آمار بازدید
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 199
  • بازدید دیروز: 40
  • بازدید هفته: 5
آخرین دیدگاه‌ها
اوقات شرعی


آمار

Archive for مارس, 2014

لطیفه


اشتها

روزی در جایی نذری می دادند از فقیری که از آن حوالی می گذشت پرسیدند:«اشتها داری؟» گفت:« من در این جهان جز اشتها چیزی ندارم

سپر

ساده دلی به جنگ رفته بود. سپر بزرگی با خود داشت که برای محافظت از جان خویش برده بود. چندی نگذشت که از بالای قلعه سنگی بر سرش زدند وبشکستند. دست بر سر شکسته گذاشت و گفت:«مگر کورید؟… سپر به این بزرگی را نمی بینید و سنگ بر سرم می زنید؟! »

چاه

ساده دلی را پسر در چاه افتاد. سر به درون چاه کرد وگفت:«پسرجان،جایی مرو تا طنابی آورم و تو را نجات دهم

خر گمشده

 مردی خرش را در جنگل گم می کند. موقع گشتن به دنبال آن یک گورخر پیدا می کند.

به آن می گوید: ای کلک لباس ورزشی پوشیدی تا نشناسمت.

وظیفه و تکلیف

روزی پسری بدون دعوت رفت به مجلس جشنی.

 یکی گفت: “پسرک! شما که دعوت نداشتی چرا آمدی؟”‌

پسر جواب داد: “اگر صاحب خانه تکلیف خودش را نمی‌داند تقصیر  من چیست.  

من وظیفه‌ی خودم را می‌دانم و هیچ‌وقت از آن کوتاهی نمی کنم.

اسب من کو

 ساده دلی در عرصه ی مسابقه بر اسبی بنشست و یال اسب در دست گرفت. اسب تاختن آورد و او از پشت آن لغزید و از ابتدای یال به انتهای دم آن رسید! پس آواز در داد: آهای! آهای …! این اسب تمام شد یک اسب دیگر بیاورید.

 

 

 

 

 

 

منبع :سایت تبیان

۷ نفر این پست را پسندیده اند

تلفظ واستعمال برخی اسامی در گویش محلی فردوس(۱)

۱- قُلمَلی = غلام علی

۲- کَلبَسَن =کربلایی حسن

۳- کَلبَلی = کربلایی علی

۴-کَلَمَّد =کربلایی محمد

۵- مِرزامَّد = میرزا محمُد

۶- مُلّامَّد =ملا محمد 

۷- سَلّامَّد = سالار محمد 

۸- سَلالی =سالار علی 

۹- کَلبعجی =کربلایی حاجی

۱۰- کَلباقا = کربلایی آقا

۱۱ -سَلَعجُسَی = سالار حاج حسین 

۱۲-کَلمَدباقِر =کربلایی محمدباقر

۱۳-کَلَّمَّدُسَی = کربلایی محمد حسین

۱۴- کَلبِقُلمُسَی =  کربلایی غلامحسین

۱۵- سَلّامَّدَلی  =  سالار محمدعلی

 

 

 

 

 

بقیه را هم شما بگویید… منتظریم….

 

13 نفر این پست را پسندیده اند

آثار باستانی فردوس -حمام خَیروز

شهرستان فردوس در مسیر مسافرین و زایرین امام رضا(ع)  که از شهرهای بندرعباس،کرمان،یزد،طبس عازم مشهد هستند دارای آثار باستانی ونقاط دیدنی و تفریحی زیادی از جمله  آبگرم معدنی میباشد،جادارد که مسافرین و زایرین در مسیر تشرف به مشهد مقدس یا در برگشت  ساعاتی چند را در این شهر تاریخی توقفی داشته وبا فرهنگ ونقاط دیدنی این شهر بیشتر آشنا بشوند،یکی از این مراکز، که بعنوان آثار باستانی این شهر ثبت شده موزه مردم شناسی “حمام خَیروز ” میباشد.

“”موزه مردم شناسی فردوس شامل دو بخش «آداب و رسوم حمام» و «مشاغل سنتی» شهر قدیم فردوس می‌باشد که از جمله بخش‌های موزه می‌توان به مشاغل آهنگری، نمد مالی، خراطی، دلاکی و… اشاره نمود که در هر بخش با توضیحاتی به معرفی آن پرداخته شده است. از دیگر بخش‌های موزه می توان اتاق نشیمن خانه، مطبخ خانه و نگارخانه را نام برد.

