آمار بازدید
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 31
  • بازدید دیروز: 28
  • بازدید هفته: 22
آخرین دیدگاه‌ها
اوقات شرعی


آمار

آرشیو برای ‘گویش و لهجه محلی قدیم فردوس’ دسته ها

پیشینه وجایگاه موسیقی مقامی خراسان کهن-تون(فردوس امروزی)-قسمت سوم

       موسیقی دانان کهن تون:

حافظ کاظمای تونی-حافظ حسن ابن شجاع تونی-حافظ میر حاج قلندر تونی-حافظ محمد تونی-حافظ نثاری تونی و…………………ده ها وصدها موسیقی دان ونوازنده که نیاز به تحقیق وکاوش دارند.

       لفظ حافظ قبل یا بعد از نام نوازندگان وموسیقی دانان به چند علّت بوده است.یکی اینکه همه ی آن ها حافظ قرآن بوده اندودیگر اینکه دستگاه های هفت گانه وبعد ها پنج گانه ی موسیقی را همه از حفظ داشته اند.همچون حافظ عبدالقادرمراغی قرآن خوان تیمور که حافظ کُلّ قرآن بوده است وصدایی بسیار دلنشین داشته وکتاب ها وآثار ی در موسیقی بر جای گذاشته. حافظان موسیقی دان همه ی مقام ها را به تمام وکمال از حفظ داشته اند.ودیگر اینکه بدون وضو دست به تار نمی زده اند

    رشته های تار به مرور از هفت تار به دو تار رسیده است دلایل بسیار دیگری هست که نیاز به گسترش وقت وعرصه ی کاغذ وتحقیق وقلم دارد.

        در زمان شاهرخ تیموری ودر طول دوران تیموریان که شهر هرات مرکز فرمانروایی خراسان بزرگ بود، هنر مندان ونوازندگان ونقاشان ودانشمندان در رشته های گونا گون در هرات جمع شده بودندویکی از شهر های بزرگ ولایت هرات در آن موقع مورد توجه بسیار ودر همجواری آن واقع می شد وارتباطات زیادی بین آن دو وجود داشت شهر تاریخی تون بود.

مرحوم باستانی پاریزی در مورد موسیقی هرات می نویسد: که سال ها در شهر های ایالت هرات وتوابع آن نغمه ی بسیار زیبایی توسّطِ نوازندگان نواخته می شد وخانه به خانه می گشت ومطلع آن(سرمست ویَقُم چاک) نام داشت ومردم شهر وروستا از آن بسیار استقبال می کردند ونوازندگان تون آن را بسیار زیبا می نواختند وحیرت همه را بر می انگیختند.

     حافظ محمّد تونی:

نوازنده وموسیقی دان دوره ی تیموری وراهنمای عبدالقادر مراغی وصفی الدین ارموی در تنظیم وتصانیف مخمّس

         : از حکیم ابو نصر فارابی استاد ابن سینا موسیقی دان بزرگ، خالق کتاب (اللواحق در موسیقی-ابن سینا) که متأسّفانه این اثر مفقود شده است بیان شده :

که ایقاع مقدار زمان های محدود ی است که با هم متناسب باشند ولی صاحب ادوار می گوید که ایقاع مجموعه ی ضربه ها یی می باشند که بیان آن ها زمان های معیّن ومحدود واقع شده قرار دارد که شامل بر دور هایی(وزن هایی) مساوی در کمیّت است که در وضع هایی خاص هستند ودرک مساوی بودن زمان های آن ودور ها به میزان طبع درونی بستگی دارد.

     نوعی مخمّس اوسط زمان دورش ۸ نقره(کوبه) است

از زمان حا فظ محمد تونی  رحمه الله صاحب ارمال تا زمان مولانا حافظ صفی الدین عبدالمؤ من الی یومنا پیشرو ها اکثر در دور رمل ومخمّس مؤ لّف شده ودر این زمان از این حقیر(محمّد تونی) پیشرو ها می خواستند.

