آمار بازدید
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 91
  • بازدید دیروز: 226
  • بازدید هفته: 565
آخرین دیدگاه‌ها
اوقات شرعی


آمار

Archive for اکتبر, 2015

افشاگری نوه پادشاه عربستان از دستگاه اطلاعاتی ریاض

به گزارش خبرگزاری رسا، ترکی بن بندر بن محمد بن عبدالرحمن آل سعود، نوه پادشاه عربستان که از معارضان نظام آل سعود و ساکن پاریس است در جلسه هفتگی که با حضور جمعی از فرهنگیان، اندیشمندان، سیاستمداران و روزنامه نگاران برگزار شد اعتقادات وهابیت درباره تشیع را باطل خواند و به افشاگری علیه نظام آل سعود پرداخت.

وی با بیان برتری تشیع بر وهابیت گفت: شیعیان با زیارت حسین(ع) به خدا تقرب می جویند در حالی که سلفی ها با قتل شیعیان به شیطان نزدیک می شوند، گرچه آنان اعتقاد دارند که در حال تقرب به خدا هستند.

ترکی بن بندر افزود: شیعیان مرتکب گناهی نمی شوند، ولی سلفی گرایان با قتل نفس که از گناه های کبیره است و اسلام به شدت نسبت به آن نهی می کند، مرتکب گناه می شوند. سلفی ها به هیچ وجه حق قتل پیروان اهل بیت(ع) را ندارند زیرا با آنان تنها در اندیشه اختلاف نظر دارند.

عضو سابق وزارت کشور عربستان با اشاره به اینکه به دلیل انتقاد از پادشاه این کشور از سوی علمای درباری به کفر متهم شده است، تصریح کرد: در گذشته می شنیدم که شیعیان به دلیل رد خلافت ابی بکر، عمر و عثمان، کافر هستند در حالی که امروزه برای بنده ثابت شده است هر که با حاکم سیاسی مخالفت کند از سوی علمای درباری به کفر متهم می شود.

وی ادامه داد: ابی بکر، عمر و عثمان حاکمان سیاسی بودند و هر فردی حق دارد مخالفت خود را با آنان اعلام کند زیرا این اوج دموکراسی است. اطلاق کلمه رافضه علیه شیعیان نیز به دلیل همین مخالفت بوده است اما به نظر نمی رسد که شیعیان مرتکب اشتباهی شده باشند.

ترکی بن بندر آل سعود با اشاره به وجود بخش ویژه ای به نام «روافض» در وزارت اطلاعات عربستان، اظهار داشت: این شعبه که بودجه آن برابر با بودجه کل تونس، اردن و یمن است وظیفه مخدوش ساختن مذهب تشیع را با استفاده از انتشار کتاب های سرشار از کذب در موسم حج و حتی دعوت به قتل شیعیان را دارد.

عضو سابق وزارت اطلاعات عربستان افزود: در آن زمان که عضو وزارت اطلاعات بودم این وزارت به یک روحانی شیعه لبنانی که مزدور آل سعود بود مبلغ ۷ میلیون دلار پرداخت کرد و در قبال آن از وی خواست که شبکه ماهواره ای و روزنامه افتتاح کند و طی آن به اعتقادات شیعیان توهین کرده، عزاداری حسینی را بدعت بخواند، عمر بن خطاب را از شهادت فاطمه زهرا(س) مبرا سازد، آیه «لا تقربوا الصلاة و انتم سکاری» را در حق علی بن ابی طالب(ع) جلوه دهد و «اشهد ان علیا ولی الله» را از اذان حذف کند.

وی تأکید کرد: پس از مرگ آن روحانی نیز مزدوران جدیدی این راه را ادامه دادند و هم اکنون نیز شاهد اختصاص میلیون ها دلار برای مخدوش ساختن نام تشیع در عراق هستیم، ولی هم این تلاش ها بیهوده است و تنها افراد نادان از این برنامه ها حمایت می کنند.

