آمار بازدید
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 24
  • بازدید دیروز: 226
  • بازدید هفته: 498
آخرین دیدگاه‌ها
اوقات شرعی


آمار

Archive for ژانویه, 2015

شعراز آیت الله سیدهدایت الله شهاب تونی

گویند پس ازمرگ جهان دگری نیست              رفتی چو ازاین مرحله دیگر خبری نیست

آنجا نه حسابی نه ثوابی نه عقابی                         ازخلدنشانی و زدوزخ اثری نیست

از گمرهی وبی خبری نیست زیانی                    درخیرگی و هرزه درایی ضرری  نیست

از دانش و دین جستن سودی نبردکس             دربندگی وطاعت وتقوی ثمری نیست

پس ماحصل زندگی اینگونه که گویند                   جزمحنت بیهوده وجزدردسری نیست

حق روشن وپیداست چوخورشید و لیکن         دیدن رخ حور درخور هرکور وکری نیست

برکنگره عرش چسان خواهی پرواز                   ای مرغک نادان که تورابال وپری نیست

گیتی همه رنج است وملال است و وبالست          دردیده ی دانا بتراز این سفری نیست

هرلحظه کشدبرتو زبانه شرر قهر                 تو غافل وگوئی که به دوزخ شرری نیست

درکشف حقایق هنری جوی چومردان                     انکارحقیقت به لجاجت هنری نیست

معنی است یکی دُرّ گرانمایه وچون سنگ         افتاده به هرکوی وبه هر رهگذری نیست

هرگز نبری راه به اسرار معانی                              ازعالم تن تاسوی جانب سفری نیست

گرمرد رهی توشه ی پیموده این راه                        جزهمت مردانه ی والاگهری نیست

بادیده ی حقجوی به قرآن نظری کن                      زین بهتراگر درک توانی نظری نیست

سودای خدا داروی هردرد بود نیک             افسوس که این سود تو درهیچ سری نیست

امروزجهان عرصه ی غولان وددان است               چونانکه توگویی اثری ازبشری نیست

گوئیم حقایق همه بی پرده ومارا                      درگفتن حق ازکس و بیم وحذری نیست.

 

 

مجله فروغ ش ۵و۶- انتشار به سال ۱۳۲۹

ارسالی از شاعر معاصر فردوسی – استاد علیرضا عزیزی (نوا)

۲ نفر این پست را پسندیده اند

تلنگر و هشدار امام عسکری نسبت به چگونگی گذراندن عمر

قالَ الإمامُ أبُو مُحَمَّد الْحَسَنِ الْعَسْکَرى (علیه السلام):

إنَّکُمْ فى آجالِ مَنْقُوصَة وَأیّام مَعْدُودَة، وَالْمَوْتُ یَأتی بَغْتَةً، مَنْ یَزْرَعُ شَرّاً یَحْصَدُ نِدامَةً

(أعیان الشّیعة: ج ۲، ص ۴۲، س ۲، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۳۷۳، ح ۱۹٫)

حضرت امام حسن عسکری( علیه السلام) فرمود: همانا شما انسان ها در یک مدّت و مهلت کوتاهى به سر مى برید

که مدّت زمان آن حساب شده و معیّن مى باشد و مرگ، ناگهان و بدون اطلاع قبلى وارد مى شود و شخص را مى رباید،

پس متوجّه باشید که هرکس هر مقدار در عبادت و بندگى و انجام کارهاى نیک تلاش کند ـ

فرداى قیامت ـ غبطه مى خورد که چرا بیشتر انجام نداده است

و کسى که کار خلاف و گناه انجام دهد پشیمان و سرافکنده خواهد بود.

۱ نفر این پست را پسندیده است

واکاوی اصطلاحات فردوسی – ۱۲

کاوش واژه ۱۲٫گویش فردوس:

واژه کهن “تَلواش”.

درلهجه فردوس به قطعه ی نازک سنگ که براثرشستن وفرسایش در بستر رودخانه نازک شده باشد،می گویند.

این واژه ظاهراََ ازدوبخش “تَل”.به معنی پاره و قسمتی ازسنگ و جزء دوم- “واش”.

دقیقا”به معنی شست وشو و شستن است ساخته شده،

که اززبان فارسی به انگلیسی راه یافته است .

ارسالی از استاد و شاعر فردوسی -علیرضا عزیزی (نوا)

 

۴ نفر این پست را پسندیده اند

ماجرای تکان دهنده شیعه شدن یک وهابی

 
ماجرای تکان دهنده شیعه شدن سلمان وهابی+فیلم

به گزارش جهان، سلمان حدادی، متولد سال ۱۳۶۱ در شهرستان سنندج است. او از پدری سنی و مادری شیعه به دنیا آمد. سلمان بعد از اتمام دبیرستان، ۳ سال دوره ی تکمیلی حوزه را در زاهدان و مسجد مکی گذراند و پس از مولوی شدن، ۴ ماه هم به رایوند پاکستان، برای آموزش یک دوره کامل نحوه ی تبلیغ و جذب رفت.

وی چندی پیش در بخش رهیافتگان بیست و یکمین نمایشگاه قرآن حضور یافت و به نحوه شیعه شدنش اشاره کرد. گزیده سخنان وی را در ادامه می خوانید:

- من پیش از شیعه شدن همه دروس وهابیت را در زاهدان خواندم. ۴ ماه هم در پاکستان نحوه جذب وهابیت را آموختم و بعد از آن هم با ادامه تلاشهایم ماموستا شدم. حتی دوره ای آموزش خود در زاهدان با عبدالمالک ریگی هم دوره بودیم. با قبول شدن کنکور در دانشگاه کرمانشاه پذیرفته شدم و در آن دانشگاه مناظره هایی با یک دوست شیعه به اسم مهدی رضایی داشتم. در آن مناظره ها من به ایشان گفتم یا باید من شیعه بشوم و یا تو وهابی بشوی.

