آمار بازدید
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 46
  • بازدید دیروز: 28
  • بازدید هفته: 37
آخرین دیدگاه‌ها
اوقات شرعی


آمار

Archive for اکتبر, 2014

بازگشت اوّلین شخصیّت در رجعت



حضرت ابوجعفر، باقرالعلوم صلوات اللّه و سلامه علیه حکایت فرماید بر این که جدّ بزرگوارش ، امام حسین علیه السّلام پس از آن که به صحراى کربلا وارد شد، در جمع اصحاب و یاران خود چنین اظهار داشت : روزى در حضور جدّم ، رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله بودم که فرمود: اى فرزندم ! بعد از من ، تو را به سوى عراق سوق مى دهند، به سرزمینى که پیامبران الهى و جانشینان آن ها ( علیهم السّلام ) وارد آن سرزمین شده اند.
در آن سرزمین ، تو و اصحاب و یاران تو را شهید مى نمایند؛ ولى سوزش و درد زخم هاى شمشیر را درک نخواهید کرد و همان طورى که آتش براى حضرت ابراهیم علیه السّلام سرد و دلنشین گردید، نیز زخم هاى شمشیر و جراحات آن نیز بر بدن شما بى تاءثیر است و آن را حسّ نمى کنید.
امام حسین علیه السّلام افزود: پس اى یاران باوفا! شما را بشارت باد که اگر کشته شدیم ، بر جدّم رسول اللّه وارد مى شویم .
و من به مقدار زمانى که خداوند بخواهد – در عالم برزخ – مى مانم ؛ و چون امام زمان ، قائم آل محمّد صلوات اللّه علیه ظهور و قیام نماید، اوّلین شخصیّتى که قبرش شکافته شود و از درون آن بیرون آید، من هستم و همزمان نیز امیرالمؤ منین علىّ علیه السّلام از قبر خارج خواهد شد.
پس از آن لشکرى انبوه از آسمان بر من نازل مى شوند که تاکنون هرگز قدم بر زمین ننهاده باشند.
همچنین جبرئیل ، میکائیل و إ سرافیل علیهم السّلام هر یک به همراه لشکرى نزد من وارد مى شوند.
سپس من به همراه جدّم حضرت محمّد، رسول خدا و علىّ بن ابى طالب خلیفه اش و برادرم حسن مجتبى صلوات اللّه علیهم در مکانى گرد هم جمع مى شویم .
و آن گاه جدّم ، حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله پرچم خود را به اهتزاز در خواهد آورد؛ و سپس آن را به همراه شمشیر خود تحویل حضرت قائم ، امام زمان صلوات اللّه علیه مى دهد و با همین وضعیّت مدّت زمانى را خواهیم ماند.
بعد از آن ، خداوند متعال در میان مسجد کوفه چشمه اى از روغن و چشمه اى از شیر و چشمه اى از آب ظاهر مى گرداند.
و در آن هنگام امیرالمؤ منین علىّ علیه السّلام سلاح رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله را به دست من مى دهد و مرا به شرق و غرب عالم مى فرستد تا در هر کجا دشمنى از دشمنان خدا باشد، او را به هلاکت رسانم .
و هر کجاى جهان ، بُتى باشد سرنگون سازم تا آن که وارد هندوستان مى شوم و آن را فتح مى کنم .
و نیز حضرت دانیال و حضرت یوشع علیهماالسّلام به همراه امیرالمؤ منین صلوات اللّه علیه ، خارج شوند و گویند: همانا خدا و رسولش راست گفته اند؛ و هنگام وعده الهى فرا رسیده است .
پس خداوند متعال هفتاد مرد جنگى به همراه آن دو پیغمبر بسیج مى نماید تا تمام قاتلین و دشمنان خود را نابود و هلاک نمایند تا آن که سرزمین روم را فتح کنند و در قلمرو حکومت اسلامى در آید.
سپس امام حسین علیه السّلام در ادمه فرمایشاتش افزود: بعد از آن ، به من ماءمورّیت داده مى شود که تمام حیوانات نجس و پلید را نابود کرده و زمین را از تمام پلیدى ها پاک سازم تا تنها چیزهاى خوب و مفید باقى بماند.
سپس دین مبین اسلام را بر تمام یهود و نصارى و دیگر ملل و ادیان و مذاهب عرضه مى کنم ؛ و چنانچه پذیراى آن باشند آزاد خواهند بود وگرنه خون آن ها ریخته خواهد شد.
و تمام افراد مریض ، نابینا و فلج به برکت ما اهل بیت عصمت و طهارت ، شفا مى یابند.
و برکت و رحمت الهى ، همه جا را فرا خواهد گرفت .
و تمام درختان ، حدّاکثر ثمر و میوه خود را به بار مى آورند و حتّى در زمستان میوه تابستان و در تابستان میوه زمستان به دست مى آید.
و این وعده الهى است که فرمود:
((وَلَوْاءَنَّ اءَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَاتَّقَوا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتِ مِنَ السَّماءِ وَالاَْرْضِ وَلکِنْ کَذَّبُوا فَاءَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ)) .
یعنى ؛ چنانچه تمام شهرها و دیار ایمان آورند و تقواى الهى پیشه نمایند، ما نیز برکات زمین و آسمان را بر آن ها ظاهر مى سازیم .
ولیکن دروغ گفتند و آنان به کیفر و نتیجه اعمالشان ، مجازاتشان را خواهند دید.
سپس خداوند به وسیله ما اهل بیت ، کرامت و عظمت خود را براى شیعیان ما ظاهر مى سازد؛ و دیگر چیزى بر آن ها مخفى و پوشیده نمى باشد.(۵۲)