حمام خیروز یکی از بناهای زیبا و تاریخی شهر تون است که در ضلع جنوبی امام زادگان سلطان محمد و سلطان ابراهیم واقع شده است. قدمت این بنای تاریخی به دوره صفویه بر‌میگردد. این حمام در زلزله سال ۱۳۴۷ بطور جدی آسیب می‌بیند و پس از آن غیر قابل استفاده بوده و می‌توان گفت از حیث انتفاع خارج شده است.
معماری این حمام مانند حمام های سردشت و کوشک در سطح منطقه منحصر به فرد بوده و نکته جالب توجه در ساخت آن اینکه حمام طوری طراحی شده که آب قنات وارد سربینه مردانه شده پس از عبور از طول سربینه زنانه از آن خارج می‌شود. این حمام دارای دو قسمت (زنانه و مردانه) کاملاً نجزا بوده است. تاریخ ساخت بنای اولیه آن به دوره صفویه بر ‌می‌گردد که در سال ۱۳۳۵ بخش‌هایی به آن اضافه شده است.
این بنای تاریخی به جز آسیب‌هایی که در زلزله به آن وارد شده است، متأسفانه پس از زلزله نیز مورد بی-توجهی و ناملایمات زیادی قرار گرفته و آسیب‌های طبیعی، انسانی زیادی به آن وارد شده و کاملاً به صورت خرابه و ویرانه در آمده بود. تا اینکه در سال ۱۳۸۳ نمایندگی میراث فرهنگی شهرستان پیشنهاد ثبت آن را داد و با شماره ۱۲۸۱ د رتاریخ ۵/۴/۱۳۸۴ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید و پس از آن توسط سازمان میراث فرهنگی حفاظت شد. در سال‌های اخیر پس از انجام مطالعات تصمیم بر آن شد که مرمت و بازسازی آن با کاربری موزه مردم شناسی شهرستان انجام گیرد، که شروع عملیات مرمت بنا از سال ۱۳۸۶ آغاز و تا تابستان سال ۱۳۹۱ به طول انجامید. مجموع اعتبار هزینه شده جهت عملیات مرمت، بازسازی و کاربری موزه ای به بنا معادل ۳۵۰۰ میلیون ریال اعتبار ملی و استانی بوده است.
مساحت عرصه حمام خیروز ۱۲۰۰متر مربع و کل محوطه سازی ۲۵۰۰متر مربع می‌باشد.”"

                                                                منبع :وبسایت” فردوس شهر یاقوت سرخ”-خانم جوان

 

876bf0d06d19e26d37c3ab00d016af7b_XL - Copy

9 نفر این پست را پسندیده اند

حکایت:

ابوبصیر ـ که مردی نبابینا بود ـ می­ گوید خدمت امام باقر (علیه­ السلام) رسیدم.

به حضرت عرض کردم: آیا شما ذریه ­ی رسول خدا هستید؟ امام فرمودند: بله.

گفتم: رسول خدا وارث علم همه ­ی انبیاء بود؟ فرمودند: بلی.    

گفتم: آیا شما نیز تمام علوم رسول خدا را به ارث برده ­اید؟ فرمودند: آری.

گفتم: شما می­ توانید مرده را زنده کنید و کور مادر زاد را معالجه کنید؟ فرمودند: آری، به اذن خدا.

سپس امام با مهربانی فرمود: ابو بصیر! جلو بیا. نزدیکش رفتم. آن حضرت دست به چهره و دیده ­ی من کشید و بینا شدم.

آنگاه دوباره دست بر صورتم کشید و به حالت اوّل بازگشتم.

آنگاه فرمود: می­خواهی بینا باشی و در روز قیامت همانند مردم حساب پس بدهی، یا آنکه دوست داری نابینا باشی و بی­حساب به بهشت بروی؟

گفتم: می­خواهم نابینا باشم؛ زیرا بهشت را بیشتر دوست دارم.