- طی این مناظرات ایشان چند کتاب برای من آورد که این کتابها در من تاثیری نگذاشت. تا اینکه یک بار من را به مجلس امام حسین علیه السلام بردند و با اینکه خوشم نمی آمد اما پای منبر یک سید روحانی نشستم و به حرفهایش گوش دادم. در آن شب همه بعد از سخنرانی سینه زدند و من تنها گریه می کردم. آنجا بود که احساس کردم دین ناقصی دارم و از وهابیت زده شدم. بعد از ان بود که قبول کردم شیعه حق است اما شیعه شدن برای خودم بسیار سخت و دشوار بود.

- من تمام کتابهای مکاتب و مذاهب را خوانده ام و با شیطان پرستی آشنا هستم و حتی کتابهای صادق هدایت را حفظ هستم. اما از اینها هیچ چیز دستگیرم نشد و همه اینها به نوعی شبیه به هم بودند. تا اینکه نزد بزرگان و علمای شیعه دوازده امامی رفتم و پاسخ سوالات خود را از آنها گرفتم.

- بیشترین تاثیر در هدایت من را کتاب “المراجعات” نوشته علامه شرف الدین عاملی داشت که من قوبل کردم شیعه حق است و یک سال طول کشید تا شیعه بشوم.

- من کتابی نوشتم تحت عنوان “آیا شیعه حق است” که منتشر شده و آن را به دوستان صمیمی خود دادم. دوستانم آن را به پدرم برگرداندند و او وقتی فهمید که من شیعه شده ام گفت تو فریب خورده ای ولی من به او گفتم من فریب خورده نسیتم چرا که خودم بیش از هزار نفر را به وهابیت جذب کرده ام. در نهایت با پدرم مناظره کردیم که منجربه درگیری ما در خانه شد. بعد از آن ۶ ماه با بزرگان وهابیت مناظره کردم و همه آنها را شکست دادم که موجب شد آنها از من عصبانی بشوند و بگویند که انگلیس مرا برای شکست آنها فرستاده! بعد از ان به من پیشنهادهای مالی دادند که شیعه نشوم و اسمی از شیعه نیاورم اما قبول نکردم.

- آنها کسانی هستند که وقتی در دوره کودکی و نوجوانی صحبت های آقای قرائتی را در تلویزیون نگاه می کردم سه بار پای مرا برای تنبیه سوزاندند که این کار را نکنم. همین طرز تفکر بود که موجب شد پس از شیعه شدن من یک روز به دستور پدرم با چوب و چماق سر راه من ایستادند و من به شدت کتک زدند و حتی شاهرگ دست من را بریدند. وقتی همسر باردارم به کمک من آمد او را هم چنان زدند که منجر به سقط جنین او شد، تا اینکه ما بیهوش شدیم و دست از سر ما برداشتند و وقتی بهوش امدیم که در بیمارستان بودیم. بعد از آن ما از سنندج رانده شدیم.

- بعد از آن با همسرم به تهران آمدیم و ۴۵ روز آواره خیابانهای تهران بودیم و سرپناهی نیافتیم تا اینکه به جمکران رفتیم متوسل به امام زمان (عج) شدیم و ۴۵ روز هم آنجا ماندیم و با غذای نذری مردم سر کردیم. تا اینکه یک آشنایی مرا دید و مبلغی به من داد و گفت ما غیرتمان قبول نمی کند یک شیعه با همسرش در خیابان بماند. بعد از آن به دفتر یکی از مراجع رفتیم و ایشان پیشنهاد دادند که من در قم بمانم.

- به خاطر این جراحات من مشکل تکلم دارم و هنوز هم دارو مصرف می کنم. الان پدرم برای سر من جایزه ۵۰ میلیونی تعیین کرده و کسانی هم برای کشتن من فرستاده است. حتی در یکی از شبکه های تلویزیونی وهابی یک برنامه علیه من پخش کردند.

- دلایل مخالفت وهابیت با شیعه این است که شیعه بر حق است و قبول کردن آن برای آنها سخت است. شیعه برای هر چیز دلیل دارد و همه چیز آن آزاد است. اما در وهابیت همه چیز بر اساس اجبار بدون دلیل است.

- مرکز اصلی جهان وهابیت در رایوند پاکستان است که علاوه بر استفاده از آخرین شیوه ها برای جذب وهابیت، همه آموزشهای تخریب، ترور و بمب گذاری ها با سرمایه گذاری غربیها در آن انجام می شود.

 

منبع ،سایت جهان نیوز

 

1 نفر این پست را پسندیده است

هر چه بگندد نمکش میزنند ،وای بروزی که بگندد نمک !!!!

وقتی که رئیس مبارزه با مفاسد اقتصادی ، خود مفسد اقتصادی از کار در می آید……

محمدرضا رحیمی (زاده ۱۳۳۳ - سریش آباد[۱][۲])از شهریور ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ و در دولت دهم محمود احمدی نژاد، معاون
اول رئیس جمهور ایران بود. از دیگر سمت‌های وی دادستانی در کردستان در سال ۱۳۵۹، استانداری کردستان از سال ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶، نمایندگی سنندج در مجلس هفتم و ریاست دیوان محاسباتدر آن مجلس بوده است. در دولت محمود احمدی نژاد وی ضمن تصدی سمت معاون اول با حکم احمدی نژاد ریاست ستاد هماهنگی مبارزه با مفاسد اقتصادی را نیز بر عهده داشت.[۳]

به نوشته سایت جنبش راه سبز وی از قبل از انقلاب در سمت دادستان و بخشدار قروه فعالیت داشته که این سمت ها تا سال ۱۳۶۳ ادامه می یابد.بدین ترتیب او از جمله معدود مقاماتی است که از سالهای قبل تا بعد از انقلاب و در سمت های مختلف در دولت های مختلف در سطح استانی و سپس در دولت احمدی نژاد در سطح عالی پست و مقام داشته است.[۴]

او از متهمین پرونده اختلاس از بیمه ایران و استانداری تهران بوده و با صدور قرار وثیقه مناسب و تأمین آن، آزاد است.[۵] در شهریور ۱۳۹۳، خبر حبس و جزای نقدی رحیمی، از جانب سخنگوی قوه قضائیه بدون جزئیات بیشتر، اعلام شد.[۶]نهایتا در بهمن ۱۳۹۳ رای دیوان عالی کشور در تایید محکومیت وی منتشر شد. دیوان حکم دادگاه مبنی بر ۱۵ سال حبس را به پنج سال و ۹۱ روز حبس کاهش داد. وی همچنین به پرداخت سه میلیارد و ۸۵۰ میلیون تومان محکوم گردید.[۷]

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

۳ نفر این پست را پسندیده اند

سخنان حکیمانه از دکتر الهی قمشه ای

سلیمان باش و دستور بده. به خشمت بگو : برو اونطرف وایسا. برو و بر سر تکبرم خالی شو.