   امّا آنکه از طول زمان مثل دور مئاتین که زمان آن دویست نقره است که آن رابه تقطیع توان ضبط کردن ودیگر آنکه از غایت سرعت واین رو شدنست که مردم مستعد که ایشانرا این علم خلقتی باشد ایشان فرق کنند میان موزون ونا موزون به طبع سلیم ما( لازم به ذکر است که این دویست نقره(کوبه) را محمّد تونی بنیان گذاشت واز زمان محمّد تونی صاحب رمل ها تا زمان صفی الدّین وتازمان عبدالقادر مراغی وتا امروز پیش روها اکثراًدر دور از نوع رمل مخمس (حافظ محمّد تونی) نوشته شده اند.ودر این زمان در ادوار ششگانه که شامل(ثقیل اول-ثقیل ثانی-خفیف ثقیل رمل-خفیف رمل وهزج ) می باشند نیز این پیش روها ساخته ورونوشت  برداری شده است ودر میان اهل فن وهنر بسیار مشهور است.

     نوع سوّمی که از آن نام می برد وهمین تقسیم بندی حافظ محمّد تونی است، کوتاهترین زمانی است که بتوان آن را تألیف کردو نوشت وآن را زمانی گویند مانند آنچه که آمده وآنکه از لحاظ طول زمان وکوتاهی مثل دور مئأتین که زمان آن معادل ۲۰۰ نقره(ضربه) است که آن را اجزاء وارکان ایقاعی می توان ضبظ کرد وبه دست آورد ودیگر آنکه از نهایت سرعت این موضوع واضح است که مردم دارای زمینه وآنان که  این علم در مورد آن هافطری ودرونی است بین موزون وناموزون بودن آن تشخیص می دهند از روی غریزه وقوّه ی درونی.

    واین تقسیم بندی دقیق راحافظ محمّد تونی بنا گذاشته است که بعد ها دیگران بر اساس تخمیس های او اوزان خود را ساخته اند

/مجله هنر موسیقی ج ۲ص ۲۶محمّد تونی .با بسط مقاله

۱ نفر این پست را پسندیده است

گویش محلی قدیم فردوس-(۲۸)

تزغ =نوعی سوسک. جیرجیرک

تَنُکه = شورت

تَمَنه = سوزن بزرگ و بلند برای دوختن کیسه 

تَیات = تآتر 

دِک گیر = دستگیره برای جابجایی ظروف داغ 

دَستاس = آسیاب دستی قدیمی

دُرواخ = سالم ،تکه نشده، پاره نشده

دِلمَلعیوک = چندش آور ،دل آزار

این مطلب را می پسندم

واکاوی اصطلاحات فردوسی ۲۰

گویش فردوسی.واژه محلی قدیمی آغشکه:(پنجره).

درستِ آن (آغوش کش) است ،واژه تحریف شده،

همانگونه که دو دست برای درآغوش کشیدن بازمی شود،

دو،لتِ پنجره همانطور آغوشش را بر روی نسیم وفضای بیرون بازمی کند و ماننددو دستِ بازِ انسان ،به دوطرف کشیده می شود

گویامی خواهددوستی رادرآغوش بگیرد.

ارسالی از: استاد علیرضا عزیزی (نوا)-محقق و پژوهشگر در حوزه فرهنگ بومی

۳ نفر این پست را پسندیده اند

گویش محلی قدیم فردوس

 

بُدَلا:خنگ و دیرفهم.

کاکُتِشک:نوعی تیشه دَم پهن.

دَگّیر:دستگیره پارچه ای مخصوص برداشتن ظروف داغ.

ارسالی از ماها ،از بازدید کنندگان سایت بلده

۱ نفر این پست را پسندیده است

گویش تونی

 

مردم شهر فردوس به گویش فردوسی(تونی) سخن می‌گویند. این گویش در میان گویشهای پارسی در خراسان، یکی از اصیل‌ترین گویش‌ها به شمار می‌رود که آهنگ باشکوه زبان پارسی باستان را همچنان به همراه دارد. با این که این گویش از نظر واژگان موجود در آن زیرمجموعه‌ای از زبان پارسی است، به دلیل تفاوت ساختاری که در صرف افعال و جمله‌بندی با زبان رسمی کشور داشته، نسبت به سایر لهجه‌های خراسان تا حدود زیادی از آلوده‌شدن به واژگان بیگانه مصون مانده‌است. آهنگ و وزن ادای واژگان در این گویش، به گونه‌ایست که درک آن برای شنوندهٔ ناآشنا بسیار دشوار می‌نماید . این گویش در تمامی سطح شهرستان فردوس بخش‌هایی از شهرستان‌های مجاور رواج دارد . در زیر برخی از واژگان و افعال این گویش آورده شده است.