 

۲ نفر این پست را پسندیده اند

معرّفى جانشینان پیامبر اسلام صلوات اللّه علیهم

در یکى از روزها، شخص عربى به حضور امام حسین علیه السّلام شرفیاب شد و ضمن صحبت هاى مفصّلى ، سؤ ال کرد: اى پسر رسول خدا! تعداد خلفاء و ائمّه اطهار، پس از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله چند نفر مى باشند؟
امام حسین علیه السّلام فرمود: دوازده نفر مى باشند، به تعداد پیشوایان دوازده گانه بنى اسرائیل .
اءعرابى اظهار داشت : چنانچه ممکن است ، اسامى آن ها را برایم بیان فرما؟
حضرت فرمود: اى برادر! امام و خلیفه بعد از رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله پدرم امیرالمؤ منین علىّ بن ابى طالب علیه السّلام مى باشد؛ و سپس ‍ برادرم حسن مجتبى و بعد از او هم من خواهم بود؛ و مابقى خلفاء و اوصیاء نه نفر دیگر از فرزندان من هستند، به نام هاى :
پسرم ، علىّ – زین العابدین – .
و بعد از او پسرش ، محمّد – باقرالعلوم – .
و بعد از او پسرش ، جعفر – صادق آل محمّد – .
و بعد از او پسرش ، موسى – کاظم – .
و بعد از او پسرش ، علىّ – رضا – .
و بعد از او پسرش ، محمّد – جوادالائمّة – .
و بعد از او پسرش ، علىّ – هادى – .
و بعد از او پسرش ، حسن – عسکرى – .
و همچنین پس از او پسرش به عنوان ((خَلَف صالح ، مَهْدى موعود)) - صلوات اللّه علیهم – جانشین و پیشواى هدایت گر براى جامعه خواهند بود، که – دوازدهمین ایشان – نهمین فرزند من مى باشد؛ و او هنگامى که ظهور نماید تمام موارد احکام دین مبین اسلام را به اجراء در خواهد آورد.

 

منبع : سایت غدیر

۱ نفر این پست را پسندیده است

آینده نگرى و پیش اندیشى

مرحوم شیخ صدوق رحمة اللّه علیه در کتاب خود آورده است :
در یکى از روزها شخصى ، محضر مبارک امام حسین علیه السّلام شرفیاب شد و ضمن احوال پرسى عرضه داشت :

یا ابن رسول اللّه ! در چه حالتى هستى ؟ و شب را چگونه به صبح آورده اى ؟
حضرت در جواب فرمود: در حالتى به سر مى برم که پروردگارم در هر لحظه شاهد و ناظر بر اعمال و کردارم مى باشد.
و آتش دوزخ را بر سر راه خود مى بینم ، مرگ که به دنبال من است ،

هر لحظه مرا مى جوید؛ و مى دانم که محاسبه ، نسبت به گفتار و کردارم حتمى است ،

پس سعادت و خوشبختى خود را در گرو اعمال و گفتار خود مى دانم ؛ و هر آنچه را دوست داشته باشم ، به آن دست نمى یابم ؛

و از آنچه بى زار و ناخرسندم ، نمى توانم خود را برهانم ؛

و بالا خره باید تابع مقدّرات الهى ، باشم ؛ و ایمان دارم که تمامى امور من به دست دیگرى است ،

که اگر بخواهد مرا مؤ اخذه مى کند؛ و اگر مایل باشد مرا عفو مى نماید.