به قهرت بگو: شما بفرمایید و بین من و جناب دروغ قهر برقرار کنید.

به دیو درونت قاطعانه بگو: نـــــــــه ، من غلام ِ تو نیستم. تو غلام منی.

مانند سلیمان مُـلک وجودت را فرمانروایی کن.

 

 

خیلی خوب است که انسان زیباییها و خوبیها را ستایش کند و خوبیهای مردم رابیان کند

آنوقت اگراین ستایش برای خود حق باشد برمی گردد به حق

ولی اگراین ستایش رابرای این کردکه به یک چیز دنی وحقیری برسد

آنوقت این ستایش مانع میشود بین انسان وحق ونشانه دلبستگی به این دنیا است.

 

 

مشکل فرصتیست تا چیزی مسی در وجودت را به طلای ناب تبدیل کنی .

 

 

کسی که بینایی را خلق کرده است، یقینا بیناست . یک کور نمی تواند بینایی را خلق کند.

پس او تو را می بیند. از او کمک بخواه  

 

انسانها معمولا ما را تشویق می کنند که به بهای از دست دادن کنجکاوی،

احتیاط را بر گزینیم و به قیمت از دست دادن ماجراجویی ، به امنیت متوسل شویم،

از مجهولات بپرهیزیم و پا به وادی ناشناخته ها نگذاریم.

ولی به این حقیقت توجه کنیم که زندگی که در آن لذت کشف کردن نباشد،

حتما طعمی امتحان شده دارد و تکراریست…

بروید و عالمهای ناشناخته را در وادی علم، هنر و موسیقی کشف کنید و لذت ببرید .

 

 

هیچ دعائی بالاترازاین نیست که خدا ما را از خودش دور نکند وهیچ دردی هم بالاتر از درد هجران نیست .

 

این مطلب را می پسندم

«خوب سخن گفتن»

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی ویژگیهای «خوب سخن گفتن» را بر اساس آیات قرآن اینگونه بیان می کند:

۱- باید آگاهانه باشد 
لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ‏
پشت سر کلمه ای نروید که علم ندارید. چیزی که نمیدانید رهایش کنید. 
۲ – نرم باشد
قَوْلاً لَّیِّناً
زبانش تیغ نداشته باشد.
۳ – حرفی که میزند خودش هم عمل کند
لم تقولون مالاتفعلون
۴ – منصفانه باشد
وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا
۵ – حرفمان مستند باشد
قَوْلًا سَدِیدًا
منطقی حرف بزنیم.
۶ – ساده حرف بزنیم
قَوْلاً مَّیْسُورًا
پیچیده حرف زدن هنر نیست. روان حرف بزنیم.
۷ – کلام رسا باشد
قَوْلاً بَلِیغًا
حرف را همه بفهمند و مطلب مبهم نباشد.
۸ – زیبا باشد
قولوللناس حسنا
باهمه خوب صحبت کند و فرق قائل نباشد.
۹ – بهترین کلمات را انتخاب کنیم
یَقُولُ الَّتی هِیَ اَحْسَن
۱۰ – اصطلاح جدید از خودتان بکار نبرید!!!
قولا معروفا
۱۱ – همدیگر را با لقب خوب صدا بزنیم
قولاً کریماً
۱۲ – حرف زدن در جامعه خوب باشد تا بهشتی شویم
هدو الی الطیب من القول
اگر در جامعه حرف زدن خوب باشد، آن جامعه بهشتی است.

منبع:فرهنگ نیوز

۱ نفر این پست را پسندیده است

بازخوانی خدمات متقابل «داعشی های وطنی» و «آل سعود»

 

ماجرای کمک میلیاردی ملک عبدالله به سبزها و چند سوال!

سرانجام خبر مرگ پادشاه عربستان تایید شد، خبری که در ۲۴ ساعت گذشته منجر به انتشار تحلیل ها و بازتاب های مختلفی در رسانه های داخلی و بین المللی شده است و در این میان هاشمی رفسنجانی نیز با صدور پیامی خطاب به پادشاه جدید این کشور تاکید کرد که این اتفاق را به «کشور دوست عربستان سعودی» تسلیت می گوید و برای «آن فقید» رحمت واسعه و برای خانواده و خاندانش «صبر و اجر» مسئلت می کند.

 

 

به گزارش دیدبان به نقل از رجانیوز، حسن روحانی نیز در پیام جداگانه ای به همین مناسبت تاکید کرد که «برای آن مرحوم مغفرت، برای خاندان ایشان صبر و برای ملت و دولت عربستان آرزوی موفقیت» دارد.

بر پایه این گزارش، یکی از موضوعاتی که طی سالهای گذشته در عرصه سیاسی ایران بارها مورد توجه گرفته است، رابطه صمیمی و نزدیک پادشاه سابق عربستان و خاندان آل سعود با اصلاح طلبان در ایران بوده است، در این باره شاید صمیمیت ملک عبدالله با هاشمی رفسنجانی بیش از هر کس دیگری شهره عام و خاص بوده، چنانچه بنا بر اخبار منتشر شده رسمی در رسانه های مختلف طی سالهای گذشته پادشاه عربستان در بسیاری از سفرهای خود به تهران، به جای حضور در هتل، شب را در منزل هاشمی رفسنجانی می گذرانده است.
 
 
عکسی که اسفند ۹۲ از حضور پادشاه عربستان در منزل هاشمی رفسنجانی در تهران منتشر شد 
 
اما شاید نقطه عطف این ارتباطات ویژه و فراتر از دیپلماسی رسمی دو کشور بین آل سعود و اصلاح طلبان، سال ۸۸ باشد. زمانی که محمد خاتمی بدون هیچ جایگاه حقوقی در ایران، تحت عنوان «رییس جمهور سابق ایران» به عربستان سفر کرد و دیداری ویژه با ملک عبدالله داشت.
 