وبسایت هم اندیشی دینی

۵ نفر این پست را پسندیده اند

درس­هایی از معاد -(حقیقت مرگ)

 مرا در منزل جانان چه امنِ عیش، چون هر دم   

جرس فریــاد می­دارد، کــه بربندیـــد محمل­ها

حقیقت مرگ از نظر دین، انتقال از عالمی به عالم دیگر است: «لکنَّکُم تنتَقِلُونَ مِن دارٍ إلی دارٍ». اما مرگ به معنای «قطع نَفَس» و «سرد شدن بدن»، مرگی است که در دانش زیست شناسی مطرح است. انتقال از دنیا به برزخ، برای انسانها بسیار آسان و برای گروهی بسیار دشوار است.

لقمان حکیم در موعظه ­ای به فرزندش فرمود: ای فرزندم! اگر در مردن شک داری خواب را از خود بردار که نمی­ توانی، اگر در برانگیخته شدن در قیامت شک داری، بیداری را از خود بردار که نمی ­توانی؛ بنابراین اگر در خواب و بیداری خود که دو واقعیت است اندیشه کنی، می ­فهمی که وجودت به اختیار دیگری است. همانا خواب به منزله ­ی مرگ و بیداری بعد از خواب به منزله ­ی زنده شدن پس از مرگ است.

قبض روح؛ آخرین مرحله از سکرات موت و اوّلین مرحله از قدم گذاردن به عالم برزخ است و خدای تعالی از طریق توفّی و قبض روح، جهت کلی روح انسان را از دنیا به برزخ و قیامت می­ کشاند و در این حالت است که اگر انسان جهت روحش دنیایی باشد با سختی­های طاقت فرسایی روبرو خواهد شد و برعکس؛ آن­هایی که عمری در جهت نیل به لقاء الله، صراط عبودیتِ حق را طی می­کردند، با قبض روح، به بزرگترین هدف خود دست می­ یابند و خداوند در این رابطه می­فرماید: «الَّذینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ طَیِّبینَ یَقُولُونَ سَلامٌ عَلَیْکُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛ همان­ها که فرشتگان (مرگ) روحشان را مى‏ گیرند در حالى که پاک و پاکیزه ‏اند به آن­ها مى ‏گویند: «سلام بر شما! وارد بهشت شوید به خاطر اعمالى که انجام مى ‏دادید!»

برعکسِ مؤمنین، آن­هایی که فرصت­های دنیایی را سوزانده­ اند و هیچ جهت الهی به جان خود نداده ­اند، در هنگام قبض روح مورد ضرب و شتم ملائکه هستند. قرآن در این رابطه می­فرماید:«وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ یَتَوَفَّى الَّذینَ کَفَرُوا الْمَلائِکَةُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أدْبارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَریقِ * ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أیْدیکُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ؛ و اگر ببینى کافران را هنگامى که فرشتگان (مرگ)، جانشان را مى‏ گیرند و بر صورت و پشت آنها مى ‏زنند و (مى ‏گویند:) بچشید عذاب سوزنده را (، به حال آنان تأسف خواهى خورد)! * این، در مقابل کارهایى است که از پیش فرستاده ‏اید و خداوند نسبت به بندگانش، هرگز ستم روا نمى‏ دارد!»

اولاً: این زدن، زدنی خاص است که از طریق ملائکه ­ی مجرد، بر نفس مجردِ متوفی وارد می­شود.  به عنوان مثال تصور کنید که شخصی در حال مستی خانواده ی خود را به قتل می رساند. چنین انسانی بعدها چقدر عذاب وجدان می­گیرد و چه حالی دارد؟! بدنش سالم است منتهی از درون آن­چنان فشاری را متحمل می­شود که حاضر است صدها بار بمیرد، اما از این فشار رهایی یابد. این فشار فشاری روحی است و عذاب­های برزخی و اخروی تقریبا از این سنخ هستند. روی همین حساب است که میت در عین حالی که عذاب قبر دارد، در بدنش آثاری از عذاب دیده نمی شود.

ثانیاً: هم ملائکه او را از پشت می­زنند و از دنیا بیرون می­ کنند، چرا که حق دنیا را ادا نکرده است و هم ملائکه از جلو با او روبه رو می­شوند، او را می­زنند که چرا کاری در شأن برزخ و قیامت انجام نداده ­ای.