پس با یک چنین حالتى کدام فقیرى در پیشگاه خداوند، از من فقیرتر و نیازمندتر خواهد بود.

منبع : سایت غدیر

۱ نفر این پست را پسندیده است

افلاطون

نصف دنیا از افترا زدن لذت می برند ،  ونصف دیگر از باور کردن آن .

۲ نفر این پست را پسندیده اند

قضاوت علی (ع)-مجازات

سه نفر مردی را گرفته و سپس او را کشتند.

ماموران حکومتی آنان را دستگیر و به محکمه بردند

چون به نزد حضرت رسیدند ،ماجرا را چنین شرح دادند:

یکی از آنان او را گرفته و دیگری او را به قتل رسانید و سومی از آنان نگهبانی میکرده است.

حضرت امیر فرمود:باید چشمان نگهبان کور شود،

وآن کس که مقتول را نگهداری کرده باید در زندان ابد جان بسپارد، همانگونه که مرد را گرفته تا جان سپرده است.

و قاتل هم باید کشته شود .

منبع :قضاوتهای حضرت علی (ع)- محمد تقی شوشتری

۲ نفر این پست را پسندیده اند

واکاوی ۴ اصطلاح محلی فردوس

کاوش واژه ی ۱: گویش فردوس. و فارسی دری،

۱- واژه کَرَبیَه (کرابیه) یا زیره ،به زبان انگلیسی راه یافته که تبدیل به کلمه کاروای شده است.

۷ مهر ۹۳

کاوش واژه ۲ :گویش فردوس

۲- واژه خار اسپأیخ : نوعی خار است که خاصیت دارویی داشته که آن را می جوشانند. شکل تحریف و تغییر یافته آن سه پایخ (میخ) یعنی سه پهلو است.

۱۵ مهر۹۳

کاوش واژه ۳: گویش فردوس

۳- واژه کَراز : از دو واژک  ک= مخفف و مساوی کج و واژک راز= معادل راست است ، پس می شود کج و راست کردن پا یا بدن است.

۲۳ مهر۹۳

کاوش واژه ۴: گویش فردوس و زبان فارسی

۴- اصطلاح کاسه صبر پر شده. تحریف شده و تغییر یافته کیسه صبر ( صفرا) است که وقتی پر می شود عامل مرگ است. و موقعی که حوصله انسان کم شده و تحمل نداشته باشد به کار می رود. درستش کیسه صبر است.  

۳۰ مهر۹۳ .

منبع : از آثار آقای علیرضا عزیزی- استاد و محقق در حوزه فرهنگ و فرهنگ بومی فردوس

۲ نفر این پست را پسندیده اند

زهد از نگاه علی (ع)

امام علی (ع) فرمود :تمام زهد در دو جمله از قرآن مجید قرار گرفته 

“لِکیلا تاسَو علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتاکم “ سوره ۵۷ آیه ۲۲

“تا بر آنچه از شما فوت شده ، غمگین نشوید و به آنچه به شما داده شده دلشاد نگردید.”.

و کسی که بر گذشته تاسف نخورد و بر آینده شادمان نگردد ، هردو طرف زهد را دارا شده است.

 

منبع :قضاوتهای حضرت علی (ع) تالیف آیت ا… شیخ محمد تقی شوشتری

۱ نفر این پست را پسندیده است

“کمال” از نظر افلاطون

علامتِ کمالِ محض اینست ،که انسان ،ضعفها و عیوب دیگران را تحمل کند.

۱ نفر این پست را پسندیده است

نصیحت سقراط

ازدواج کنید به هر وسیله ای که میتوانید.

اگر زن خوب داشته باشید،بسیار خوشبخت خواهید شد

واگر گرفتار زن بد شوید ، فیلسوف از کار در می آیید 

و این هردو برای هر مردی خوب است .

 

survive

1 نفر این پست را پسندیده است

نکات جالب و خواندنی درباره آفرینش، زندگی و ویژگی‏های جنّ و تفاوت‏های او با انسان (۲)

۹- خدا را عبادت می‏‌‌کنند، «وَ ما خَلَقْتُ الجِنَّ وَ الإنْسَ اِلاّ لِیَعْبُدوُنِ»(ذاریات: ۵۶).