 
یک سال و نیم بعد از این دیدار، آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان در نماز جمعه ۶ مرداد ماه ۱۳۸۹ گفت:
 
«آمریکایی ها یک میلیارد دلار از طریق افراد سعودی که هم اکنون عامل آمریکا در کشور‌های منطقه هستند، به سران فتنه دادند و همین سعودی ها که به نمایندگی آمریکا صحبت می کردند، گفتند، اگر توانستید نظام را منقرض کنید، تا پنجاه میلیارد دلار دیگر را هم می دهیم، اما خداوند این فتنه را به دست بندگان صالحش خاموش کرد.»
 
این اظهارات افشاگرانه آیت الله جنتی اگرچه باعث واکنش منفعلانه اصلاح طلبان شد و آنها این ادعا را به طور ناشیانه ای تکذیب کردند اما حجه الاسلام مصلحی عالی ترین مقام امنیتی جمهوری اسلامی ایران در آن برهه در شهریور ۸۹ در جمع خبرنگاران با تایید این خبر گفت: «این موضوع واقعیت دارد بلکه شما می‌توانید بالاتر از آن را نیز حساب کنید.» مصلحی تاکید کرد: «در بحث فتنه بدین شکل نبود که یک حرکت درونی فقط توسط مجموعه‌ای صورت بگیرد بلکه مانند دوران دفاع مقدس همه مجموعه‌های ضد انقلاب داخلی و کشورهای مختلف حامی این جریان بودند و برای براندازی نظام و حکومت حمایت می‌کردند.»
 
علاسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان در آن برهه نیز در مرداد ۸۹ در نشست خبری خود با اشاره به اسناد این موضوع گفت: «هر زمان به جرم افرادی که مقابل نظام ایستاده‌اند رسیدگی شود، اسناد دریافت کمک‌های میلیاردی نیز به دادگاه ارائه خواهد شد.»
 
این در حالی است که در تیرماه ۸۹ نیز رجانیوز از سفر غیر رسمی فاطمه هاشمی رفسنجانی به عربستان سعودی و دیدارش با ملک عبدالله پادشاه این کشور خبر داده بود.
 
فارغ از همه موارد اشاره نیز، حضور جنجالی عطا مهاجرانی از اصلاح طلبان فراری ساکن انگلیس و وزیر ارشاد دولت خاتمی در جشنواره الجناردیه آل سعود در سال ۹۰ هم حکایتی جداگانه دارد.
 
“الجنادریه” جشنی در ظاهر فرهنگی- تاریخی است که خاندان آل سعود از ۲۹ سال قبل آن را به راه انداخته است اما در سال ۱۳۹۰ عطا مهاجرانی به همراه علیرضا نوری زاده از ضد انقلاب های فراری خارج از کشور در این مراسم شرکت کردند، مراسمی که به گفته بسیاری از کارشناسان در پوشش یک جشن تاریخی برگزار می شود اما یکی از اهداف آن جمع کردن نیروهای اپوزیسیون علیه جمهوری اسلامی و کمک به آنهاست.
 
بعد از این جشن پرحاشیه نیز که اخبار مختلفی درباره فسادهای متعدد در آن منتشر شد، مهاجرانی اعلام کرد:
 
«باید بگویم که شب‎های جشنواره (الجناردیه) بهترین شب‎های همه زندگی ام بود.»
 
بعد از این جشن بود که حجه الاسلام مصلحی وزیر اطلاعات وقت در اواخر بهمن سال ۹۰ با اشاره به حضور مهاجرانی و نوری زاده در مجلس میهمانی پادشاه عربستان گفت: «در سفری که چندی پیش به عربستان داشتیم و قبل از برگزای این جشن، به مقامات عربستان گفتیم که شما فلان تاریخ برنامه جشنی دارید و در این جشن افرادی را دعوت کرده اید که از افراد معاند انقلاب و نظام جمهوری اسلامی در آن حضور دارند و پیش بینی کرده اید که ۱۸ میلیون دلار در اختیار آنان بگذارید. مسئول اطلاعات داخلی عربستان تعجب کرد که ما چگونه این اطلاعات را کسب کرده ایم؛ در حالی که این اطلاعات جزء اطلاعات سری و داخلی آنها بود.»
 
در هر صورت به نظر می رسد اکنون که ملک عبدالله پادشاه خون ریز و فاسد عربستان سعودی و یکی از اصلی ترین عوامل فتنه های سال های اخیر منطقه به کام مرگ فرور رفته است، بیش از هر زمان دیگر می توان علت ناراحتی اصلاح طلبان و حامیان فتنه ۸۸ را کشف کرد، چرا که ملک عبدالله یکی از شاخص ترین افرادی بود که طی سالهای گذشته بویژه در فتنه به کمک مالی و سیاسی از «داعش های وطنی» پرداخت تا بوسیله ی این طیف، جمهوری اسلامی را براندازی کند؛ اقدامی که البته سبزها و داعش های وطنی موفق به انجام آن نشدند و اینک پس از ۵ سال از آن روزها، داعشی های غیر وطنی در لبنان و عراق و سوریه دست به کشتار می زنند تا معادلات منطقه را به به جای قدرت گرفتن ایران، به سوی قدرت گرفتن عربستان سعودی، اسراییل و دیگر متحدانش در منطقه رقم بزنند لذا تاریخ نشان داده «خدمات متقابل داعشی های وطنی و آل سعود» فراتر از آن بوده که این روزها مانع واکنش های آشکار آنها در از دست دادن این چهره «فقید» شود.
منبع :پایگاه جریان شناسی دیده بان
۱ نفر این پست را پسندیده است

فیلم هایی که به غلط دست به دست می شوند؛

آقامیری: عذاب قیامت تهمتی ناروا به خداوند است!