ثالثاً: آن­قدر این عذاب سخت است که ممکن است کسی بگوید این اندازه عذاب، حقِ این شخص نیست و لذا خداوند برای دفع این توهم در آخر آیه می­فرمایدلَیْسَ بِظَلاَّمٍ للعبید.  

پی نوشتها:    ـ بحار الانوار، جلد۳۷، صفحه ­ی۱۴۶٫     . نحل، آیه ­ی۳۲٫    . انفال، آیه ­ی۵۰

برگرفته از وبسایت هم اندیشی دینی آقای احمد نباتی

۷ نفر این پست را پسندیده اند

همنشینی با افراد شایسته-از نظر علی (ع)

رضا و خشنودی به قضای الهی،بهترین همنشین است.

برادران دینی را به اندازه پرهیزکاریشان دوست بدارید.

بهترین همنشین کسی است که دانشمند و بردبار باشد.

کسی که با علماء بیامیزد احترام یابد، وهرکس با اوباش بیامیزد زبون و خوار گردد.

همنشینی با حکماء حیات بخش عقلها و شفا بخش نفوس است.

مجلس حکمت،بوستان و(نهالستان) علماء است.

همنشینی با عاقل سبب ایمنی است.

هیچ چیزی همانند همنشینی با نیکان و اهل خیر انسان را سوی نیکی جلب نمی کند و از بدی نجات نمی دهد.

با اهل خیر نزدیک باش تا از آنان باشی و از بدان جدا شو تا از آنها جدا باشی.

 

 

منبع: برگرفته از کتاب دوستی و دوست یابی-اثر عزت مهاجرانی

 

 

 

 

 

 

 

6 نفر این پست را پسندیده اند

گویش محلی-فردوس(a)

۱- اَشَدَودَو: سوسک

مَم کلمه”اَشَدَودَو” ریشه یابی کُنُم.این کلمه در اصل “حشره دوان دوان” بوده که به لهجه فردوسی شده “اَشَدَودَو”.کلمه حشره به “اَشَره” تغییر کرده وبه صورت مخفف شده “اَشَ” و “دوان دوان” هم به صورت مخفف شده “دَودَو”.

۲- طَزغ: جیرجیرک

۳- اَوِک: مورچه های خیلی ریز

۴- مُرِشکِ سُلَیمَنی: مورچه های خیلی درشت و سیاه

۵- شَشِنگ: ساس(نوعی حشره)

 ۶- جیرِ تَنبُ: کَشِ پیجامه

۷- سَلَجُسَی: سالار حاجی حسین

۸- رووِنگ: مارمولک

۹- رَوَنجُک: موریانه

۱۰- بَوتَب: تار عنکبوت

 

 

 

ارسالی از ماها- از بازدیدکنندگان پروپاقرص سایت.

۱۰ نفر این پست را پسندیده اند

گویش محلی فردوس(۴)

کَندول = تُنگِ آبی که گَلو یا دسته اش شکسته باشد

کنار اَو = تُوالت -wc .

کونِ زَنگیچه = آرنج

کوندِلک = لگن ،باسَن

کِت کِت = صدای خنده

کُم سِیَه = کسی که پیشگوییش درست از کار در میاد

کَلّه خُم =کسی که سر بزرگی داشته باشد-شاید هم منظور کسانی باشند که فکرشان هنوز خام است

کَلَعوِنگ = سرگرم ،مشغول به کاری کردن

کَلّه مَجهول = کندذهن

کَلغَزکون = لاغر، کم بنیه 

۹ نفر این پست را پسندیده اند

خیانت زن و شوهر امری عادی در فیلم‌های ماهواره ای !(۲)

یک استاد دانشگاه، فروش دین و اخلاق را هدف اصلی غربی‌ها در تولیدات فرهنگی برای کشورهای اسلامی دانست و گفت:‌ منسوخ کردن ازدواج و گسترش روابط آزاد ‌در جامعه هدف اصلی سریال‌های ماهواره است.

فائزه عظیم‌زاده اردبیلی اظهار داشت: یکی از برنامه‌ها و سیاست‌های جهان غرب برای مبارزه با باورهای دینی و از بین بردن نگاه تقوایی در جامعه، طراحی رسانه در عرصه بین الملل و ایجاد یک فضای مخرب بین افراد است.
وی افزود: برنامه‌ریزی جهان غرب در جهت هویت زدایی، دین زدایی، خانواده‌ ستیزی و خانواده گریزی است و بر اساس این محورها به تولید فیلم و برنامه‌ می‌پردازند.