ترکی بن بندر در پایان گفت: بنده در آینده ای نزدیک تابعیت فرانسه را دریافت می کنم و در انتخابات پارلمانی نامزد خواهم شد، زیرا عربستان کشوری عقب افتاده است که از سوی باندی اداره می شود که حاکمان آن به صورت ۲۴ ساعته به جز در زمان نماز مشغول شرب خمر هستند، اموال ملت را به سرقت می برند و این اموال را به زنان رقاص و مردان قاتل اهدا می کنند.
 @Raefipor

1 نفر این پست را پسندیده است

گزارش ساعت به ساعت از روز عاشورا با ترکیب اوقات شرعی کربلا با متن مقاتل:(۱)

 

طبق محاسبه مرحوم دکتر احمد بیرشک در «گاهشماری ایرانی» واقعه کربلا به حساب گاهشماری شمسی می‌شود ۲۱ مهر سال ۵۹ شمسی. تاریخ شمسی هم که مثل قمری نیست که تغییر کند. موقعیت زمین نسبت به خورشید ثابت است و می شود با در آوردن اوقات شرعی شهر کربلا در این تاریخ حرفهای مقتل نویسان را به ساعت و دقیقه برگرداند. ما اوقات شرعی روز ۲۱ مهر به افق کربلا (که در طول قرون حداکثر ۳-+ دقیقه اختلاف می‌تواند داشته باشد) را استخراج کرده‌ایم و روایات مقتل نگراها را با این ساعتها تنظیم کرده ایم.

 ۵:۴۷ اذان صبح

امام (ع) بعد از نماز صبح برای اصحابش سخنرانی کرد. آنها را به صبر و جهاد دعوت کرد. و بعد دعا خواند: «اللهم انت ثقتی فی کل کرب… خدایا تو پشتیبان من هستی در هر پیشامد ناگواری»

آن طرف نماز را به امامت عمر سعد خواند و بعد از نماز صبح به آرایش سپاه و استقرار نیرو مشغول شدند.

 حدود ۶

امام حسین(ع) دستور داد تا اطراف خیمه‌ها خندق بکنند و آن را با خاربوته ها پر کنند تا بعد آن را آتش بزنند و مانع از حمله سپاه از پشت سر بشوند.

 ۷:۰۶ طلوع آفتاب

کمی بعد از طلوع آفتاب. امام سوار بر شتری شد تا بهتر دیده شود. روبه روی سپاه کوفه رفت و با صدای بلند برای آنها خطبه‌ای خواند. صفات و فضایل خودش و پدر و برادرش را یادآوری کرد و اینکه کوفیان به امام(ع) نامه نوشته‌اند. حتی چند نفر از سران سپاه کوفه را مخاطب قرار داد و از حجّار بن ابجر و شبث ربعی پرسید که مگر آنها او را دعوت نکرده‌اند؟ آنها انکار کردند. امام نامه‌هایشان  را به طرف آنها پرتاب و خدا را شکر کرد که حجت را بر آنها تمام کرده است. یکی از سران جبهه مقابل از امام(ع) پرسید چرا حکم ابن زیاد را نمی‌پذیرد و آنها را از ننگ مقابله با پسر پیامبر نمی‌رهاند؟ اینجا امام آن جمله معروفشان را فرمودند: «أَلَا وَإنَّ الدَّعِیَّ ابْنَ الدَّعِیِّ قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ: بَیْنَ السِّلَّه وَالذِّلَّه؛ وَهَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه … فرد پستی که پسر فرد پست دیگری است. من را بین کشته شدن و قبول شدن و قبول ذلت مجبور کرده. ذلت از ما دور است.» سخنرانی امام (ع) حدوداً نیم ساعت طول کشده است.

 حدود ۸

بعد از سخنرانی امام(ع) چند نفر از اصحاب آن حضرت به روایتی بُرَیر که «سید القرآء» (آقای قرآن خوانهای) کوفه بود (الفتوح) و به روایتی زهیر (تاریخ یعقوبی و طبری) خطاب به کوفیان سخنان مشابهی گفتند.

بعد از سخنان زهیر و بریر، امام فریاد معروف «هل من ناصر ینصرنی» را سر داد. چند نفری دچار تردید شدند؛ از جمله حُر. فرد دیگری به نام ابوالشعثا و دو برادر که در گذشته عضو خوارج بودند. بعید نیست که کسانی دیگری هم با دیدن شدت گرفتن احتمال جنگ، از سپاه کوفه فرار کرده باشند.