تبلیغ دین، بیش از هر چیز نیازمند فهم صحیح دین است. اگر تبلیغ بر اساس برداشتهای خطا و یا التقاطی از دین بنا نهاده شود؛ نه تنها موجب رشد دین نخواهد شد بلکه بیشترین ضربه را به دین وارد خواهد کرد.

به گزارش دیدبان به نقل از فرهنگ، امروزه شبکه های اجتماعی به خصوص نوع موبایلی آن سعی در ایفای نقش جایگزین برای ارتباطات چهره به چهره را دارند. رسانه هایی که بر خلاف بسیاری از رسانه های جمعی دیگر، حس آزادی و فعالیت بیشتری را در مخاطب ایجاد می کنند. این شبکه ها اما، مدتی است که محملی شده اند برای انتشار سخنانی خاص با رنگ و بوی دینی. سخنانی که به صورت پادکست و با میکس و مونتاژی نسبتا مناسب به برخی از موضوعات فرهنگی و اجتماعی می پردازد. هدف نیز ارائه چهره رحمانی دین در راستای تبلیغ آن و جذب جوانان است.

پیشتاز این حرکت شخصی است به نام «سید حسن آقامیری» که کلیپ های او با توجه به غیر عادی  بودن صحبت های وی در شبکه های اجتماعی منتشر شده است . آقامیری را می توان از جمله  اشخاصی دانست که به اصطلاح در راستای جذب جوانان اقدام به ارائه برداشتی متفاوت از دین کرده است اما…

سید حسن آقامیری در یکی از آخرین کلیپ هایی که توسط اطرافیانش در شبکه های اجتماعی پخش شده است ، می گویند: همه انسانها به بهشت خواهند رفت و اصولا مقصد نهایی انسان بهشت است. ایشان جهنم را به بیمارستانی در مسیر بهشت تشبیه می کنند. به نظر ایشان فرد گناهکار مجرم نیست، بلکه بیماری است که برای استفاده از نعمتهای بهشت، نیازمند درمان است و این درمان در جهنم صورت خواهد گرفت. بر همین اساس است که آنان جهنم را نشانه ای از رحمت خداوند می شمارند؛ نه خشم و غضبش.

حال سوال اینجاست که با این بیان، آن دسته از آیات قرآن کریم که بر خلود برخی از گناهکاران در آتش دوزخ تاکید دارند چگونه تفسیر خواهند شد؟ آیات ۲۹ سوره نحل، ۱۰ سوره تغابن، ۱۷ سوره حشر، ۲۳ سوره جن و بسیاری دیگر از آیات قرآن کریم موید این مطلب است.

به علاوه در برخی آیات، بر ملعون بودن این گناهکاران از طرف خداوند و معذب بودن آنان در آتش تاکید شده است. خداوند در آیه ۶۸ سوره توبه می فرماید: {وَعَدَ الله الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْکُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا هِیَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِیمٌ}، (خداوند به مردان و زنان منافق و کافران، آتش جهنم را وعده داده است که در آن جاودانه اند، آن آتش براى ایشان کافى است و خدا لعنتشان کرده و براى آنان عذابى پایدار است).

هدف از تاکید خداوند بر عذاب در این آیه چیست؟ چگونه می توان لعن خداوند را با رحمت او یکسان دانست؟ چرا خداوند در هیچ یک از این آیات سخنی از مداوا و درمان به میان نیاورده است و صراحتا بر عذاب تاکید کرده است؟

و یا در آیه ۴۳ سوره الرحمن می فرماید: {هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِی یُکَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ}، (این است همان جهنمى که تبهکاران آن را دروغ مى خواندند).

در این آیه نیز مشهود است که خداوند گناهکاران را مجرم و تبهکار می داند و نه بیمار. آیا خداوند نمی خواست واقعیت جهنم را بیان کند و یا نمی توانست؟ سوالی که پیش می آید این است که آیا این گونه از سخنان اجتهاد در مقابل نص قرآن کریم نیست؟ آیا همان تکذیب جهنم نمی باشد؟

سوال دیگر اینکه اگر بگوییم مقصد همگان بهشت است و خداوند متعال، جهنم را تنها به عنوان یک مرکز برای معالجه بیماران و نه جایگاه عذاب خلق کرده است، پس هدف از آزمایش بندگان در دنیا چه خواهد بود؟ آیا صحیح است که بگوییم خداوند بندگان خود را با سخت ترین ابتلائات و امتحانات می آزماید و سپس همگان را، با هر عملکردی، در بهشت مستقر می فرماید؟ آیا این سخن حکمت خداوند متعال را زیر سوال نمی برد؟ آیا این اهانت به ذات باری تعالی نیست؟

یکی دیگر از اعتقادات سید حسن آقا میری، مربوط به نوع عذاب گناهکاران است. وی در این زمینه قائلند کهخداوند مهربان تر از آن است که بندگان خود را در آتش بیفکند و یا معجونی از چرک و خون به آنان بخوراند. آنان معتقدند که بیان این مسائل سبب می شود که نوعی ذهنیت منفی نسبت به خداوند در ذهن مخاطب ایجاد شده و وی را به دین گریزی تشویق نماید. وی در ادامه می گوید: خداوند بندگانش را خلق نکرده است که آنان را در آتش بیندازد و از صدای عذاب کشیدن آنان لذت ببرد، اینکه بگوییم خداوند بندگانش را مدتی در این دنیا قرار داده و سپس ده ها برابر در قیامت عذاب خواهد کرد و چرک و خون به خوردشان خواهد داد، تهمتی ناروا به خداوند است. این سخنان را کسانی می گویند که قصد دارند از دین برای خود دکانی باز کنند.

این سخنان اگرچه ظاهری بسیار زیبا و عاطفی دارند، اما نمی توان به صرف زیبایی آنان را پذیرفت. وقتی آیات قرآن کریم را در مقابل خود قرار می دهیم مشاهده می کنیم که در بسیاری از آیات بر عذاب گناهکاران تاکید شده است، چنانچه در بالا نیز به برخی از آنان اشاره کردیم، اما آیا صراحتا به نوع خاصی از عذاب اشاره شده است؟

در بسیاری از آیات قرآن کریم هرجا سخن از جهنم به میان می آید، قید آتش نیز ذکر می شود؛ آیات ۳۵ و ۸۱ سوره توبه، ۱۳ سوره طور، ۳۶ سوره فاطر، ۷۲ سوره جن و بسیاری دیگر از آیات قرآن کریم از این گونه اند. ضمن اینکه در برخی دیگر از آیات، عذاب الهی صرفا به عنوان آتش مورد اشاره قرار داده شده است.