اوگردو=ملاقه بزرگ مسی

اروق=باد گلو

اروک=لثه

اوستavost= حامله ،بار دار

اوکavek=مورچه کوچک

ارازaraz= ترسیدن

انایی= ناپسند

الادر=عمدی ، به عمد

اند= هدف

اسکوچه=سکسکه

اوروزو = آن روزها

اشپوش=شپش

ازملر=حالا

اوگین=نور گیر در خانه های قدیمی

انگار کردن= تعطیل کردن

استنه در = پاشنه در

اورو=ابرو

اویکاوایکا=این و آن

آفری=آفرین

اورتینه=دختر

استاره=ستاره

استیزه=جنگ،لجبازی

ایجا=اینجا

اخکوک=زرد آلوی نرسیده

اننک = آنهایی که

اشکم= شکم

اسفی دشت=نوعی گیاه

اوسانهosanah= افسانه

اشتر = شتر

افتوaftoo=افتاب

او=آب

بارو=باران

برارborar=برادر

بزه= بزن

بغاده=به اندازه،اندازه

بدر سخته =لوس کردن

باچو=مهد،گهواره

باهوbahu=کتف،شانه

برت bart= برای تو

بیخ=کنار

بابو= حالتی تعجبی

بگروم=بگیرم

بفتر=بهتر

بودشوده= کامل شده

بادگیروو= بادگیرها

بسلیbesole = خیس شدن

بلقستbalghast=نوعی گیاه

بر چنه=برای چی

بل=بیل

بنمن benemon= نماند

بجنبی = جنبید

به جی = برو کنار، فرار کن

بکرچی = از هم گسست، له شده

بنگ نخ = کلاف نخ

بوتب= تار عنکبوت

بوژ =زنبور

بک=قورباغه

بالوکbalok= خال صورت

بوک=گونه صورت

پاتیل=ظرف مسی مدوّر و لبه دار

پندری=پنداشتن ،فکر کردن

پوشو = داخل

پنهو=پنهان

پالزی=جالیز

پل = پستی و بلندی

پنه=پناه،پنهان شدن

پیر زال= پیر زن

پوخ=ذره گیاه،ذره بی ارزش

پوخل=ساقه گندم

پوخله=نوعی گیاه

پلخمو=تیروکمان

پروار=گوشتی

پتpot=مو

پوندانه=دانه پنبه

پونبه=پنبه

پوند= ساقه گیاه

پودینه = نعناع

پردگن pardagone= پرده ها

پکروم = پکرم ، گیجم

پاچَو=کفش تخته ای که رویه آن عبارت بود از چند رشته نخ و برای بیل زدن به کار می رفت.

پاگیر=جاپا,پلکان طبیعی

پال پال کردن=پالیدن,میان خاک و مانند آن دنبال دانه گشتن

پایه=رعد,تندر

پَستا=ردیف کار,محل کار اصلی

پُشته=دسته بزرگ,پشتواره,برجستگی دو جوی درخت دار در باغ.

پوزه = تپه

پسلکpeslek= مدفوع گوسفند

پِشِنگ=مختصر

پلونگ=دستمال بزرگ

پتیر،پتیری = نانی که هنوز خمیر باشد در فارسی معیار فطیر معنی می دهد

پکی pake= چاقوی نخ بری

پَکّه=سنگ نرم و سفید رنگ گچ مانندی که ساییده شده آن برای آرایش به کار می رود.

