آمار بازدید
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 41
  • بازدید دیروز: 226
  • بازدید هفته: 515
آخرین دیدگاه‌ها
اوقات شرعی


آمار

Archive for آوریل, 2014

بهلول و سر تراشی(۶)

 روزی بهلول سر شخصی را مشغول به تراشیدن شد.

در حین کار دستش لرزید و سر آن شخص زخم برداشت . 

 آن مرد شروع به داد و فریاد کردن که سر مرا بریدی . 

 بهلول گفت : خفه شو ! سربریده که حرف نمی زند . 

 

۶ نفر این پست را پسندیده اند

پیامبراکرم(ص)

دوستی من و خاندانم در هفت جای پر وحشت سودمند است”

هنگام مرگ

در قبر

هنگام زنده شدن

هنگام تحویل نامه اعمال

در وقت حساب

در وقت سنجش اعمال

هنگام عبور از پل صراط.

 

پند واندرزهای چهارده معصوم -مهدی حایری تهرانی

۳ نفر این پست را پسندیده اند

گلی از گلستان سعدی

اسکندر رومی را پرسیدند ،دیار مشرق و مغرب به چه گرفتی

که مُلوکِ پیشین را خَزایِن و عُمر و مُلک و لشکر بیش از این بوده است

و ایشان را چنین فتحی میسر نشده،

گفتا به عَونِ خدای عزّ وجَلّ ،هر مملکتی را که گرفتم رعیّتش را نیازردم و نام پادشاهان جز به نیکویی نبردم.

بزرگش نخوانند اهل خِرد                که نام بزرگان به زشتی بَرَد

1365252122-1365251571-gaybcfhssorst0937flg

 

3 نفر این پست را پسندیده اند

حالگیری پدرانه

16 نفر این پست را پسندیده اند

آموزش بوذرجمهر حکیم

از بوذرجمهر حکیم نقل است که فرمود: من از هر چیزی صفت نیک او را اخذ نمودم ،حتی از سگ و گربه و خوک و غراب.

گفتند از سگ چه آموختی ،گفت: الفت او را با صاحب خود و وفاء او را.

پرسیدند از غراب (کلاغ) چه آموختی؟ گفت شدّت احتراز و حذر او را.

گفتند از خوک چه گرفتی، گفت بکور او را در حوایج خود(بکور یعنی صبح پی حاجت رفتن).

پرسیدند از گربه چه آموختی؟ فرمود حُسن نغمه و تملق او را در مسئلت و سوال.

تصاویر-زیبا-از-گرگ-ها-9

منبع:شرح صد کلمه قصار از علی(ع)-تالیف حاج شیخ عباس قمی-ص۳۵

 

3 نفر این پست را پسندیده اند

هنجارها وسیله هستند یا هدف؟

هنجار وسیله ای است برای تنظیم روابط اجتماعی و از آن طریق برای بهتر ارضاء شدن نیازها.

بنابراین، اینکه هنجارها مفید هستند یا مضّر،

بستگی به این دارد که آیا آنها روابط اجتماعی را در مسیر ارضای نیازهای فطری بطور صحیح تنظیم می کنند،

تا انسانها نهایتاََ به ارضای نیازهای “خودشکوفایی ” و”تعالی ” برسند یا نه ؟

۴ نفر این پست را پسندیده اند

گلی از گلستان سعدی(۲)

خشم بیش از حد گرفتن وحشت آرد و لطف بی وقت هیبت ببرد،

نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند .نه چندان نرمی کن که بر تو دلیر شوند.

درشتی و نرمی به هم در بِه است                    چو فاصِد که جراح و مرهم نِه است

درشتی نگیرد خردمند پیش                             نه سستی که ناقص کند قدرِ خویش

نَه مَر خویشتن  را فزونی نَهد                           نَه یکباره تن در مَذّلت دهد

شبانی  با پدر گفت ای خردمند                            مرا تعلیم ده پیرانه یک پند

بگفتا نیکمردی کن نه چندان                               که گردد خیره گرگِ تیز دندان

 

 

فاصد-به معنی رگ زن است -درطب سنتی  قدیم برای علاج برخی پادردها،با نیشتر مخصوص از بالای مچ پا رگ اصلی را کمی پاره میکرده اند

تا خون غلیظ و کثیف خارج شود و خون در پا راحت جریان داشته باشد.