به عنوان مثال خداوند در دو آیه پایانی سوره بلد می فرماید: {وَالَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِنَا هُمْ أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِQ  عَلَیْهِمْ نَارٌ مُّؤْصَدَةٌ}، (و کسانى که به انکار نشانه هاى ما پرداخته اند آنان شومند، بر آنان آتشى سرپوشیده احاطه دارد).

و یا در آیه ۶ سوره همزه، دوزخ را آتش بر افروخته الهی عنوان می کند.

در برخی دیگر از آیات قرآن کریم به صراحت، انواع دیگری از عذاب مورد اشاره قرار گرفته است. به عنوان مثال در آیات ۱۶ و ۱۷ سوره ابراهیم، نوشاندن آب چرکین به اهل جهنم مورد اشاره قرار گرفته است:

{مِّن وَرَآئِهِ جَهَنَّمُ وَیُسْقَى مِن مَّاء صَدِیدٍیَتَجَرَّعُهُ وَلاَ یَکَادُ یُسِیغُهُ وَیَأْتِیهِ الْمَوْتُ مِن کُلِّ مَکَانٍ وَمَا هُوَ بِمَیِّتٍ وَمِن وَرَآئِهِ عَذَابٌ غَلِیظٌ}، (دوزخ پیش روى اوست و به او آبى چرکین نوشانده مى شود، آن را جرعه جرعه می نوشد و نمى تواند آن را فرو برد و مرگ از هر جانبى به سویش مى آید؛ ولى نمى میرد و عذابى سنگین به دنبال دارد).

کاملا مشخص است که در آیات فوق، نوشاندن آب چرکین به اهل جهنم مورد تاکید قرآن کریم قرار گرفته است و علاوه بر آن بیان شده است که عذابی دردناک تر در انتظار دوزخیان است.

حال آیا سخنان ایشان در مقام انکار آیات صریح قرآن کریم نیست؟  آیا این سخنان مصداق بارز آیه ۱۵۰ سوره نساء نمی باشند که می فرماید: (کسانى که به خدا و پیامبرانش کفر مى ورزند و مى خواهند میان خدا و پیامبران او جدایى اندازند و مى‏ گویند ما به بعضى ایمان داریم و بعضى را انکار مى کنیم و مى خواهند میان این دو، راهى براى خود اختیار کنند).

آیا بیان یک سویه صفات خداوند متعال و ذکر صفات رحمانی ذات باری تعالی، بدون عنوان کردن صفات قهر و غلبه اش، مصداق بسیط و ناتوان جلوه دادن ذات الهی نخواهد بود. آیا این گونه از گفتار افراد بشر را نسبت به گناه جری و بی پروا نساخته و سبب ترویج اباحه گری دینی نخواهد شد؟

بهتر است این افراد برای تبلیغ دین به جای ارائه برداشتهای شخصی خود، به نص قرآن کریم و قول و فعل معصومین(ع) مراجعه کرده و دین را همانگونه که هست معرفی کنند؛ نه آنگونه که خود صلاح می دانند.لازم به ذکر است این قبیل شبهات را سالها پیش  استاد شهید مطهری در کتاب عدل الهی (بخش هفتم مجازات های اخروی) پاسخ داده اند.

منبع: پایگاه جریان شناسی دیده بان

۱ نفر این پست را پسندیده است

نجس‌ترین چیزها

گویند روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می‌آید که نجس‌ترین چیزها در دنیای خاکی چیست.
برای همین کار وزیرش را مأمور می‌کند که برود و این نجس‌ترین نجس‌ها را پیدا کند.
پادشاه می‌گوید تمام تاج و تخت خود را به کسی که جواب را بداند می‌بخشد.
وزیر هم عازم سفر می‌شود و پس از یک سال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف به این نتیجه رسید که
نجس‌ترین چیز مدفوع آدمیزاد اشرف است.
عازم دیار خود می‌شود. در نزدیکی‌های شهر چوپانی را می‌بیند و به خود می گوید از او هم سؤال کند شاید جواب تازه‌ای داشت.
بعد از صحبت با چوپان، او به وزیر می گوید: «من جواب را می دانم اما یک شرط دارد.»
وزیر نشنیده شرط را می‌پذیرد. چوپان هم می گوید: «تو باید مدفوع خودت را بخوری.»
وزیر آنچنان عصبانی می‌شود که می‌خواهد چوپان را بکشد
ولی چوپان به او می گوید: «تو می‌توانی من را بکشی اما مطمئن باش پاسخی که پیدا کرده‌ای غلط است.
تو این کار را بکن اگر جواب قانع کننده‌ای نشنیدی من را بکش.»
خلاصه وزیر به خاطر رسیدن به تاج و تخت هم که شده قبول می‌کند و آن کار را انجام می‌دهد.
سپس چوپان به او می گوید:
«کثیف‌ترین و نجس‌ترین چیزها طمع است که تو به خاطرش حاضر شدی آنچه را فکر می‌کردی نجس‌ترین است بخوری!»
منبع :وبسایت ذاکرالحسین

۲ نفر این پست را پسندیده اند

درسی برای برخی …

ایاز، غلام شاه محمود غزنوی (پادشاه ایران) در آغاز چوپان بود.

وقتی در دربار سلطان محمود به مقام و منصب دولتی رسید،

چارق و پوستین دوران فقر و غلامی خود را به دیوار اتاقش آویزان کرده بود .

هر روز صبح اول به آن اتاق می‌رفت و به آنها نگاه می‌کرد و از بدبختی و فقر خود یاد می‌‌آورد .

سپس به دربار می‌رفت. او قفل سنگینی بر در اتاق می‌بست.