پَلم=ستاره پروین

پتو patow= خانه رو به آفتاب

پَی دست=مشت,مشتواره

پی سَبَقو=دوره کردن درسهای قبلی

پرسهporsa = سوگواری

پسوکی=ولگردی

پیش کردن=بستن

پخل= پنجه کشیدن

پوکک=پرش

هوفتی= افتاد

هایه=هستین

هوشلی=فروریختن

هو تمرگ=به تمرگ ،بشین

هجاشhajash=تمام

هوتیhotae =داخل

هوتنبی=ویران شد

هه جیر=سر حال

هو قورچی=له شده

هه لشت=لیسیدن یه کاسه

هو پای= کنار

هوجا=آنجا

هنوزشه=هنوزکه

همشه = همه آنها

هوم هومو= صداها

هونشن=بنشین

تژغن=دیگ پهن مسی برای جوشانیدن شیر

تور بنجی = رنده

تونی = تویی

تمنه=سوزن بلند

تکه = بزنر

ترخ=نوعی گیاه

تاونگود = سبد بزرگ

تفتو=نوعی نان

تَوشَو=ملاقه زنی شب چهارشنبه سوری

توگی=ارزن پوست کنده

تازیک=نوعی سگ

تیلی=کیسه ای جلد کتاب

تنبو=شلوار

تپtap= نشستن ، کتک زدن

تیار=اماده ُحاضر

تین=پیت,حلب

تنوکه=شورت

ترقز=پرت کردن

تپال= مدفوع گاو

تپی=مدفوع الاغ

تزوک=با حوصله

تژگ tajhg= نوعی سوسک

تژگ tejhg =خربزه نرسیده

جاپردازی= در جای همیشگی نخوابیدن

جالگ=نوعی پرنده صحرایی

جِلَک=وسیله ای چوبی با پره هایی چند که با آن نخ می تابیدند

جنگjengh=سریع

جَوز =گردو

جوو=جوان

جو=آبراه

جشتjesht=زشت

جوش پره=نوعی آش که از تکه های بزرگ خمیر محتوی پاره ای حبوبات و ادویه درست می شد.

آش مخصوص شهر فردوس

چار گُل=مربع,چهارگوش

چو=چوب

چقر=زبر

چخل=ناخن کشیدن

چوپو=چوپان

چونو=چنان

چرقد=چهار قد

چاره-پشته=جویها و برآمدگیهای اطراف آن در باغ که ردیف درختها را در کنار خود جای می دهد.

چره؟= برای چی- چرا

چکچکی= نوعی چاقو

چراغو=شب نشینی و دید و بازدید شبانه

چش=چشم

چَرخی=گرد,سالم

چار یک . چاره ک = یک چهارم

چوشیدن=مکیدن

چار= چهار

چغوک=گنجشک

چونگ=نوک پرنده

 

ارسال از آقای ناصر شبانی از همشهریهای فردوسی و از بازدید کنندگان سایت بلده .

این مطلب را می پسندم

واکاوی اصطلاحات فردوسی ( ۱۹)

کاوش واژه ۱۹٫گویش فردوس:

اصطلاح دروغ ودرم.(درهم)چه ارتباطی بین دروغ ودرهم است؟

ازآنجایی که نمایش درام دراصل داستان خنده دار وگاه غمگین وساختگی و دروغین است Tبا دروغ آورده می شود.

که دراصل از دو واژه کهن فارسی به نام دریک و زریک نشأت گرفته.

دریک(درهم=درم.نقره)و زریک همان طلای خالص است و هرسخن کذب و نادرست به درم تشبیه می شوددرمقابل زریک(طلا).

پس بنابراین درم سخن کم ارزش است.مثل نقره درمقابل طلا.

ارسالی از:آقای علیرضا عزیزی(نوا )-محقق و پژوهشگر در حوزه فرهنگ .

این مطلب را می پسندم

ثبت قنات بلده در فهرست آثار جهانی

 

نماینده کمیته ارزیابی یونسکو ۲۵ تا ۲۷ شهریور امسال

برای ارزیابی نهایی ثبت قنات بلده در فهرست آثار جهانی به فردوس سفر می کند

مسئول پایگاه ملی شهر تون و قنات بلده با اعلام این خبر

در جلسه ای که با حضور مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان،

فرماندار و جمعی دیگر از مدیران مرتبط برگزار شد،

گفت: «یامائوچی» نماینده کمیته ارزیابی یونسکو به تنهایی برای

بررسی آخرین مرحله ثبت جهانی قنات بلده به فردوس می آید

و در صورتی که پرونده را تایید کند این اثر تاریخی خرداد سال آینده در جلسه ای که در سازمان یونسکو برگزار می شود

به طور رسمی به فهرست آثار میراث جهانی می پیوندد.

«اقدس کرم پور» تاکید کرد: باید وضعیت بهداشتی مسیرهای منتهی به قنات بلده

بررسی شود تا روزی که نماینده یونسکو از نزدیک منطقه را بازدید می کند مشکلی ایجاد نشود.

وی افزود: تابلوهای راهنما به ۲ زبان زنده دنیا و ۱۰ ایستگاه گردشگری که اطلاعاتی به گردشگر می دهد آماده است

و ضروری است اداره راه و شهرسازی تابلوهای جهت نمای شهری و روستایی مسیر قنات راهم نصب کند.