۳ نفر این پست را پسندیده اند

پرسش از امام رضا -نعیم چیست؟

“ثمّ لَتُسئلُنَ یومئذِِ عن النعیم “

“سپس آن روز (روز قیامت) در باره نعیم حتماََ مورد پرسش قرار خواهید گرفت .

یکی از امام رضا پرسید: آیا نعیم یعنی آب گوارا، غذای دلپذیر یا خواب و استراحت خوب؟

امام فرمود:خدا نسبت به آنچه که به بندگانش ارزانی داشته سوال نمی کند و بر آنان منت نمی گذارد.

چرا که حتی مردم نیز اگر بخاطر لطفی که کرده اند بر یکدیگر منت بگذارند زشت است،

و چطور ممکن است کاری را که حتی از مردم  نیز زشت است به خدا نسبت داد؟

مقصود از نعیم “دوستی با اهل بیت ” است که اگر کسی بدان پایبند بود به بهشت خواهد رفت واز نعیم آن برخوردار خواهد شد.

(ودر این باره مورد سوال قرار خواهد گرفت).

 

منبع :عیون اخبار الرضا-ج۲ ص ۳۷

۶ نفر این پست را پسندیده اند

چقدر شیعه ایم ؟(۶)

بیعت گرفتن

ای مردم! شما را از آن حد فزون‌تر است که بتوانید یک یک، با من دست بیعت دهید در حالی که به فرمان خدا، مأمورم که از زبان هر یک از شما اعتراف گیرم که منصب فرمانروایی و امارت بر مؤمنان را که برای علی(علیه السلام) قرار داده‌ام پذیرفته‌اید و نیز (مأمورم که) در مورد قبول امامت و ولایت امامانی که از نسل من و صلب علی(علیه السلام) می‌باشند، اقرار و بیعت گیرم. حال که چنین است، همگان یک صدا و به زبان، بگویید: (ای رسول خدا!) آنچه که در ولایت و رهبری مطلق علی(علیه السلام) و امامان پس از وی که از صلب اویند از جانب حق تعالی به ما ابلاغ کردی، شنیدیم و در برابر آن مطیع و تسلیمیم و به آن امر راضی و خشنودیم! اینک ما به دل و جان و به زبان و دستمان، نسبت به قبول ولایت با تو بیعت می‌کنیم و پیمان می‌بندیم که با این اعتقاد، زندگی کنیم و با آن بمیریم و تا آن زمان که سر از خاک برداریم، به آن پایبند بوده و هرگز در آن تغییر و تبدیلی ندهیم و شک و تردیدی ننماییم و از سر پیمان خود برنخیزیم و از خدا و پیامبرش و امیرالمؤمنین، علی(علیه السلام) و فرزندانش حسن و حسین و امامان دیگر که از صلب علی(علیه السلام) به جهان آیند، فرمان بریم.

ای مردم! مقام و منزلتی که حسن و حسین نزد خدا و رسول او دارند، گوشزدتان کرده و ابلاغ نموده و متوجهتان ساختم که این دو تن سرور جوانان اهل بهشتند و بعد از من که جدّ ایشانم و بعد از علی(علیه السلام)، منصب امامت خواهند داشت.

و (ای مردم!) بگویید: «در این امر، مطیع خدا و پیامبرش و علی(علیه السلام)، و حسنین و امامان پس از ایشانیم. تو (ای پیامبر) در مورد ولایت امیرالمؤمنین از دل و جان با ما عهد و میثاق بستی؛ از کسانی که توفیق مصافحه یافتند به دست، و از آنها که توفیق این کار نیافتند، از زبانشان بیعت گرفتی. پیمان نمودیم که دیگری را به جای این امر نگیریم و دل و جانمان به جانب دیگر روی ننماید. خدا را در این کار شاهد گرفتیم او به شهادت، کافی است و تو نیز (پیامبر) و همچنین همه مطیعان فرمان حق از حاضر و غائب و فرشتگان و جنود خدا و همه بندگان او را همگی را گواه و شاهد این امر کردیم و خدا از هر شاهدی بزرگتر است.»