روز قیامت به جنّ مانند انسانها گفته می‏‌‌شود آیا پیامبران نیامدند؟ آیا شما را از این روز بیم ندادم؟ هر دو بر کفر خود گواهی دهند. «آیه ۱۳۰ از سوره انعام» صریح است در اینکه جنّ، مکلف است و همچون انسان، کافر می‏‌‌شوند و پیامبرانی از خود دارند و با مراجعه به سوره جنّ و آیات ۲۹ و ۳۲ سوره احقاف، چنین بر می‏‌‌آید که حضرت رسول(ص) بر آنها پیامبر است.

در خصوص اینکه چگونه عبادت می‏‌‌کنند و آیا مسلمانان آنها نیز مانند انسان، نماز می‏‌‌خوانند و روزه می‏‌‌گیرند و یا اینکه عبادت ایشان به نحوه دیگری است؟ ظاهرا دلیل نقلی دردست نیست، اما از آنجایی که آن‌‌‏ها همراه انسان مورد امر الهی قرار گرفته و مکلّف به عبادت هستند و از طرفی پیامبران آنها همان پیامبران انسان‌‌‏ها هستند و پیامبر ما، پیامبر طایفه جنّ نیز است، بعید به نظر نمی‏‌‌رسد که عبادت آنها همچون انسان‌‌‏ها بوده و به تناسب نوع خلقتشان و عالم حیاتشان به پرستش خداوند مشغول باشند.

۱۰- مانند انسان‌‌‏ها مرگ و میر دارند و گروهی جای گروهی را می‏‌‌گیرند.(فصّلت: ۲۵)

۱۱- در میان آنها افرادی یافت می‏‌‌شود که از قدرت زیادی برخوردارند همان‌‏گونه که در میان انسان‌‌‏ها چنین است. در سوره نمل، آیات ۱۷ تا ۳۹، لشکرکشی حضرت سلیمان به مملکت «سبأ» نقل شده و در آنجاست که عده‏‌‌ای از جنّ جزء لشگریان او بودند و عفریتی از جنّ به او گفت: من تخت ملکه را پیش از آن که از جای خود حرکت کنی نزد تو می‏‌‌آورم.

 

۱۲- آنها مانند انسان، قدرت بر انجام کار دارند. با وجود خلقت لطیفی که دارند، برای حضرت سلیمان که آنها را به امر الهی مسخّر کرده بود، کار می‏‌‌کردند. کاخ‌‌‏ها، تمثال‌‌‏ها و کاسه‌‌‏های بزرگ می‏‌‌ساختند. پس از مرگ حضرت داود(ع)، فرزندش حضرت سلیمان(ع) جانشین او شد و خداوند به او فرمان داد تا ساختمان بیت‏‌المقدس را تمام کند. حضرت سلیمان، آدمیان، جنیان، و شیاطین را جمع کرد و کارها را میان آنها تقسیم کرد و هر گروهی را مأمور به انجام کاری کرد.

جنّیان را برای به‌‌‏دست آوردن سنگ‏‌های مرمر سفید صاف از معادن مأمور کرد و پس از ساختن شهر بیت‌‏المقدس، جنّیان را به چند دسته تقسیم کرد: گروهی را مأمور استخراج سیم و زر از معادن؛ و گروهی را مأمور در دریاها و بیرون‏‌آوردن انواع مرواریدها و گوهرها و گروهی دیگر را مأمور کرد برای او مشک و عنبر و سایر مواد خوشبو را فراهم آورند.

۱۳- مانند سایر موجودات زنده؛ نر و ماده دارند و این موضوع در آیه ۳۶ سوره «یس» قابل تأمل و دقت است. آیه می‏‌‌گوید: نباتات و انسانها، نر و ماده دارند و نیز چیزهایی که ما آنها را نمی‏‌‌دانیم، نر و ماده دارند و عبارت «وَ ممّا لا یَعْلَموُنَ»؛ جنّ را نیز شامل می‏‌‌شود ولی ما کیفیت آن را نمی‏‌‌دانیم. همچنین در سوره جن از قول آنها نقل شده که می‏‌‌گفتند: مردانی از آدمیان به مردانی از جنّ پناه می‏‌‌بردند(جن: ۶). چون قرآن اشاره به مردان جن کرده است، پس حتما زنان جنّ هم وجود دارند.

۱۴- طبق آیات قرآن، مانند انسان توالد و تناسل دارند و در چند آیه در وصف حوریان بهشتی آمده است: «حوریان بهشتی را قبل از شوهرانشان، نه آدمی و نه جن، دست نزده است»(الرحمن: ۷۴).