درباریان حسود که به او بدبین بودند خیال کردند که ایاز در این اتاق گنج و پول پنهان کرده و به هیچ کس نشان نمی‌دهد.

به شاه خبر دادند که ایاز طلاهای دربار را در اتاقی برای خودش جمع و پنهان می‌کند.

سلطان می‌دانست که ایاز مرد وفادار و درستکاری است. اما گفت:

وقتی ایاز در اتاقش نباشد بروید و همه طلاها و پولها را برای خود بردارید.

نیمه شب، سی نفر با مشعل‌های روشن در دست به اتاق ایاز رفتند.

با شتاب و حرص قفل را شکستند و وارد اتاق شدند. اما هرچه گشتند چیزی نیافتند.

فقط یک جفت چارق کهنه و یک دست لباس پاره آنجا از دیوار آویزان بود.

آنها خیلی ترسیدند، چون پیش سلطان دروغزده می‌شدند.

وقتی پیش شاه آمدند شاه گفت: چرا دست خالی آمدید؟ گنجها کجاست؟

آنها سرهای خود را پایین انداختند و معذرت خواهی کردند.

سلطان گفت: من ایاز را خوب می‌شناسم او مرد راست و درستی است.

آن چارق و پوستین کهنه را هر روز نگاه می‌کند تا به مقام خود مغرور نشود. و گذشته اش را همیشه به یاد بیاورد.

منبع :وبسایت ذاکرالحسین- با دستکاری در عنوان(تغییر عنوان )

۳ نفر این پست را پسندیده اند

گویش محلی فردوس

 

جُلجُل : آرام و قرار نداشتن،تکان خوردنهای پشت سر هم

اُرسی : کفش زنانه پاشنه بلند

وَرسَرچُروک:حالتی از نشستن .مانند نشستن در دستشویی

وَپادَشتَه:دستشویی کردن بچه ها با کمک بزرگترها

شاخ تنور: تنور را تافتن و داغ کردن با شاخه های خشک درختان برای پخت نان

مِمِزِنگ:کشمشهای کوچولو یا خشک شدن دانه انگور بر روی بوته

پیچ:پلاسیده

لَچ : خیس

هُتَرَق : بِتَمَرگ

ارسالی از ماها-از بازدید کنندگان سایت بلده

۱۰ نفر این پست را پسندیده اند

قطب الدین حیـــــدرِ مـــوســوی تونی (۱)

                      قطب الدین حیـــــدرِ مـــوســوی تونی

سیّد والا گهری خوش سخن
صیت سخن گستریش تا به عرش
جان چو بپیموده به مُلک بقا
زاده ی ساداتِ به حق متّصل
تیغ بسی او زده در رزم دین
قطب ولایت ز علی دارد او
نام علی سلسله بندش بود
خطّه ی تون زادگه او بود
ربِّ جلیل آنکه رقم می زند
جود علی هیبت پنهانیش
زیت کلامش بود انوار دین
کشف شهودات بر او کم بود
قطره ی اشکش بچکد آفتاب
گر سوی تبریز سفر کرده او
تا به سوی خاک نجف می رود
قبضه ی شمشیر به کف می رود
زاده ی نسلی ز امام زادگان
گر بکند مدح کسان عین حق
هر چه سخن گفته ز دل گفته او
ده شده او منزل عرفانیش
غرق ز آفاق کلام علی

شعر دلش مشعر و چشم منا
تا به سخن حرف و بیانی بود
مکتب او سبک وقوع دل است
گر چه کلامش سخن اولیاست
سیر و سفر بر همه عالم نمود
او سوی دربار اگر می رود
غمزه کش ناز کسی کی  شود؟
مدح و ثنایش عطش جان ماست
رشته ی گفتار به کف دارد او
خِطّه ی تبریز پُر از نام او
خام منم تا نشناسم که کیست؟
سالک پرورده به غم آشنا
قالب شعرش شده همیان عشق
قوت کلامش شده یاقوت جان
رشته و زنجیر تو گر سبحه است
دست «شریف» از ره افساد و کین
سهو و لسانی که فراهم نمود
بیت به بیتش ز دلم سوختم
گر همه جا خون جگر می خورد
از صله ی اسب نگردد رضا
آهن و فولاد شود موم نرم
دست و دل و بازوی قدرت نما
خواسته اش پیرو استادی است
هر قدمش باعث خیری دگر

با پر شهپر به سوی قاف سیر
برکت عمرش شده تجدید خیر
لب به سخن تا به سفر می گشود
یزد و خراسان سوی شیراز و ری
یک پسرش سامریِ تون بود
ناقل اخبار و سخن گستری
وان دگرش نام چو تسکین بود
پخته ی گفتار سخن پروری
پیرو و پرورده ی صائب بود
حیدری آن مظهر اسرار دین
شاهد میدان عمل روز جنگ
هیبت نامش سپر رزم و تیغ
دایره ی درس و کلامش وسیع
پرده گشای همه ی رازها
بخشش او سفره ی بی انتها
صف شکن قدرت بیگانگان
شعله به آفاق جهان می زند
شورش و آشفتگی جان او
وصف مناجات کلامش متین
کشف شهودات بسی داشته
تا علم حیدری افراشته
تا به رضا ،مرتبه کامل شود
نیست چـــو مرتاض، قلنـــــدر صفت

 

مدح علی خوانده به هر انجمن
سبز شده بر قدمش ملک عرش
حیطه ی جولان پرش بی هوا
شسته دلش از هوس آب و گل
محو نموده  اثر مشرکین
حیدریان رفته به امداد او
شمس علی جدّ بلندش بود
یک قدم از بخشش مینو بود
بر دل او لوح و قلم می زند
بر سر سجّاده ی عرفانیش
زنده کن هیبت والسّابقین
یک سر مو از رخ آدم بود
زنده کند شورش و هم انقلاب
ترک سر و ترک خطر کرده او
با سر شوریده به صف می رود
خود  هدف و سوی هدف می رود
زنده کن خِصلت آزادگان
هجو بیانش نرسد یک ورق
سلسله ی عشق عیان مو به مو
در ره سیر رب ربّانیش
مرتبه اش واضح و بس منجلی