ای مردم! صراط مستقیم خداوند منم و شما به رعایت آن مأمور شده‌اید و پس از من، علی(علیه‌السلام) و سپس فرزندانم که از صلب اویند امامان و پیشوایان شمایند که خلق را به راه راست هدایت می‌کنند و پیوسته روی به سوی حق دارند.

ای مردم! چه می‌گویید؟ خداوند، هر آوازی را می‌شنود و از سرّ و پنهان همه آگاه است. (بدانید) آن کس که به راه هدایت رود، به سود خود رفته و آن کس که به گمراهی گراید، تنها به زیان خویش اقدام کرده است. چرا که دست خدا فوق هر دستی و قدرتش برتر از هر قدرتی است.

ای مردم! از خدا بترسید و پرهیزگاری پیشه کنید و پیمان خود را با علی(علیه السلام) امیرالمؤمنین و با حسنین و امامان دیگر که کلمه طیبه باقیه‌اند، استوار نمایید. هر که در این امر، مکر پردازد خدایش به هلاکت در افکند و آن کس که بر عهد خود پای فشرده خدایش رحمت کند. «فَمَن نَکَثَ فَإِنَّما یَنکُثُ عَلی نَفسِهِ… .»

ای مردم! آنچه به شما گفتم، بازگویید و بر علی(علیه السلام)، با عنوان رسمی امیرالمؤمنین سلام دهید. بگویید: «پروردگارا دستورت را شنیدیم و اطاعت کردیم تا از مرحمت و مغفرت تو بهره‌مند شویم که بازگشت همه به توست» و بگویید:

«سپاس خدای را که به این امر ما را هدایت و دلالت فرموده و اگر راهنمائیمان نمی‌کرد، ما، خود، به راه هدایت دست نمی‌یافتیم.»

ای مردم! فضایل و امتیازات علی بن ابیطالب و قدر و منزلتش نزد خداوند، که در کتاب خدا نازل شده، بیشتر از آن است که بتوانم در یک جلسه برایتان برشمرم؛ پس هر کس که از مناقب و فضایل او نزد شما مطلبی گوید، از او بپذیرید.

ای مردم! هر کس از خدا و پیامبر او و از علی(علیه السلام) و امامان و پیشوایانی که معرفی کردم، فرمان بَرَد، به رستگاری بزرگی نایل آمده است.(رستگاری بزرگ چیست؟)

ای مردم! رستگاران، کسانی هستند که در بیعت با علی(علیه السلام) و پذیرش ولایت او و در ادای سلام بر وی به عنوان امیرالمؤمنین، مبادرت و سبقت جویند، اینان در بهشتِ نعمت‌ها متنعّم خواهند بود.

ای مردم! سخنی گویید که موجب رضای خدا باشد: «فَإِن تَکفُرُوا أنتُم وَ مَن فِی الأرضِ جَمیعاً فَلَن یَضُرَّ اللهَ شَیئاً.»

خداوندا! مردان و زنان با ایمان را بیامرز و کافران را به غضب خود گرفتار ساز و ستایش، خدای راست که پروردگار جهانیان است.

(در این هنگام مردم، فریاد برآوردند:)

فرمان خدا و پیامبر خدا را شنیدیم و با دل و زبان و دست مطیع و فرمانبرداریم. چون سخنان پیامبر، تمام شد، مردم بر گِرد آن حضرت و امیرالمؤمنین(علیه السلام) سخت ازدحام کردند و هر کس می‌خواست با ایشان، مصافحه و بیعت کند.

گویند نخستین کسی که موفق به مصافحه و بیعت شد، ابوبکر بود و پس از وی عمر و سپس عثمان بیعت کردند و به دنبال ایشان باقی مهاجران و انصار و دیگر مردمان، اقدام به بیعت کردند تا آنگاه که وقت نماز مغرب رسید. پیامبر در آن شب، نماز مغرب و عشا را پیوسته و در یک زمان به جای آورد.