این آیه به وضوح دلالت دارد بر این که جنّ هم آفرینش دو جنسی دارد و تکثیر نوع آن به وسیله مقاربت نر و ماده صورت می‏‌‌گیرد، اما در کلام وحی، درباره مقاربت آنها سخنی به میان نیامده است.

روایاتی نیز در این رابطه در دست می‏‌‌باشد که از جمله آنها بخشی از وصیّت پیامبر اکرم(ص) به حضرت علی(ع) است که فرمودند: «ای علی در شب اول، وسط و آخر ماه آمیزش مکن، زیرا جنیان در این سه شب برای مقاربت پیش زنان خود می‏‌‌روند…».

منبع :وبلاگ فردوس شهر یاقوت سرخ

۳ نفر این پست را پسندیده اند

نشان عشق

ای که می پرسی نشان عشق چیست ؛
عشق چیزی جز ظهور مهر نیست …
عشق یعنی مهر بی چون و چرا ؛
عشق یعنی کوشش بی ادعا …..
عشق یعنی مهر بی اما اگر ؛
عشق یعنی رفتن با پای سر ….
عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست ؛
عشق یعنی جان من قربان اوست ..

 

۲ نفر این پست را پسندیده اند

خودسازی در کلام امام صادق(ع)- حدیث عنوان بصری .

امام صادق (ع) به عنوان بصری فرمودند: “علم به آموختن نیست، علم نور است ودر قلب کسی قرار میگیرد که خداوند تبارک و تعالی هدایت او را اراده فرموده باشد”.

بنابراین اگر علم میخواهی ابتدا باید حقیقت عبودیت(بندگی) را در وجود خودت بخواهی و علم را با عمل کردن ،طلب کنی و از خداوند طلب فهم کن تا(علم را) به تو بفهماند.

گفتم :ای اباعبدا… حقیقت عبودیت و بندگی چیست؟ فرمودند سه چیز است :

۱-  اینکه بنده خدا در مورد آنچه که پروردگار به او سپرده است برای خودش ملکیتی نبیند.

چرا که بندگان ملکی ندارند (مالک حقیقی ،خداوند تبارک و تعالی است) و همه اموال را از آنِ خداوند می بینند.

و آن را در جایی قرار میدهند(مصرف می کنند) که خداوند امر فرموده است.

۲- بنده خدا برای خودش مصلحت اندیشی و تدبیر نمی کند (مصلحت و تدبیر واقعی را در دست خداوند می داند).

۳- تمام اشتغال او در کاری منحصر شود که خداوند او را به آن  امر یا از آن نهی فرموده است.

پس اگر بنده خدا در آنچه که پروردگار به او سپرده است ملکیتی برای خودش نبیند،در این صورت انفاق کردن برایش در چیزی که خداوند امر فرموده است آسان می شود.

و وقتی که تدبیر امورش را به مدّبرش بسپرد (و اهل توکل شود) تحمل مصیبتهای دنیا برایش آسان میشود.

وزمانی که به آنچه خداوند امر و نهی کرده است مشغول باشد دیگر فرصتی برای خودنمایی و فخر فروشی به مردم پیدا نمی کند.

پس وقتی که خداوند بنده را با این سه (خصلت)گرامی بفرماید دنیا و ابلیس و مردم در نظرش کوچک خواهند بود،

ودیگر دنیا را برای زیاده خواهی وفخر و مباهات به مردم و برای عزت و جاه طلبی ، آنچه را که نزد مردم است نمی خواهد و عمرش را به بیهودگی نمی گذراند.

این اولین درجه تقواست که خداوند تبارک و تعالی می فرماید:آن سرای آخرت است که برای کسانی که در زمین قصد بلندپروازی ندارند و دنبال فساد نمی گردند ، قرار دادیم و سرانجامِ نیک ، برای مردم باتقواست.

عرض کردم ای اباعبدا… به من توصیه ای بفرمایید .

فرمودند: تورا به ۹ چیز وصیت میکنم که آنها توصیه من به همه آرزومندان سیروسلوک الی ا… است.

از خداوند موفقیت تو را در عمل به آنها خواستارم .

سه مورد آن در ریاضت و تربیت نفس است.

سه مورد آن در حلم و بردباری و صبر است و

سه امر دیگر آن در علم و دانش است . پس این وصایا را حفظ کن وبه خاطر بسپار و مبادا در عمل به آنها سستی کنی.

عنوان بصری می گوید: من قلبم را برای فراگیری آن آماده کرده ام. 