 حدود ۹

روز به وقت چاشت رسیده بود که شمر به عمر سعد پرخاش کرد که چرا این قدر تعلل می کند؟  عمر سعد عاقبت رضایت به شروع جنگ داد. اولین تیر را به سمت سپاه امام(ع) رها کرد و خطاب به لشگریانش فریاد زد: «نزد عبیدالله شهادت بدهید که من اولین تیر را رها کردم.» بعد از انداختن تیر توسط عمر سعد، کماندارهای لشکر کوفه همگی با هم شروع به تیراندازی کردند. امام به یارانش فرمودند: «اینها نماینده این قوم هستند. برای مرگی که چاره ای جز پذیرش آن نیست. آماده  شوید.» چند نفر از سپاه امام در این تیر باران کشته شدند. (تعداد دقیق را نمی دانیم . تعداد کشتگان تیر اندازی. با تعداد کشتگان حمله اول ۵۰ نفر ذکر شده.)

 حدود ۱۰

بعد از تیراندازی ،«یسار»، غلام«زیاد بن ابیه» و «سالم» غلام عبیدالله ابن زیاد از لشکر کوفه برای نبرد تن به تن ابتدای جنگ بیرون آمدند. عبدالله بن عمیر اجازه نبرد خواست. امام حسین(ع) نگاهی به او کرد و فرمود: «به گمانم حریف کشنده ای باشی» عبدالله آن دو نفر را کشت. البته انگشتان دست چپش قطع شد.

 بعد از این نبرد تن به تن، حمله سراسری سپاه کوفه شروع شد. ابتدا حجار به جناح راست سپاه امام حسین (ع) حمله کرد؛ اما حبیب و یارانش در برابر او ایستادگی کردند. زانو به زمین زدند و با نیزه‌ها حمله را دفع کردند.

همزمان شمر به جناح چپ سپاه امام‌(ع) حمله برد. زهیر و یارانش به جنگ مهاجمین رفتند. خود شمر در این حمله زخم برداشت بعد از عقب نشینی هر دو جناح کوفی، عمر سعد ۵۰۰ تیر انداز فرستاد که دوباره سپاه امام(ع) را تیر باران و آن حملات، علاوه بر از پا درآمدن هر ۲۳ اسب لشکریان امام(ع) تعدادی دیگر از اصحاب شهید شدند. الفتوح آن نفرات را ۵۰ نفر و این شهر آشوب ۳۸ نفر ذکر کرده

 اولین شهید، ابوالشعثا بود و ۸ تیر انداخت که ۵ نفر از دشمن را کشت. امام(ع) او را دعا کرد.

گروهی از سپاه شمر خواستند از پشت سر به امام(ع)حمله کنند زهیر و ۱۰ نفر به آنها حمله کردند.

 حدود ۱۱

بعد از این حملات، امام‌(ع) دستور تک تک به میدان

رفتن را به یاران داد. اصحاب با هم قرار گذاشتند تا زنده‌اند نگذارند کسی از بنی‌هاشم  به میدان برود. انگار برای  شهادت با هم مسابقه داشتند. ‌بعضی «در مقابل نگاه امام‌(ع)» شهید شدند. یکی از اولین کسانی که کشته شد، پیرمرد زاهد، جناب بریر بود. مسلم بن عوسجه بعد از او کشته شد. حبیب بر سر بالین او رفت و گفت کاش می‌توانستم وصیت‌های تو را اجرا کنم. مسلم با دست امام حسین(ع) را نشان داد و گفت: «وصیت من این مرد است». 

  یک بار هفت نفر از اصحاب امام‌(ع) در محاصره واقع شدند، حضرت عباس(ع) محاصره آنها را شکست و نجاتشان داد.

۱۲:۵۰ اذان ظهر

 حبیب بن مظاهر موقع اذان ظهر شهید شد. چون که نوشته‌اند امام(ع) خطاب به اصحاب گفت یکی برود با عمر سعد مذاکره بکند و بخواهد برای نماز ظهر جنگ را متوقف کنیم. یکی از لشکر کوفه صدا زد: «نماز شما قبول نمی‌شود.» حبیب به او گفت: «ای حمار! فکر می‌کنی نماز شما قبول می‌شود و نماز پسر پیامبر(ص) قبول نمی‌شود؟» به جنگ او رفت اما از سپاه کوفی به کمکش آمدند و حبیب کشته شد. امام(ع) از شهادت حبیب متاثر شد و برای اولین بار در روز عاشورا گریست. رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا رفتن جان خودم و دوستانم را به حساب تو می‌گذارم.»

