آمار بازدید
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 156
  • بازدید دیروز: 37
  • بازدید هفته: 403
آخرین دیدگاه‌ها
اوقات شرعی


آمار

Archive for می, 2015

عذاب سخت ترک کنندگان نماز

 

 حضرت محمد (ص): امت من درباره نماز چهار گروه می باشند:

۱- عده ای نماز نمی خوانند. اینها اهل وادی «سقر» می باشند

۲- عده ای که بعضی اوقات نماز می خوانند و گاهی نمی خوانند. اینها اهل وادی «نمی» می باشند.

۳- عده ای سهل انگار هستند که به نماز خود اهمیت نمی دهند و احکام آن را یاد نمی گیرند و اشتباه می خوانند و یا در آخر وقت به جا می آورند، که خدای متعال در مورد این گروه در سوره ماعون آیه ۴ می فرماید: «وای بر نمازگزارانی که نماز خود را سبک می شمارند».

۴- مؤمنانی هستند که نمازشان را با خشوع و کامل می خوانند. اینها رستگارند و جایشان در بهشت است.  نصایح، ص ۲۱۸

گناه ترک کننده نماز

امام صادق(ع): در کتب پیشینیان روایت شده است که: هرکس با هفتاد دختر در خانه زنا کند، و هفتاد پیغمبر را بکشد و هفتاد کتاب آسمانی را بسوزاند، گناهش کمتر است از کسی که یک روز نمازش را عمداً نخواند.  نصایح، ص ۲۴۱

 ترک کننده نماز کافر محسوب می شود

پیامبر اکرم (ص): چیزی که مسلمان را کافر می کند، ترک عمدی نماز واجبش است. و فاصله بین ایمان و کفر، ترک نماز است. 

وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۹

 

حضرت محمد (ص) فرمودند: کسی که نماز را بدون عذر بجا نیاورد تا وقتش بگذرد، اعمالش از بین می رود،

سپس فرمود: فاصله بین بنده و کفر، ترک نماز است. (یعنی کسی که نماز را ترک کند کافر محسوب می شود) .

بحارالانوار جلد ۸۲ صفحه ۲۰۲

 

از حضرت صادق (ع) پرسیده شد: چرا زناکار را کافر نمی نامید در صورتیکه تارک نماز (کسی که نماز نمی خواند) را کافر می خواند ؟

برهان و دلیل این امر چیست؟

آن حضرت (ع) فرمود: برای اینکه زناکار و امثال او چنین اعمال ناروایی را فقط به خاطر شهوت انجام می دهد، زیرا شهوت بر او دست یافته و اختیارش را سست کرده است، ولی ترک کننده نماز، ترک نماز نمی کند، مگر از روی کوچک شمردن و خفیف داشتن آن و دلیل این سخن آن است که تو زناکاری را نمی یابی که با زنی نزدیکی کند، مگر اینکه از نزدیکی با آن زن قصد لذت جویی و کامیابی داشته باشد و به این منظور به او میل کرده باشد، ولی هرکس که نماز را از روی قصد ترک می کند، منظورش از ترک آن دست یابی به لذت نیست، پس وقتی لذتی نباشد به ناچار خفیف شمردن نماز واقع گردد، و چون خفیف شمردن واقع شد، کفر واقع گشته است. 

من لایحضرالفقیه جلد ۱ صفحه ۳۰۷

 

امام صادق (ع): مردی از رسول خدا (ص) درخواست نصیحتی کرد.

حضرت فرمودند: ای مرد نماز را عمداً ترک نکن، زیرا کسی که از روی عمد نماز را ترک می کند، از ملت اسلام بیرون است. 

وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۹

 

راوی گوید امام صادق (ع) درباره گفتار خدای عزوجل در سوره مائده آیه ۵۵:

«هر کس کافر شود بعد از ایمان آوردنش، به تحقیق تمام اعمالش نابود گشته و در آخرت از زیانکاران خواهد بود».

فرمودند: منظور از این شخص، ترک کننده نماز است که پس از اقرار به اسلام، با ترک نمودن نماز از آن رو گردانده است. 