وی با بیان این که قنات بلده به لحاظ عرصه و حریم مشکلی ندارد، خاطرنشان کرد:

در اتاق پایش تمام اقدام هایی که برای قنات بلده انجام شده باید بررسی

و جمع بندی شود تا در اختیار نماینده یونسکو قرار گیرد.

به گفته وی، هنگام بازدید نماینده یونسکو پوشیدن لباس و داشتن ابزار کار سنتی

توسط کارگران و افرادی که کار آبیاری را برعهده دارند می تواند در جلب نظر وی موثر باشد و این کار انجام خواهد شد.

مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان هم با اشاره به این که

ثبت جهانی یک اثر می تواند ثمرات مثبت زیادی را در کارنامه فرهنگی کشور داشته باشد، تاکید کرد:

با ثبت جهانی قنات بلده ، فردوس به زبان های مختلف دنیا معرفی می شود و ثمره آن را بعد می بینیم.

«رمضانی» خاطرنشان کرد: با ثبت این اثر چنانچه خدشه ای به قنات بلده برسد

مثل این است که زیانی به اهرام ثلاثه مصر و دیوار چین که آثاری جهانی است وارد شود.

وی افزود: با توجه به امکانات محدود اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری

همه دستگاه های اجرایی شهرستان با تمام توان باید تلاش کنند تا زمینه آماده سازی هر چه بیشتر قنات بلده برای ثبت فراهم شود.

شهردار باغشهر اسلامیه هم با بیان این که شهرداری ۳ میلیاردریال برای بهسازی مسیربلده اختصاص داده است، گفت:

به محض آماده شدن طرح مبلغ اختصاص یافته برای بهسازی مسیر قنات هزینه می شود.

مهندس «مطلبی پور» از آمادگی شهرداری اسلامیه برای نظافت مسیر و هر گونه همکاری دیگر خبر داد.

مهندس«رجبی»، فرماندار فردوس هم خطاب به مدیران شهرستان گفت:

همه دستگاه های اجرایی موظف به همکاری با میراث فرهنگی هستند تا مراحل نهایی کار با موفقیت به پایان برسد .

۲ نفر این پست را پسندیده اند

گویش محلی قدیم فردوس(۲۷)

نُچ = نه ،علامت نفی و عدم موافقت

نُچ = چُرنه ،لوله کتری یا قوری یا آفتابه که از آن آب خارج میشود.

نُمازدِگَر= عصر ،بعداز ظهر ،وقت نماز دیگر (نماز عصر)

نَشِرگ= بچه ای که بخاط تولد فرزند بعدی ،دوره کامل دو ساله را شیر نخورده است.

نَرم و نَحول= شکستن و خرد کردن

نَرجِغ =نر جیغ ،جیغ بلند

نَوِرگ = بچه کوچک و ریزه،کوچک اندام

نِزِمبار = در هوای زمستان که ذرات ریز باران در حال بارش است و براحتی قابل رویت نیست .

۱ نفر این پست را پسندیده است

واکاوی اصطلاحات فردوسی- ۱۸

کاوش واژه مرکب “لأله مِژِنگوک”(لاله مجنونک).

نوعی لاله کوچک واژگون سفیدشیری رنگ بایک خط زردرنگ برروی برگ آن.

درست این واژه تحریف شده ،لاله مجنون کوچک است.”ک “درآخرآن تصغیراست.

ارسالی از-آقای علیرضا عزیزی-پژوهشگر حوزه فرهنگ محلی و شاعر فردوسی.

این مطلب را می پسندم

پیشینه وجایگاه موسیقی مقامی خراسان کهن-تون(فردوس امروزی)-قسمت دوم

    مسعودی نام آلات موسیقی ایرانیان را چنین آورده است:

عود،نای ،تنبور،مزمار و چنگ،و گوید مردم خراسان بیشتر آلتی را در موسیقی به کار می بردند که

هفت تار داشت وآن را رِنگ(رِنج) می خوانده اند(امروز این ابزار موسیقی که به آن تار یا دو تار وگاه به ندرت سه تار می گوییم

از آلات باز مانده آن دوران است که به مرور زمان از تعداد تارهای آن کاسته شده ،و روز به روز پنجه ها ضعیف تر شده است.

وتار های آن نیزاز رینگ هفت رشته  به دوتار رسیده .و دستگاه های خلاصه شده در پنج دستگاه موسیقی تعریف می شود.