 امام‌(ع) نماز را شکسته و به قاعده «نماز خوف» خواند. گروهی از اصحاب به امام‌(ع) اقتدا کردند و بقیه به جنگ پرداختند. زهیر و سعید بن عبدالله حنفی خودشان را سپر امام کردند. نوشته‌اند سعید بن عبدالله ۱۳ تیر و نیزه خورد و به شهادت رسید. در آخرین نفس از امام پرسید: «آیا وفا کردم؟»

حدود ساعت ۱۳

 ۳۰ نفر از اصحاب امام(ع) تا وقت نماز زنده بودند و بعد از این ساعت شهید شدند.

 بعد از کشته شدن اصحاب، نوبت به بنی هاشم رسید. اولین نفر، حضرت علی اکبر پسر امام حسین(ع) بود. البته الفتوح عبدالله بن مسلم بن عقیل را اولین شهید بنی هاشم خوانده است. این عبدالله بن مسلم، به طرز ناجوانمردانه‌ای شهید شد. شهادت او بر جوانان بنی هاشم گران آمد. دسته جمعی سوار شدند و به دشمن حمله بردند. امام آنها را آرام کرد و فرمود: «ای پسرعموهای من بر مرگ صبر کنید. به خدا پس از این هیچ خواری و ذلتی نخواهید دید.»

 حدود ساعت ۱۴

 عاقبت امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) تنها ماندند. عباس(ع) اجازه میدان خواست اما امام او را مامور رساندن آب به خیمه‌ها  کرد. دشمن بین دو برادر فاصله انداخت. عباس(ع) دلاور در حالیکه با شجاعت تمام سعی در آوردن مشک آب برای زنان و کودکان داشت در محاصره دشمن دو دستش قطع شده و با عمودی آهنین بر سرش زدند که از اسب بر زمین افتاد. اباعبدلله سراسیمه خود را بر پیکر قطعه قطعه برادر رساند. دشمن کمی به عقب رفت. امام(ع) برای دومین بار بعد از مرگ برادر عزیزش گریه کرد و فرمود «اکنون دیگر پشتم شکست.»

 حدود ساعت ۱۵ 

 امام(ع) به طرف خیمه‌ها برگشت تا خداحافظی بکند. همچنین پیراهنش را پاره پاره کرد و پوشید تا بعدا در وقت غارت کردن توسط دشمن برهنه‌اش نکنند. وقت وداع با اهل بیت، کودک شیرخواره اش علی اصغر را به میدان برد تا او را سیراب کند که به تیر حرمله کشته شد.

 امام(ع) به میدان رفت اما کمتر کسی حاضر به مقابله با ایشان می‌شد. بعضی تیر می‌انداختند و بعضی از دور نیزه پرتاب می‌کردند. شمر و ده نفر به مقابله امام(ع) آمدند. بعد از شهادت امام(ع)، بر پیکر مبارکش جای ۳۳ زخم نیزه و ۳۴زخم شمشیر شمرده شد.

در مقاتل نوشته اند زمانی که امام(ع) در آستانه شهادت بود اما کسی جرات نمی‌کرد به سمت ایشان برود اهل حرم از صدای اسب ایشان ذوالجناح متوجه شده و بیرون دویدند.  کودکی به نام عبدالله بن حسن (ع) دوید و به طرف مقتل امام آمد. او را در بغل عمویش کشتند. امام  ناراحت شدند و کوفیان را نفرین کردند: «خدایا باران آسمان و روییدنی زمین را از ایشان بگیر!»

۱۶:۰۶ اذان عصر

وقت شهادت امام(ع) را وقت نماز عصر گفته‌اند. روایت تاریخ طبری به نقل از وقایع‌نگار لشکر عمر سعد  چنین است: «حمید بن مسلم گوید: پیش از آن که حسین کشته شود شنیدم که می‌گفت «به خدا پس از من کس را نخواهید کشت که خدای از کشتن او بیش از کشتن من بر شما خشم آرد.»