اصول وافی، ج ۲، ص ۷۳

 

 سوره مدثر، آیات ۴۰ – ۴۳: «یتساءلون عن المجرمین، ما سلککم فى سقر، قالوا لم نک من المصلین»  

«(اهل بهشت) سؤال مى کنند از مجرمان چه چیز شما را به دوزخ فرستاد، مى گویند ما از نمازگزاران نبودیم» .

سوره غافر، آیه ۶۰: »ان الذین یستکبرون عن عبادتى سیدخلون جهنم داخرین»  
«آنان که از عبادت کردن به خداوند تکبر مى ورزند، هرچه زودتر ذلیلانه به جهنم فرو خواهند رفت» .

سوره مؤ من آیه ۶۰: «ادعونى استجب لى ان الذین یستکبرون عن عبادتى سیدخلون جهنم داخرین» 
«مرا بخوانید که شما رااجابت خواهم کرد، آنان که از پرستش من سرباز مى زنند، بزودى در حالى که خوار باشند وارد دوزخ خواهند شد».

رسول گرامی (ص) فرمودند :

نماز ستون دین است ، پس کسی که عمدا نمازش را ترک کند دینش را خراب کرده است و کسی که به اوقات نماز اهمیت ندهد داخل «ویل» خواهد شد و «ویل» محلی در جهنم است.

خداوند در قرآن فرمود: سوره ماعون آیه ۴: «ویل جای کسانی است که در نمازشان سهل انگاری می کنند».

بحارالانوار جلد ۸۲ صفحه ۲۰۲

 

رسول خدا (ص):

در جهنم یک وادی است که از شدت عذاب آن، جهنمیان هر روز هفتاد مرتبه از آن می نالند و در وادی، خانه ای از آتش و در آن خانه چاهی قرار دارد که در آن چاه تابوتی است و در آن تابوت ماری است که هزار سر دارد و در هر سری هزار دهان و در هر دهان هزار نیش است و این جایگاه کسانی است که نماز نمی خوانند و شراب می نوشند. 

لئالی الاخبار، ص ۳۹۵

این مطلب را می پسندم

آفات آبرو

چند چیز است که آبرو و شخصیت انسان را از بین می برد:

۱- نافرمانی خداوند – که عزت و آبرو را از بین میبرد.

غالبا مردم در سه جا نافرمانی می کنند :در خلوت ،در شدت و در کثرت .

۲- طمع -امام معصوم میفرماید :هیچ ذلتی همانند ذلت طمع نیست .

۳- بازگو کردن مشکلات و گرفتاریها .

۴- تحقیر و توهین به دیگران .(بی احترامی کردن ،بی احترامی می آورد) .

۵- بی تعهدی و خارج از حد توان و ظرفیت ، مسئولیت پذیرفتن .

۶- عاق والدین شدن -که انسان را به فقر و بی آبرویی می کشاند. 

۷- مجادله و بگو مگو کردن با دیگران .امام علی (ع) میفرمایند : هرکه به آبروی خود علاقمند است ، جدل را کنار بگذارد .

۸- بیکاری و بیهودگی .

۹- شوخیهای نابجا کردن .