حضرت فرمودند: اما آنچه که در ریاضت نفس است:

۱- مبادا چیزی را بخوری که به آن اشتها نداری ، چون موجب حماقت و نادانی میشود.

۲- تا گرسنه نشدی چیزی نخور.

۳- زمانی که غذایی خوردی ، با نام خدا و حلال باشد و حدیث رسول خدا را به یاد داشته باش که فرمودند:

آدمی هیچ ظرفی بدتر از شکمش را پر نکرده است.

پس اگر ناچار شد غذا بخورد ،یک سوم شکمش را برای طعام ، و یک سوم آن را برای آب و یک سوم را برای تنفس قرار دهد.

اما آن سه موردی که در حلم و بردباری است :

۱- اگر کسی به تو گفت که اگر یکی بگویی، ده تا می شنوی ، به او بگو :اگر ده تا بگویی سخنی هم نمی شنوی (عفت کلام داشته باش و از نزاع بپرهیز).

۲- اگر کسی به تو دشنامی داد به او بگو: اگر راست می گویی ،از خداوند میخواهم مرا ببخشد و اگر دروغ می گویی، از خداوند می خواهم تورا ببخشد.

۳- واگر کسی تورا تهدید به دشنام کرد ، تو او را به خیرخواهی (نصیحت) ومراعاتش وعده بده.

واما آن سه امر دیگر که در علم و دانش است:

۱- آنچه را که نمی دانی از عالمان بپرس و مبادا برای به زحمت انداختن و امتحان کردنشان سوال کنی.

۲- مبادا بر اساس خودرایی دست به کاری بزنی که علم نداری ودر تمامی امور تا آنجا که ممکن است مسیر احتیاط را رها نکن.

۳- همانگونه که از شیر درنده فرار میکنی از فتوا دادن ( فتوای بدون علم )بپرهیز و گردن خود را پل عبور مردم نکن .

ای اباعبدا… (منظور عنوان بصری است) برخیز و برو و ذکر من را خراب نکن چرا که من مردی هستم که بر گذشت عمرم دقت دارم .

و سلام بر کسی که از هدایت پیروی می کند.

 

منبع :بحارالانوار -علامه مجلسی -ج۱-ص ۲۲۴ تا ۲۲۶٫

 

 

1 نفر این پست را پسندیده است

مصاحبه با خواهر زاده سفره سیاه کن !!

3 نفر این پست را پسندیده اند

گویش محلی قدیم فردوس(۱۷)

پَنَه پَسخوله = مخفیگاه ،جایی که کمتر توی دید باشد،

پَلاس = گلیم نخی ، به ورشکسته شدن هم میگویند.

پَعچَه وَرمعلیده =به آدم خودسر و شّر ویاغی گفته میشود.

پَکَر = حواس پرت

پال پال = جستجو کردن ، دنبال چیزی گشتن

پَلُنگ = بُقچه و یا شال گره زده ای که داخل آن پر از لباس باشد.

پَفتَل = چروکیده و پلاسیده

پَخَل = محتویات داخل یک مشت پر 

پَرَو = عبور ، تردّد

پَلَشت =ناپاک ، کثیف

۳ نفر این پست را پسندیده اند

کلام مولا علی (ع)

کسى از حضرتش پرسید امر واجب چیست و واجب‏تر از آن کدام است،

و امر عجیب چیست و عجیب‏تر کدام است،

و چه چیزى سخت و مشکل و چه چیزى سخت‏تر است،

و چه نزدیک و چه نزدیکتر است؟

على علیه السلام فورا پاسخ او را منظوما چنین فرمود:

وجب على الناس ان یتوبوا
لکن ترک الذنوب اوجب‏
و الدهر فى صرفه عجیب‏
و غفلة الناس فیه اعجب‏
و الصبر فى النائبات صعب‏
لکن فوت الثواب اصعب‏
و کل ما یرتجى قریب

(۵) بر مردم واجب است که(از گناهان) توبه کنند،ولى ترک گناه از آن واجب‏تر است.

روزگار در گردش خود عجیب است،و غفلت و بى‏خبرى مردم در روزگار عجیب‏تر است.

شکیبائى در برابر حوادث و ناملائمات مشکل است،ولى پاداش(صبر) را از دست دادن از آن مشکلتر است.

و هر چه را که بدان امید میرود نزدیک است که برسد،ولى مرگ از همه آنها نزدیکتر است.

(از دیوان منسوب بآنحضرت) .

۳ نفر این پست را پسندیده اند