی نوشت ها :

۱- تحف العقول ص ۱۷

۲- وسائل الشیعه ج ۱۲ ص ۲۳۴

۳- خصال ص ۲۷۷

۴- بقره آیه ۱۶۹

۵- کافی ۵ ص ۵۵۴

۶- کافی ۵ ص ۵۵۹

۷- وسائل الشیعه ج ۲۰ ص ۱۰۶

۸- کافی ج ۲ ص ۳۲۰

۹- بحارالانوار ج ۷۵ ص ۸۳

۱۰- وسائل الشیعه ج ج ۲۰ ص ۱۰

۱۱- کافی ج ۷ ص ۱۸۲

01-Blue Sky And White Cloud[WwW.KamYab.IR]

منبع: سایت تبیان

۱ نفر این پست را پسندیده است