این استاد دانشگاه امام صادق (ع) با بیان اینکه نگاه اساسی فیلم‌هایی که توسط رسانه‌های غربی تولید و از طریق ماهواره به طور رایگان در اختیار خانواده‌ها قرار می‌گیرد از میان بردن نگاه عفیفانه مرد و زن در خانواده است، ‌گفت: آنها تلاش می‌کنند تا زیور عفاف را به عنوان یک عامل مخرب جلوه دهند و تعهد و پایداری افراد خانواده را نسبت به هم از میان ببرند.

  تضعیف باورهای مذهبی نتیجه سریال‌های ماهواره‌ای 

وی ادامه داد: برنامه‌های نامناسب ماهواره به دنبال ترویج احساس آزادی مطلق و یا همان لیبرالیسم جنسی هستند؛ لیبرالیسم جنسی به دنبال ایجاد آزادی برای روابط جنسی مطلق بوده که هدف غرب اشاعه این فرهنگ است که از دستاوردهای اومانیسم محسوب می‌شود.

عظیم زاده اردبیلی با اشاره اینکه غرب در مرحله نخست برای زدودن خداباوری تلاش می‌کند، ‌عنوان کرد: در مرحله بعد باورهای دینی مورد هجوم قرار گرفته و پس از آنکه حساسیت‌های دینی کاهش یافت به ترویج مفاسد دینی می‌پردازند و فرد را از دین‌گرایی دور می‌کنند.

این استاد دانشگاه امام صادق (ع) گفت: نمونه بارز ترویج مفاسد دینی، عفاف زدایی و ایجاد حس رقابت زن و شوهر نسبت به یکدیگر است یعنی آنها به جای اینکه انیس و مونس هم باشند به صورت رقیب یکدیگر نمایش داده می‌شوند و نسبت به هم وفاداری، تعهد و پایبندی ندارند.

زدودن حیا و تعهد در خانواده

 وی هدف اصلی فیلم‌ها و سریال‌های ماهواره را زدودن تقوا، حیا، شرم، وفاداری، تعهد و حس مسئولیت در خانواده‌ها دانست، اظهار داشت: حس رقابت جنسی و تفکر آزاد‌اندیشی مطلق حاصل این فیلم‌ها است؛ خیانت زن و شوهر نسبت به یکدیگر و ایجاد فضای آزادی مطلق برای فرزندان بدون نظارت پدر و مادر ره‌آورد فیلم‌ها و سریال‌های ماهواره‌ای است.

عظیم زاده اردبیلی تصریح کرد: فروش دین، اخلاق و خانواده محوری هدف اصلی غربی‌ها در تولیدات فرهنگی برای کشورهای اسلامی است و تک محوری کردن خانواده‌، ‌منسوخ کردن ازدواج و گسترش روابط آزاد ‌در جامعه مدنظر غرب و صهیونیسم است.

وی اضافه کرد: ما نباید در برابر دنیای غرب انفعالی برخورد کنیم و منتظر باشیم تا آنها سریال ساخته و ما آن را رد کنیم بلکه باید آموزه‌های دینی و ا خلاقی را فعالانه و پویا برای جامعه تبیین کنیم.

خیانت زن و شوهر نسبت به هم امری عادی در فیلم‌های ماهواره 

استاد دانشگاه امام صادق (ع) با بیان اینکه سریال‌های مختلف مانند حضرت یوسف (ع) و مختار‌نامه که برگرفته از مباحث دینی بوده مورد استقبال زیاد مردم قرار گرفتند، افزود: استقبال مردم از این فیلم‌ها حاکی از تشنگی آنها نسبت به آموزه‌های دینی است.

عظیم زاده اردبیلی گفت: فرهنگ‌سازی در جامعه ضرورت دارد ما قطعاً نمی‌توانیم معادل هزینه‌ای که غرب برای تغییر فرهنگ جامعه ایران از طریق ساخت سریال‌های مختلف صرف می‌کند برای ساخت فیلم هزینه کنیم تنها کاری که می‌توان انجام داد این است که جامعه در مقابل پدیده ماهواره واکسینه شود و بتواند از خود دفاع دینی و معرفتی کند.