۱ نفر این پست را پسندیده است

گلی از گلشن راز

گذشته هفت و ده از هفتصد سال   ز هجرت ناگهان در ماه شوال
رسولی با هزاران لطف و احسان   رسید از خدمت اهل خراسان
بزرگی کاندر آنجا هست مشهور   به انواع هنر چون چشمه‌ی هور
جهان را سور و جان را نور اعنی   امام سالکان سید حسینی
همه اهل خراسان از که و مه   در این عصر از همه گفتند او به
نبشته نامه‌ای در باب معنی   فرستاده بر ارباب معنی
در آنجا مشکلی چند از عبارت   ز مشکلهای اصحاب اشارت
به نظم آورده و پرسیده یک یک   جهانی معنی اندر لفظ اندک
ز اهل دانش و ارباب معنی   سالی دارم اندر باب معنی
ز اسرار حقیقت مشکلی چند   بگویم در حضور هر خردمند
نخست از فکر خویشم در تحیر   چه چیز است آنکه گویندش تفکر
چه بود آغاز فکرت را نشانی   سرانجام تفکر را چه خوانی
کدامین فکر ما را شرط راه است   چرا گه طاعت و گاهی گناه است
که باشم من مرا از من خبر کن   چه معنی دارد اندر خود سفر کن
مسافر چون بود رهرو کدام است   که را گویم که او مرد تمام است
که شد بر سر وحدت واقف آخر   شناسای چه آمد عارف آخر
اگر معروف و عارف ذات پاک است   چه سودا بر سر این مشت خاک است
کدامین نقطه را جوش است انا الحق   چه گویی، هرزه بود آن یا محقق
چرا مخلوق را گویند واصل   سلوک و سیر او چون گشت حاصل
وصال ممکن و واجب به هم چیست   حدیث قرب و بعد و بیش و کم چیست
چه بحر است آنکه علمش ساحل آمد   ز قعر او چه گوهر حاصل آمد
صدف چون دارد آن معنی بیان کن   کجا زو موج آن دریا نشان کن
چه جزو است آن که او از کل فزون است   طریق جستن آن جزو چون است
قدیم و محدث از هم چون جدا شد   که این عالم شد آن دیگر خدا شد
دو عالم ما سوی الله است بی‌شک   معین شد حقیقت بهر هر یک
دویی ثابت شد آنگه این محال است   چه جای اتصال و انفصال است
اگر عالم ندارد خود وجودی   خیالی گشت هر گفت و شنودی
تو ثابت کن که این و آن چگونه است   وگرنه کار عالم باژگونه است
چه خواهد مرد معنی زان عبارت   که دارد سوی چشم و لب اشارت
چه جوید از سر زلف و خط و خال   کسی کاندر مقامات است و احوال
شراب و شمع و شاهد را چه معنی است   خراباتی شدن آخر چه دعوی است
بت و زنار و ترسایی در این کوی   همه کفر است ورنه چیست بر گوی
چه می‌گویی گزاف این جمله گفتند   که در وی بیخ تحقیقی نهفتند
محقق را مجازی کی بود کار   مدان گفتارشان جز مغز اسرار
کسی کو حل کند این مشکلم را   نثار او کنم جان و دلم را
رسول آن نامه را برخواند ناگاه   فتاد احوال او حالی در افواه
در آن مجلس عزیزان جمله حاضر   بدین درویش هر یک گشته ناظر
یکی کو بود مرد کاردیده   ز ما صد بار این معنی شنیده
مرا گفتا جوابی گوی در دم   کز آنجا نفع گیرند اهل عالم
بدو گفتم چه حاجت کین مسائل   نبشتم بارها اندر رسائل
بلی گفتا ولی بر وفق مسول   ز تو منظوم می‌داریم مامول
پس از الحاح ایشان کردم آغاز   جواب نامه در الفاظ ایجاز
به یک لحظه میان جمع بسیار   بگفتم جمله را بی‌فکر و تکرار
کنون از لطف و احسانی که دارند   ز من این خردگیها در گذارند
همه دانند کین کس در همه عمر   نکرده هیچ قصد گفتن شعر
بر آن طبعم اگر چه بود قادر   ولی گفتن نبود الا به نادر
به نثر ارچه کتب بسیار می‌ساخت   به نظم مثنوی هرگز نپرداخت
عروض و قافیه معنی نسنجد   به هر ظرفی درون معنی نگنجد
معانی هرگز اندر حرف ناید   که بحر قلزم اندر ظرف ناید
چو ما از حرف خود در تنگناییم   چرا چیزی دگر بر وی فزاییم
نه فخر است این سخن کز باب شکر است   به نزد اهل دل تمهید عذر است
مرا از شاعری خود عار ناید   که در صد قرن چون عطار ناید
اگرچه زین نمط صد عالم اسرار   بود یک شمه از دکان عطار
ولی این بر سبیل اتفاق است   نه چون دیو از فرشته استراق است
علی الجمله جواب نامه در دم   نبشتم یک به یک نه بیش نه کم
رسول آن نامه را بستد به اعزاز   وز آن راهی که آمد باز شد باز
دگرباره عزیزی کار فرمای   مرا گفتا بر آن چیزی بیفزای
همان معنی که گفتی در بیان آر   ز عین علم با عین عیان آر
نمی‌دیدم در اوقات آن مجالی   که پردازم بدو از ذوق حالی
که وصف آن به گفت و گو محال است   که صاحب حال داند کان چه حال است
ولی بر وفق قول قائل دین   نکردم رد سال سائل دین
پی آن تا شود روشن‌تر اسرار   درآمد طوطی طبعم به گفتار
به عون و فضل و توفیق خداوند   بگفتم جمله را در ساعتی چند
دل از حضرت چو نام نامه درخواست   جواب آمد به دل کین گلشن ماست
چو حضرت کرد نام نامه گلشن   شود زان چشم دلها جمله روشن
۲ نفر این پست را پسندیده اند