نام های مقامات :(راست-اصفهان-عراق-کوچک-حجاز-بوسلیک-عُشاق-حسینی-زنگوله-رهاوندی)

وهمچنین هفت دستگاه در موسیقی ایرانی به این نام ها مشخص شده است که عبارتنداز:

راست پنجگاه-چهار گاه-سه گاه-ماهور-نوا-شور-همایون

  متأخّران پنج دستگاه از شور استخراج کرده اند به این نام ها:(دشتی-اصفهان-ابو عطا-بیات ترک-افشاری)

آنچه در این تقسیم بندی ها از تاریخ گذشته وکهن موسیقی تون مانده است واشاره ای در منابع گوناگون به آن  ها شده،

مقام عُشاق پنجگاه ومقام ودستگاه هما یون است.

که حیدر تونی نوازنده دربار همایون پادشاه هند،

از پنج گاه گوشه ی عُشّاق نوعی مقام ساخت که به مدت صد سال در دربار همایون نواخته می شده است.

وآنچه از گوشه عُشاق برای موسیقی تون(فردوس امروزی) باقی مانده است چکّه است

   استاد خالقی موسیقی دان معاصر در مورد پنج گاه حیدرتونی  چنین نوشته است:

      پنجگاه حیدر تونی که مدّت صد سال در دربار هندوستان نواخته می شده است آوازی ایرانی است ودر پایان پنجگاه دوم خوانده می شود.وپنج گاه و   سپهر حالت در آمد (نوا) را دارد ومثل این است که به نوای پنجم فوقانی رفته باشیم وسپس عُشّاق شنیده می شود وراست پنجگاه تبدیل به ((نوا)) می گردد

   خالقی.موزیک  صصص ۱۶-۱۰-۹

  مقـــــام عُشّـــــاق تون:

عُشاق آوازیست ایرانی وآن در آواز های متعدّد نواخته می شود وآنچه باز مانده از عُشاق در خِطّه ی جلال تون به جا مانده است از موسیقی دانان ونوازندگان گذشته این سرزمین می باشد.که گوشه ی چکّه از آن نمونه است

چـــــکّــه گوشه ای از عُشــــاق تون

      چکّه گوشه ای است باز مانده از دوران حیدر تونی که همراه با چوب بازی وگردش نواخته واجرا می شود

واین حرکت چوب ها معنا دار است وگردش آن چکاوک وار مانند پرنده ی چکاوک که در زبان محلّی جال می گویند

ودر دیگر مناطق ایران طُــرقه نام دارد وبه رنگ ها وشکلهای مختلف که رقصِ مخصوص دارند خود قابل تأمّل بسیار است.

   جال همان پرنده ی افسانه ای است که برای رسیدن به خورشید هزار نام خداوند را از حفظ کرده

به سمت خورشید اوج می گیرد و۹۹۹نام خداوند را بر زبان می آورد

امّا از بیان آخرین نام خداوند عاجز می ماند وفراموش می کند و می سوزد ودر خورشید محو می گردد وخاکسترش به زمین می ریزد.

واین حرکت وچرخش جال برای نوازندگان چکّه تا آخرین نفس همراه بارقص وچوب بازی به نشانه حرکت سریع دوبال طُـــرقه ادامه پیدا می کند. که هنوز گوشه ی چکّه به یادگار از دوران حیدر تونی باقی مانده است

    چکــّــه(چکاوک):

      نوعی پرنده است از گنجشک اندکی بزرگتر وخوش آواز بوده است ودر گویش محلّی جُل یا جال می گویند.

وبه تازی قبره وابوالملیح خوانند ودر عراق آن را هوژه نامند.

نام نوائیست از موسیقی وآن را چکاوک گویند.  از نوای چکاوک اندر کوه-کبک در رقص کردن آمد باز

      سرشت وعادت چنان است که شب از جفت خود جدا می شود.

نر وماده یک جا خواب نمی کنند وبه زبان هندی (نر) آن را چکوا وماده اش را چکوی می نامند

واکثر مردم هند به واسطه ی مناسبت لفظی که در میان چکاوک وچکوا هست به غلط افتاده تصوّر نموده اند که این هردو به یک معنی است.