وی بیان کرد: وقتی خانواده ایرانی بداند استفاده از ماهواره چه اثر مخربی دارد و آمار طلاق و سن ازدواج را بالا برده و خیانت زن و مرد را به هم ترویج می‌دهد، حتی اگر دین مدار نباشد، از ماهواره استفاده نمی‌کند.

 

10

 

 

 

سایت تبیان - محسن لک

۱۰ نفر این پست را پسندیده اند

آداب معاشرت با مردم درکلام وسفارش حضرت علی(ع)-(۱)

به همه مردم نیکی کن ،آنچنان که می خواهی به تو نیکی کنند.

آنچه را که برای خودت می پسندی ،برای آنان نیز بپسند.

آنچه را که برای خویشتن نمی پسندی ،برای دیگران نیز مپسند.

اخلاقت را برای مردم نیکو کن تا در غیابت به تو محبت ورزند. واگر مُردی برایت اشک بریزند. وازکسانی مباش که اگر مُردی خوشحال شوند.

بِدان که مدارا کردن با مردم پس از ایمان به خدای عزّوجل، سرآمد عقل است.

کسی که با همنشینانش خوب معاشرت نکند،خیری در او نیست.

تمام زندگی ومعاشرت مردم با یکدیگر به منزله پیمانه ای پر است که دو جزءِ آن “جلب محبت و نیکی کردن

و یک جزءِ دیگرش “خود را به غفلت زدن است”.

در اثر شک و گمان پیوندت را با برادر خود قطع مکن و بدون رضایت وی از او قطع رابطه مکن،

شاید عذری دارد و تو وی را سرزنش می کنی،

هر که پوزِش خواست عذرش را بپذیر، چه راست یا دروغ.

دلهای مردم رمنده است،هرکه به آنها محبت کند به او روی آورند.

 

 

 

منبع: برگرفته از کتاب دوستی و دوست یابی-اثر عزت مهاجرانی

 

 

7 نفر این پست را پسندیده اند

گویش محلی فردوس(۵)

سِکَل مَعکول = مریض، ناخوش احوال

ساوُ = سوهان

سُستُ پَلُست =بافتهِ بی کیفیت و کم دوام 

سُتُّ پُت = درگوشی با کسی صحبت کردن .

سُر سُر= نجوا کردن با کسی ،درگوشی صحبت کردن

سَیل = تماشا،معمولا بیشتر برای دیدن عروس و تماشا در مجلس عروسی بکار می رود.

سیخ = شاخه های ریز ونازک درختان و ساقه بوته ها

سیخ = راست شدن ،(مو بر بدنم سیخ شد)

سَرق = غَش ، یک نوع مریضی  

سَو = سایش ،ساییدن

سَو = سیب

سوزی = سوزن ،آمپول

 

۷ نفر این پست را پسندیده اند

گلی از گلشن راز

ابیاتی از گلشن راز که شمه ای از بیان حال و مقام عرفانی شیخ محمود شبستری و معرفی منظومه مزبور از زبان خود این عارف بزرگ است

چو آشـــامیدم آن پیمــانه را پــاک                   درافتادم زمســـتی برســـرخاک

کنون نه نیســتم در خود، نه هسـتم              نه هشیارم، نه مخمورم، نه مستم

گهــی چون چشم او دارم سرخوش               گهی چون زلف او باشم مشــوَّش

گهــی از خــوی خود در گلخنم من                 گهــی از روی او در گلشـــنم من

از آن گلشــن گرفتــم شمـه ای باز                نهـــادم نــــام او را گلشـــن راز

در او از راز دل، گل ها شکفته است              که تا اکنون کسی دیگر نگفته است

زبـان ســوســن  او جمله گویاست                عیــون نرگس او جملـه بینـــاست

تأمل کــن بــه چشــــم دل یکــایک                که  تا  برخیزد از پیش تو این شک

ببیــن منقــول و معقــول و حقــایق               مصفـــا کـــرده در علــم دقـــایق