سقراط

هیچ گنجی به از هنر ،

هیچ هنری بزرگوارتر از دانش

هیچ پیرایه ای بهتر از شرم

و هیچ دشمنی بدتر از خوی بد نیست .

۱ نفر این پست را پسندیده است

نکات جالب و خواندنی درباره آفرینش، زندگی و ویژگی‏های جنّ و تفاوت‏های او با انسان (۷)

 

اقسام دیگری از اجنّه

از پیامبر خدا(ص) نقل شده که فرمود: خداوند متعال جن را پنج قسم خلق کرد: به شکل مار، به شکل عقرب، به شکل حشرات، به شکل پرندگان آسمان و به شکل انسان.

جنّ خیلی دوست دارد به شکل سگ ظاهر شود. و این بدان خاطر است که بنابر حدیثی که از پیامبرخدا(ص) نقل شده، خداوند سگ را از بزاق دهان شیطان خلق کرد. برای همین است که جن بیشتر مایل است به شکل سگ ظاهر شود.

به همین خاطر پیامبر خدا(ص) فرمود: سگها از جنهای ضعیف هستند، وقتی در حال خوردن غذایی هستید و یکی از آنها مقابل شماست، یا از آن غذا به آن سگ هم بدهید و یا آن را از آنجا برانید، چرا که آنها بد نَفَس هستند.

شاید برای همین است که در روایاتی وارد شده که سگهایی که سیاه خالص و یکدست هستند از اجنه هستند.

ابوحمزه ثمالى می‌‌گوید: همراه امام صادق(ع) بودم در میان مکّه و مدینه، ناگهان به سمت چپ خود رو کرد و سگى سیاه بود.

به او فرمود: تو را چه شده؟ چه خبر است با این عجله و سرعت! و آن سگ سیاه مانند پرنده سرعت داشت.

به امام(ع) عرض کردم: جانم فدای شما، این چه بود؟

فرمود: او «عَثْم» بود، پیک اجنه است، اکنون هشام از دنیا رفته، و او می‌‌پرد تا خبر مرگش را به هر شهرى برساند.

و گاهی اجنه به صورت مرغابی سیاه ظاهر می‌‌شوند. لذا گاهی شیطان خود را برای فراعنه به صورت مرغابی سیاه ظاهر می‌‌کرد و آنها او را می‌پرستیدند.

و علت اینکه شیطان و اجنه بیشتر به رنگ سیاه ظاهر می‌‌شوند و به آن علاقه دارند، چون در رنگ سیاه، یک قدرت و حرارت خاصی است و بیشتر می‌تواند قوه‌‌های شیطانی را جمع کند.

غذای جن و پری

در روایت آمده است که جمعى از اجنّه خدمت رسول خدا(ص) رسیدند و تقاضاى کمک کردند. حضرت به آنها فرمود: شما می‌‌توانید از سرگینها و استخوانها استفاده کنید.