گوید: آن‌گاه شمر میان کسان بانگ زد که «وای شما منتظر چیستید؟ مادرهایتان به عزایتان بنشینند، بکشیدش!» گوید در این حال سنان بن انس حمله برد و نیزه در قلب امام(ع) فرو برد …»

 حدود ساعت ۱۷ 

 بعد از شهادت امام(ع)، عده‌ای لباس‌های آن حضرت را غارت کردند که نوشته اند  تمام این افراد بعدها به مرض‌های لاعلاج دچار شدند.
 غارت عمومی اموال امام حسین(ع) و همراهانش آغاز شد. عمر سعد ساعتی بعد دستور توقف غارت را داد و حتی نگهبانی برای خیمه‌ها گذاشت.

 یکی از شیعیان بصره به اسم سوید بن‌مطاع بعد از شهادت امام به کربلا رسید و برای دفاع از حرم امام جنگید تا شهید شد.

 نزدیک غروب آفتاب است . سر امام را جدا می‌کنند و به خولی می‌دهند تا همان شبانه برای ابن زیاد ببر
د.

بعد به دستور عمر سعد بر بدن مطهر امام و یارانش اسب می‌دوانند تا استخوان‌هایشان هم خرد شود.

 ۱۸:۴۹ اذان مغرب 

 داستان روز غم انگیز عاشورا این‌طور تمام می‌شود که درحالی که عمر سعد دستور نماز جماعت مغرب را می‌داده، سنان بن انس بین مردم می‌تاخته و رجز می‌خوانده که «افسار و رکاب اسب مرا باید از طلا بکنید؛ چرا که من بهترین مردمان را کشته‌ام!»

۳ نفر این پست را پسندیده اند

وِِرد سحری

 

  آن یـــــــار کزو خانه ی ما جای پــــری بود  ***  سـر تا قدمش چون پری از عیب بـری بود

دل گفت فرو کش کنم این شهر به بویش  ***  بیــچاره نـدانست کـه یـارش سفـری بــود

تنــــــهــا نه ز راز دل من پـــرده بر افتـــــاد  ***  تا بـــــود فلک شیــــوه ی او پــرده دری بود

منــــظور خردمنـــــد من آن مــــاه که او را   ***  با حســن ادب شیوه ی صـاحب نظـری بود

از چنــــگ منش اختـــر بــد مهـــر به در برد‌ ***  آری چه کنــــم دولت دور قمـــــــــری بـــود

عـذری بنــــه ای دل که تو درویشـی و او را  ***  در مملکت حســــن ســــــــــــر تاجوری بود

   اوقات خوش آن بود که بادوست به سر شد  ***  باقی هـــــمـــه بی حاصـلی و بی خبری بود

 خوش بود لبِ آب و گل و سبــــزه و نســـرین   ***  افسوس که آن گنج روان ، رهگذری بــــــــــــود

 خود را بکش ای بـلبل از این رشک که گل را  ***  با باد صبا وقت سحر جلوه گری بــــــــــــــــود

***

 هر گنـــج سعـــــــــادت که خدا داد به حافـظ

 از یُمــــــن دعای شب و وِرد سحــــــــری بود 

 

۱ نفر این پست را پسندیده است

غِِنا چیست ؟

در حرمت غنا ،چندان مشکلی وجود ندارد ،

مشکل در تشخیص موضوع غنا است.

آیا هر صوت خوش و زیبایی غناست ؟مسلماََ چنین نیست .

زیرا در روایات اسلامی آمده و سیره ی مسلمین نیز حکایت میکند که قرآن و اذان ومانند آن را با صدای خوش وزیبا بخوانید.

آیا غِنا هر صدایی است که درآن “ترجیع” (رفت و آمد آن در حنجره وبه اصطلاح غلت دادن ) باشد ؟. این نیز ثابت نیست.