به چشـــم منکری منگر در او خـوار               که گل ها گردد اندر چشم تو خــار

نشــان نـاشناسی ناسپاســی است          شناسایی حق در حق شناسی است

غرض زین جمله تا آن گـــر کند یاد                عزیــــزی گویــم و رحمت بر او باد

به نام خویش کــــردم ختم و پایان               الهـــی عاقبت محمــــود گـــردان

 

۶ نفر این پست را پسندیده اند

زاحمد تا احد یک میم فرق است

زاحمد تا احد یک میم فرق است                                           جهانی اندراین یک میم غرق است
یقینا میم احمد میم مستی ست                                          که سر مست از جمالش چشم هستی ست
-
زاحمد هردو عالم آبرو یافت                                                   دمی خندید و هستی رنگ و بو یافت
اگر احمد نبود آدم کجا بود                                                    خدا را آیه ای محکم کجا بود
چه می پرسند کاین احمد کدام است                                     که ذکرش لذت شرب مدام است
-
همان احمد که آوازش بهار است                                             دلیل خلقت لیل و نهارست
همان احمد که فرزند خلیل است                                            قیام بت شکنها را دلیل است
همان احمد که ستارالعیوب است                                          دلیل راه و علام الغیوب است
-
همان احمد که جامش جام وحی است                                   به دستش ذوالفقار امر و نهی است
همان احمد که ختم الانبیا شد                                              جناب کنت و کنز مخفیا شد
همان اول که اینجا آخر آمد                                                    همان باطن که بر ما ظاهر آمد
-
همان احمد که سرمستان سرمد                                           بخوانندش ابوالقاسم محــــــــــــــــــمد (ص)
محمد میم و حا ء و میم و دال است                                        تدارک بخش عدل و اعتدال است
محمد رحمهََ للعالمین است                                                  کرامت بخش صد روح الامین است
-
محمد پاک و شفاف و زلال است                                             که مرآت جمال ذوالفقار است
محمد تا نبوت را برانگیخت                                                    ولایت را به کام شیعیان ریخت
ولایت باده ی غیب و شهود است                                           کلید مخزن سرّ وجود است

منبع: سایت تبیان

۵ نفر این پست را پسندیده اند

معمّا

البته معمّا مربوط میشود به قضاوتهای حضرت علی (ع).

یکی از اعراب صدر اسلام که سرمایه اش تنها یک گله شتر می باشد،وصیت می کند بعد از مرگ،  شترانش بین سه فرزندش به نسبت:

سهم فرزند بزرگ -(یک نهمِ شتران)

سهم فرزند میانی (یک سومِ شتران)

و سهم فرزند کوچک (یک دومِ شتران) باشد.

بعد از مرگش ۱۷ شتر از او باقی می ماند – وُرّاث از تقسیم شتران درمانده شده ،موضوع را نزد قاضی می برند،قاضی هم از حلّ آن درمانده می شود.

به  حضرت علی(ع) مراجعه می کنند ، ایشان با یک ابتکار ساده ،مشکل آنان را حل نموده و همه با رضایت کامل به خانه برمی گردند.

شما بنویسید ایشان با چه تدبیری این مشکل را حل نمودند؟ 

۷ نفر این پست را پسندیده اند

حکایتی از سعدی (۳)

درویشی مجرد به گوشه صحرایی نشسته بود،پادشاهی برو بگذشت، درویش از آنجا که فراغ ملک قناغت است سر بر نیاورد و التفات نکرد.
سلطان از آنجا که سطوت سلطنت است برنجید و گفت:این طایفه خرقه پوشان بر مثال حیوانند و اهلیت آدمیّت ندارند.
وزیر نزدیکش آمد و گفت: ای جوانمرد سلطان روی زمین بر تو گذر کرد ،چرا خدمتی نکردی وشرط ادب بجا نیاوردی؟
گفت: سلطان را بگوی توقع خدمت از کسی دار که توقع نعمت از تو دارد.
و دیگر بدان که ملوک از بهر پاس رعیت اند ،نه رعیت از بهر طاعت ملوک :

پادشه پاسبان درویش است                     گرچه رامش به فرّ دولت اوست
گوسپند از برای چوپان نیست                   بلکه چوپان برای خدمت اوست  

   5185209330183138951584439320023166236

۷ نفر این پست را پسندیده اند