در روایت است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) با هر گروه که به عنوان بیعت، مصافحه می‌کرد، می‌گفت: «ألحَمدُللهِ الَّذی فَضّلَنا عَلی جَمیعِ العالَمینَ؛ ستایش خدای را که ما را بر همه جهانیان امتیاز مرحمت فرمود.»

۵ نفر این پست را پسندیده اند

سخنانی پر معنی از بزرگان

 من هرگز شکست نخورده ام، بلکه راه هایی را کشف کرده ام که به آن چیزی که می خواهم منجر نمی شوند. - توماس ادیسون

در روزگاری که دروغ یک واقعیت عمومی است، به زبان آوردن حقیقت یک اقدام انقلابی است - منسوب به جورج ارول

همه ی افراد با استعداد هستند، اما اگر شما یک ماهی را بر اساس تواناییش در بالا رفتن از درخت بسنجید، آن ماهی تمام عمرش را بر این باور خواهد گذارند که یک بی دست و پای احمق است. - آلبرت اینشتین

وقتی می‌خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه را از دست داده‌ای که این را به دست آورده‌ای. – تنزین گیاتسو (چهاردهمین دالایی لاما)
آن کس که حاضر است یک ساعت از عمرش را تلف کند، هنوز ارزش عُمر را درک نکرده است. - چالرز داروین

افراد در جستجوی چیزی که بدان نیازمندند، به سفر می روند و برای یافتنش به وطن خود بازمیگردند. - جورج ادوارد مور

اگر نمی توانید چیزی را به سادگی توضیح دهید، آن چیز را به خوبی درک نکرده اید. – آلبرت اینشتین

تنها چیزی که “بدی” نیاز دارد تا موفق شود، سکوت و بی تفاوتی انسان های خوب است. - ادموند بورک

ترجیح میدهم تا مردم به خاطر کسی که هستم از من متنفر باشند تا به خاطر کسی که نیستم، به من عشق بورزند.- کرت کوبین
روزی که بدون خنده سپری شود، یک روزِ تلف شده است. – چارلی چاپلین
رفیق واقعی کسیه که به تو آزادیِ کامل میده تا خودِت باشی. – جیم موریسون

 1236511_357531254381844_1617653720_n (2)

۶ نفر این پست را پسندیده اند

ضرب المثل ازاشعارشاعران:

آسایش دو گیتی تفسیر این دوحرف است   با دوستان مروت با دشمنان مدارا «حافظ»

خدا گر ز حکمت ببندد دری    ز رحمت گشاید در دیگری «سعدی»

خدا گر زحکمت ببندد دری   به چفتش زند قفل محکم تری «ازساخته های عوام»

بسا نام نیکوی پنجاه سال   که یک کار زشتش کند پایمال «سعدی»

درخت مکرزن صد ریشه دارد   فلک ازدست زن اندیشه دارد « ازساخته های عوام»

نابرده رنج، گنج میسر نمی شود   مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد «سعدی»

ازفتنه ی پیرزن بپرهیز   چون پنبه ی نرم ز آتش تیز «نظامی»

آن که بود شرم وحیا رهبرش   خلق ربا یند کلاه ازسرش «ایرج میرزا»

آن دیو بود نه آدمی زاد   کز اندُهِ دیگران شود شاد «دهلوی»

آب دریا را اگرنتوان کشید   هم به قدر تشنگی باید چشید «مولوی»

خشت اول چون نهد معمار کج   تا ثریا می رود دیوار کج «مولوی»

خری افتاد درکَهدان به ناگاه   نگویم وای برخر وای برکلاه «نظامی»

میازار موری که دانه کش است   که جان دارد وجان شیرین خوش است «فردوسی»

موی بشکافی به عیب دیگران    چون به عبب خود رسی کوری درآن «مولوی»

کاری که به عقل برنیاید   دیوانگیش گره گشاید «نظامی»

خدایا چنان کن سرانجام کار   تو خوشنود باشی وما رستگار «نظامی»

 

۶ نفر این پست را پسندیده اند

گویش محلی فردوس(۱۰)

کَنَو = شاه دانه

کونَه = ریشه

کَلّه کُپ = وارونه ،چپّه

کَتورَه = شکم ، معده

کُربوسّه = گوسفندی که دو خط سفید موازی ازچشمها به پوزه اش کشیده شده است.