فرهنگ جهانگیری جلد ۲٫دکتر عفیفی صص ۱۵۱۲-۱۵۱۳

۳ نفر این پست را پسندیده اند

گویش محلی قدیم فردوس-۲۶

نَتُوا = ناودان

نعلی =تُشک

نِک = دندان

نُمعزی = (نمازی )پاک نمودن از طریق آب کشیدن

نَخُرِشت = شام یا نان و خورشت .

نیفوک = محل عبور و بسته شدن کش تمبان

نَربُز = تَکّه -بز نر

نُس = چانه و پیدابودن بیشترین تعداد از دندانهای جلو دهان

نعخو = ناخن

۳ نفر این پست را پسندیده اند

پیشینه وجایگاه موسیقی مقامی خراسان کهن- تون (فردوس امروزی)-قسمت اول

 

             موسیقی عنصر مهمّی از تمّدن ایران در زمان ساسانیان را تشکیل می دهد.

متأسّفانه نت هایی از آواز های ساسانی در دست نیست ویا ما اطّلاع کمی از اصول آن داریم.

   مدارک عدیده ای روشن می سازد که در دوره ساسانیان موسیقی ایران بسیار غنی بوده ودر جامعه ،مقامی بس ارجمند داشته است

چنانکه در آیین مزدک که در زمان قباد ساسانیان ظهور کرد.

موسیقی به عنوان یکی از نیروهای معنوی چهار گانه،شعور و عقل و حافظه و شادی که در برابر خداوند جلوه گر می شود.

این چهار نیرو به دستیاری شش وزیر امور عالم را اداره می کند و وزیران میان دوازده روح در حرکتند که یکی از آن ها خواننده وسراینده ی موسیقی است.

     احرازاین مقام در تشکیلات آسمانی آیین مزدک نشانه آنست که

موسیقی در زندگی روزانه ی مردم آن روز ،جزء احتیاجات روحی به شمار می رفته ومورد علاقه همگان بوده است.

     شواهدی در دست است که موسیقیدانان وخوانندگان ونوازندگان در دربارها نزد شاهان وشاهزادگان ساسانی مقامی ارجمند داشته اند

و در اهمیّت و ارج گذاری به موسیقی همین بس که برای موسیقی وزیر مخصوصی معیّن کرده بودند.

     اردشیر ساسانی مردم و رجال سلطنت را به سه طبقه ممتاز تقسیم کرده بود که از آن جمله مطربان ورامشگران بوده اند

وهر دسته در حضور او جایی معیّن داشته اند،بهرام گور بیشتر متوجّه عیش وطرب موسیقی و ساز وآواز بوده

و چند نفر رامشگر از هند به ایران آورده است ودر زمان او مطربان وموسیقیدانان بر همه مقدّم بوده اند.

   همچنین در دربار خسرو پرویز رامشگران و ترانه سازانی معروف چون سرکش و باربد بوده اند .

آنچه از احوال این دو استاد موسیقی مأخوذ از خدای نامک نیست بلکه از بعضی کتب عامیانه اواخر عهد ساسانی، نقل شده است.

    دستگاههای موسیقی منسوب به باربد مرکّب از هفت خسروانی وسی لحن و۳۶۰دستان بوده

که باایّام هفته وسی روز ماه وسیصدو شصت روز سال ساسانیان تناسب داشته است خمسه ی مستر قه را به شمار نمی آوردند.

   یکی از سرود های حماسی باربد کین سیاوش است که سیاوش بر اساس روایت شاهنامه ی فردوسی پسر کیکاووس و پدر کیخسرو بود

که از طرف مادر تورانی و از طرف پدر ایرانی بود و ماجرای آمدن کیخسرو به همراه مادرش دختر افراسیاب به ایران

ومأمن گرفتن او در کوه ششتو وکوه های کلات که بین گنا باد و تون واقع است

که آثار قلعه او هنوز مورد توجّه تاریخ شناسان واهل پژوهش می باشد

ودوران پایانی عمر خویش تا ماجرای جنگ رخ در دشت کن آباد(گناباد ) بوده است

وما جرای جنگ پیران ویسه ودر نهایت کشتن پهلوانان دراین رویارویی وخاک سپاری آنان در زیبَد کن آباد (گناباد هنوز بر سر زبانهاست

وکنار آرامگاه های آن صفّه ای هنوز پا برجاست در شاهنامه اصل آن به تفصیل آمده است.

   تا سده های گذشته بر اساس اسناد زیبد وجنابذ(گناباد از اعمال تون بوده است.