در بر یاران شده انگشت نما
پیرو و شاگرد لسانی بود
رفتن هندش تو مگو مشکل است.
معجزه گفتن سخنش هم رواست
هر قدمش تجربه ای می فزود
با دل غمبار اگر می رود
کورش و جمشید وگر، کی شود
یاد حسین و همه ی اولیاست
از لب و دندان چو شکر بارد او
کّلِ زمینش شده یک گام او
ذرّه ز ناپختگیش نیست نیست
کرده چو غوّاص به تن، او شنا
ریزه خور لقمه ی ارکان عشق
سرزده لؤلؤ ز دلش بر زبان
یا رب او بی شک و بی شبهه است
کرد چو دامی به ره او کمین
ضعف ز  استاد خودش وانمود
معرفت و زندگی آموختم
آتش کین عین شرر می خورد
مرتبه ی کامل او شد رضا
در بر ایتام به رخ خَوی ز شرم
لشکر باطل به عیان بر ملا
بر دل مردم هدفش شادی است
منشأ برکت شده و پر ثمر

عمر سفر کرده و هر سو به خیر
پا زده بر خانقه و هر چه دیر
باب خطر باز به بر می گشود
او به اشارات سخن کرده طی
وسعت علمش بسی افزون بود
حافظ شهنامه به لفظ دری
سِلک پدر گوش به تمکین بود
بر شده از انس و فرا از پری
بر سخن تر همه طالب بود
عین صراطش شده عین الیقین
با دل خونین، رخِ پر آب و رنگ
بارش خونبار شرر همچو میغ
مرتبه ی قطبی او بس رفیع
نخبگی نخبه ی آوازها
قلّه ی اِستاده به نامش خدا
نازکش بازوی پروانگان
سلسله ی عشق به جان می زند
نقش درخشنده ی ایمان او
حلقه ی درس سخنش بس امین
بذر عمل از غم دین کاشته
هر دو جهان را به جو انگاشته
نور حقیقت همه حاصل شود
قلـــه یِ فتحـــش همــه ســـو معرفت

۳ نفر این پست را پسندیده اند

پرونده محرمانه/ نظر «جفری هالورسون» در مورد جریان شیرازی‌ها چیست؟

به گزارش پایگاه خبری تحیلی فتن ٬ «جفری هالورسون» نظریه پرداز و پروفسور دانشگاه آریزونای امریکا، پس از فتنه ۸۸ با انتشار مقاله ای  (که در سایت مرکز مطالعات استراتژیک دانشگاه آریزونا منتشر شد) تصریح نمود که دیگر راهکارهای نظامی برای مقابله با حکومت ایران چندان کارآیی نداشته و جبهه غرب و استکبار باید تغییر تاکیک […]
 

به گزارش پایگاه خبری تحیلی فتن ٬ «جفری هالورسون» نظریه پرداز و پروفسور دانشگاه آریزونای امریکا، پس از فتنه ۸۸ با انتشار مقاله ای  (که در سایت مرکز مطالعات استراتژیک دانشگاه آریزونا منتشر شد) تصریح نمود که دیگر راهکارهای نظامی برای مقابله با حکومت ایران چندان کارآیی نداشته و جبهه غرب و استکبار باید تغییر تاکیک داده و «براندازی نرم» را در دستور کار خویش قرار دهد.

هالورسون نظریه خود را اینگونه مطرح می کند که ما برای موفقیت در مقابل نظام و حکومت ایران، باید از ماجرای کربلا بنفع خویش بهره برداری کنیم. بدین صورت که از تمام امکانات خویش برای «یزید» معرفی کردن «حکومت ایران» استفاده نماییم. اما نکتۀ جالب توجه در اینجاست که او «جریان شیرازی ها» را بعنوان بهترین کاراکتر برای ایفا نمودن نقش طرفداران امام حسین و مقابله با یزید ساختگی یعنی نظام مقدس جمهوری اسلامی معرفی می کند!

این نظریه پرداز، برای اثبات مناسب بودن این نقش برای جریان شیرازی ها، دلیل های متعددی عنوان می کند؛ از جمله: سید بودن رهبر این جریان، اهل کربلا بودن اکثر طرفداران این طیف، منتقد بودن آنها نسبت به نظام ایران، منتسب دانستن رهبر این جریان به عنوان «امام شیرازی» و اینکه شایعۀ کشته شدن او بوسیله سم و بدست حکومت ایران، بهترین دستاویزی است که ایفای نقش لشکر اولیاء را در این سناریوی مخوف برای این طیف مناسب جلوه می نماید.

نکتۀ پایانی این مقاله، پیشنهاد به سنای امریکا برای کمک به این جریان بوسیله وسائل ارتباط جمعی از جمله شبکه های ماهواره ای، اینترنت و سایتهای خبری در جهت ترویج افکار این جریان می باشد.

اکنون پس از ۴ سال از انتشار این مقاله، با رشد قارچ گونه شبکه های ماهواره ای وابسته به جریان شیرازی ها و همچنین تحرکات مرجع خودخواندة این جریان در تحریک جوانان علیه نظام، بازخوانی متن کامل این مقاله که توسط خادمین هیئت محبین اهل بیت(علیهم السلام) در «واحد سایبری هیئت» ترجمه و تنظیم شده است، خالی از لطف نیست:

 

این مطلب را می پسندم

گویش محلی قدیم فردوس (۲۱)

وَعلِشته = معمولا به پاک و تمیز کردن ته ظرف غذا با انگشت گفته می شود.

وَرسَرتِلِک = شیِ برجسته که در معرض سقوط و افتادن باشد.

وَعزَنوک = از ابزارهای قالیبافی سنتی .

وَردِرَزگیده = به یکباره ترسیدن و از جا پریدن .

واستَو = بایست ، توقف کن .

وَرلِک = سرپا ایستادن .

وَراَخور مرده = واژه ای است برای تنبیه و تادیب ، در اصل برای حیوانات بکار می رود .

وعسر سُکّیده = ماست یا غذایی که ترش شده و از سطح آن گاز اسیدی همراه حباب خارج میشود .

وَعپَی شَو = برو کنار 

 

5 نفر این پست را پسندیده اند