کَدُفک = سر ،کله.

کَوِرچ = شوره روی سر بچه ها

کَمُر = بچه ناقص

کون خِزَه = روی باسن خزیدن و به جلو حرکت کردن.

کَلاج = دوبین -کسی که یکی را دو می بیند.

130511431730

۵ نفر این پست را پسندیده اند

ویژگی یک سیاستمدار

از وینستون چرچیل سیاستمدار معروف پرسیدند: خصوصیات مرد جوانی که می خواهد سیاستمدار شود چیست؟

پاسخ داد “قدرت پیشگویی اینکه فردا و هفته آینده و ماه آینده و سال آینده چه پیش خواهد آمد.

وبعد قدرت توجیه اینکه چرا این اتفاقات رخ نداده است.”

 

منبع: فرهنگ گفته های طنزآمیز -ص۲۶۶

۱۰ نفر این پست را پسندیده اند

ریشه ضرب المثل “بزخری کردن”

ملانصرالدین گاو خود را برای فروش به بازار برد.

چند شیاد که با هم شریک بودند، قرار گذاشتند که هر کدام از راهی بیایند و به او بگویند، این بز را به چند می فروشی؟

شیاد اولی آمد و پس از سلام و تعارف با ملّا گفت،

قیمت این بز چند است؟ ملّا سخت برافروخت و گفت: مگر کوری، این گاو است و به راه افتاد.

شیّاد دومی رسید و گفت: عمو این بز را چند می فروشی، و بعد هم شیّاد سومی آمد و بنام بز،گاو را خریدار شد.

ملّا با خود گفت: نمی شود که همه اشتباه کنند، شاید اینکه من گاوش می دانم بز است.

بالاخره،آخرین شیّاد، گاو ملّا را به نام بز و به قیمت بز خرید و این مَثَلِ”بزخری کردن” از اینجا باب شد.

هرگاه کسی از راه تحمیق فروشنده، جنس او را ارزان بخرد، این مَثَل، حکایت حالش می شود.

 

منبع: فرهنگ نامه امثال و حِکَم

۶ نفر این پست را پسندیده اند

چرا در یک جامعه جرم و ناهنجاری زیاد میشود؟

افسار جامعه در دست هنجارفرستان و هنجار آوران جامعه است .

آنانی که هنجارهای جدید وارد می کنند و انسانها را با ابزار مختلف اطلاع رسانی و قانون گذاری وتشویق و توبیخ و بسیاری دیگر از ابزارها به مسیرهای مختلف می کشانند….  .

مگر همین مردم ایران نبودند که در رفتن به جبهه ها با یکدیگر به رقابت برمی خواستند و از جان ومال خود در این راه دریغ نمی نمودند؟ چه شد که رفتارها تغییر کرده است؟

انسانها محصول جامعه هستند ، آنها از هنجارهای حاکم پیروی می کنند. اگر هنجارها مفید باشند مردم هم کارکرد مفید خواهند داشت، واگر هنجارها مضّر باشند، کارکرد انسانها نیز مضّر خواهد بود.

مسئولیت این کارکرد و رفتار انسانها در دست هنجار آوران یک جامعه است. اینکه انسانها دزدی می کنند ، عموماَُ نتیجه شرایط اجتماعی است که شرایط رشد و ارضای نیاز یک عده از انسانها را فراهم نمی کند. زیرا در مقابل، عدّه دیگری، بیش از حدِ نیاز دارند.

 

آناتومی جامعه- دکتر فرامرز رفیع پور      تصاویر زیبا از یوزپلنگ ایرانی درخطر انقراض

۵ نفر این پست را پسندیده اند