باربد نوازنده عصر ساسانی دربار خسروپرویز لحن (کین سیاووش) را همیشه می نواخت

ماجرای کیخسرو پسر سیاووش در کوه های کلات وششتو اواخر حیات اوست.

برای آگاهی از تفصیل این سرگذشت به کتاب گناباد پیر تاریخ نوشته استاد دکتر عبّاس زمانی مراجعه نمایید.

         کیخسرو قنات قصبه کن آباد وقنات تون را ساخته است که قدمت آن ها به پنج هزار سال می رسد.ن.ک: سفر نامه ناصر خسرو قبادیانی.

                                                                          علیرضا عزیزی(نوا) دبیر بازنشسته شهرستان فردوس۱۲ تیر ماه ۱۳۹۴

۱ نفر این پست را پسندیده است

واکاوی اصطلاحات فردوسی- ۱۷

کاوش واژه ۱۷ گویش فردوس:

اصطلاح “طلاوتنگل” چرا درلهجه فردوس این دو واژه باهم می آیند؟چه ربطی بین تنگل وطلاست؟

جواب:ازآنجا که در قباله هاغیرازطلا، درختان گردو که مالکین درتنگل(تنگه=تنجه)داشته اند

با دیگر اقلام،گوسفند،مس وفرش ولباس..درخت هم برصورت مهریه می نوشتند که هنوز هم در روستاها مرسوم است.

و امروز همراهی واژه تنگل وطلا را خوب نمی دانند صورت قباله هایی از۴۰۰سال قبل ازتنجه=چنجه موجوداست که درخت گردو مهر می کردند.

ارسالی از: شاعر معاصر فردوسی آقای علیرضا عزیزی (نوا)

 

۲ نفر این پست را پسندیده اند

گویش محلی قدیم فردوس ۲۵

لَمَشت = کثیف 

لَرگ تاس = تاس یا کاسه بزرگ 

لیلی = کوچک ، خُرد

لِک  =پا -(ورلِک=ورپا ، ایستاده)

لُک=تِکه

لِنقتک= پاها را بشدت تکان دادن

لَولَو =پرحرفی زیاد، پرچانگی

لَولَرزه =اظهار ضعف و نداری

لون =آغول و پناهگاهی که برای دامها و بخصوص گوسفندان در دل کوه می کندند.

۲ نفر این پست را پسندیده اند

قطب الدین حیـــــدرِ مـــوســوی تونی – ۳

باپر شهپر به سوی قاف سیر
برکت عمرش شده تجدید خیر
لب به سخن تا به سفر می گشود
یزد و خراسان سوی شیراز و ری
یک پسرش سامریِ تون بود
ناقل اخبار و سخن گستری
وان دگرش نام چو تسکین بود
پخته ی گفتار سخن پروری
پیرو و پرورده ی صائب بود
حیدری آن مظهر اسرار دین
شاهد میدان عمل روز جنگ
هیبت نامش سپر رزم و تیغ
دایره ی درس و کلامش وسیع
پرده گشای همه ی رازها
بخشش او سفره ی بی انتها
صف شکن قدرت بیگانگان
شعله به آفاق جهان می زند
شورش و آشفتگی جان او
وصف مناجات کلامش متین
کشف شهودات بسی داشته
تا علم حیدری افراشته
تا به رضا ،مرتبه کامل شود
نیست چـــو مرتاض، قلنـــــدر صفت

عمر سفر کرده و هر سو به خیر
پا زده بر خانقه و هر چه دیر
باب خطر باز به بر می گشود
او به اشارات سخن کرده طی
وسعت علمش بسی افزون بود
حافظ شهنامه به لفظ دری
سِلک پدر گوش به تمکین بود
بر شده از انس و فرا از پری
بر سخن تر همه طالب بود
عین صراطش شده عین الیقین
با دل خونین، رخِ پر آب و رنگ
بارش خونبار شرر همچو میغ
مرتبه ی قطبی او بس رفیع
نخبگی نخبه ی آوازها
قلّه ی اِستاده به نامش خدا
نازکش بازوی پروانگان
سلسله ی عشق به جان می زند
نقش درخشنده ی ایمان او
حلقه ی درس سخنش بس امین
بذر عمل از غم دین کاشته
هر دو جهان را به جو انگاشته
نور حقیقت همه حاصل شود
قلـــه یِ فتحـــش همــه ســـو معرفت

۲ نفر این پست را پسندیده اند