[البته اینکه اینها را برای استفاده به عنوان طعام دادند یا کارهای دیگر، معلوم نیست، ولی چون در روایت با تعبیر «مَتِّعْنَا فَأَعْطَاهُم‏» آمده است، و این تعبیر در مورد کارهای ارزشمند و مهم بکار می‌‌رود، می‌‌توان گفت برای طعام می‌‌باشد. و نگویید این چه کاری است که پیامبر(ص) به آنها اینها را برای طعام اعطا کردند و حال اینکه خیلی بد و زشت و ناهنجار است. چون می‌‌گوییم این امور(سرگین و استخوان) نزد ما انسانها بد است(تازه برخی از ما نه همه، چون برخی از انسانها از چیزهایی تغذیه میکنند که بسیار بدتر از سرگین است)، ولی با توجه به طبیعت و ذات اجنه، چه بسا این امور نزد آنها بسیار مطلوب باشد.]

در راویت دیگر وارد شده که پیامبر خدا(ص) از اینکه افراد پس از تخلّی، خود را با استخوان یا سرگین پاک کنند، نهی کردند و فرمودند اینها غذای برادران جن شما می‌‌باشد.

و نیز روایت شده است که با دست چپ خود آب و غذا نخورید، زیرا شیطان با دست چپ آب و غذا می‌‌خورد.

امام صادق(ع) در توصیف اجنه فرمود: اینها مخلوقاتی رقیق هستند که غذای آنها بوسیله بوییدن و نفس کشیدن است.

پس با توجه به این روایات، غذا خوردن اجنه؛ با بوییدن و نفس کشیدن و رایحه مواد را استشمام کردن است، نه جویدن و قورت دادن و خوردن.

و اجنه، غذایی را که مناسب حال و طبیعت و دین و مذهب آنها باشد می‌‌خورند.

و نیز روایت شده است که در سقف خانه هر مسلمانی، اجنه مسلمان زندگی می‌‌کنند، وقتی زمان غذای روز شود، پایین می‌‌آیند و با اهل خانه غذا می‌‌خورند، و وقتی زمان غذای شام شود نیز پایین می‌‌آیند و با آنها غذا می‌‌خورند، و خداوند بخاطر این اجنه، بلا را از اهل خانه دفع می‌‌کند.

البته این در صورتی است که جن مسلمان باشد.

اما اگر از شیاطین غیر مسلمان باشد، از غذای نجس و گوشتهایی که بدون نام خدا ذبح شده‌‌اند تغذیه می‌‌کند، مخصوصا از استخوان و خون.

به همین دلیل است که در بعضی از اقسام سحر، شخص ساحر، در محلی که می‌‌خواهد سحر انجام دهد، استخوان و سرگین نجس قرار می‌‌دهد و آن را به نام آن شیطانی که او را برای آن کار تسخیر کرده، مهر می‌‌کند، برای اینکه آن شیطان آنجا بماند و در کارش کوتاهی نکند. و در واقع این یک هدیه از طرف ساحر برای آن شیطان است در مقابل عملی که انجام می‌‌دهد.(از این کارهای حرام و فاسد به خدا پناه می‌‌بریم).

و لازم است بدانید که اجنه دارای نظر بد و نَفَس شر هستند، و لذا به آنچه در دست انسانها می‌‌بینند، از قبیل غذا و لباس و محل خواب و حتی آمیزش جنسی،‌ با چشم حسادت و خودخواهی نظر می‌‌کنند. [لذا در روایت وارد شده است موقع هر کاری مخصوصا عمل جنسی، بسم الله بگویید تا شیطان در عمل شما شریک نشود].

از امام زین العابدین(ع) نقل شده است که فرمودند: «استخوان را کامل تمیز نکنید، زیرا جنّ در آن سهم دارد و اگر چنین کنید، چیزى را از خانه مى‏رباید که ارزشش بیش از استخوان است».

منابع:

قاموس قرآن – تفسیر نمونه – وسایل الشیعه –تفسیرالمیزان – میزان ‏الحکمه – معارف قرآن – اصول کافی – جنّ و شیطان – قرآن بر فراز اعصار

 

منبع :وبلاگ فردوس شهر یاقوت سرخ

۲ نفر این پست را پسندیده اند