آنچه از مجموع کلمات فقها و سخنان اهل سنت در این زمینه میتوان استفاده کرد، اینست که ،

غنا آهنگهای طرب انگیز ولهو باطل است .وبه عبارت دیگر ،

غنا آهنگ هایی است که متناسب با مجالس فسق و فجور و اهل گناه وفساد میباشد . وباز به تعبیر دیگر

غِنا به صوتی گفته میشود که قوای شهوانی را در انسان تحریک میکند و انسان در آن حالت احساس میکند 

که اگر در کنار آن صدا ،شراب و فساد جنسی باشد ،کاملا مناسب است .

۱ نفر این پست را پسندیده است

واقعیت دنیا در کلام مولا علی (ع)

امیرالمومنین علی (ع)- آن که به حق دنیا را کنار گذاشته بود و زر و زیور دنیا هرگز او را نفریفت –

در باره دنیای زودگذر و فریبنده چنین میفرماید :

« شما را از دنیا بر حذر می دارم که با هاله ای از خواهش های نفسانی، شیرین و سرسبز می نماید.

خود را با نقد بودنش محبوب کرده و کالای اندکش را در دیده زیبا جلوه می دهد. 

در جامه ی آرزوها، خود را می نمایاند و به فریب، خویشتن را می آراید.

شادمانی و نعمتش را بر دوام نیست و از درد و اندوهش امان نتوان یافت.

بسیار فریبنده و آزاردهنده و رنگ به رنگ شونده و زوال یابنده،

پایان یافتنی و تباه شونده و شکم باره و مردم کش است.

…چه بسیار مردمی که بر دنیا اعتماد کردند و دنیا دردمندشان گردانید.

و چه بسیار کسانی که بر او اعتماد کردند و بر زمین شان کوبید!

چه مردم پر ابهتی را که حقیر ساخت و چه مردم پرشوکتی را که خوار کرد!

… آیا این است آن چه برای خود برگزیده اید یا بدان اطمینان داشته یا آزمند آن گشته اید؟

بد سرایی است برای کسی که به او بدگمان نباشد یا از خطرش بیمی به دل راه ندهد.

بدانید و خود می دانید که دنیا را خواهید گذاشت و از آن کوچ خواهید کرد.»

نهج البلاغه – خطبه ۱۱۰

۳ نفر این پست را پسندیده اند

ازامام علی (ع)پرسیدند

واجب و واجب تر کدامست؟ ،نزدیک ونزدیکترکدامند؟

عجیب وعجیبترچیست؟ سخت وسخت ترچیست؟

فرمود:واجب اطاعت ازخداوند . و واجبتر ازآن ترک گناه است.

نزدیک قیامت ونزدیکتر ازآن مرگ است .

عجیب دنیا وعجیب تر ازآن ،محبت دنیاست.

سخت قبراست وسخت تر ازآن ،دست خالی در قبر*

 

۱ نفر این پست را پسندیده است

محبوب ترین مردم

حدیث قدسی:«اَلْخَلْقُ عِیالی فَأَحَبُّهُمْ اِلَیَّ اَلْطَفُهُمْ بِهِمْ وَاَسْعاهُمْ فی حَوائِجِهِمْ(۵)؛ 

«مردم خانواده من هستند. پس محبوب ترین آنها نزد من، مهربان ترین و کوشاترین آنها در رفع نیازهای مردم است.».

(کافی، ج۲، ص۱۹۹٫)

این مطلب را می پسندم

حلم

 سُئِلَ عَنِ الحِلمِ فَقالَ: هُوَ أن تَملِکَ نَفسَکَ وَ تَکظُمَ غَیظَکَ و لایَکُونُ ذالِکَ اِلّا مَعَ القُدرَةِ 

  • از امام هادی (علیه السلام) معنای حلم را پرسیدند، فرمودند:
  • مالک نفس خود باشی و خشم خود را با وجود قدرت و توانایی بر انتقام، فرو خوری.
  •  (مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص ۲۹۲) 
این مطلب را می پسندم

واکاوی اصطلاحات فردوسی ( ۱۹)

کاوش واژه ۱۹٫گویش فردوس:

اصطلاح دروغ ودرم.(درهم)چه ارتباطی بین دروغ ودرهم است؟

ازآنجایی که نمایش درام دراصل داستان خنده دار وگاه غمگین وساختگی و دروغین است Tبا دروغ آورده می شود.

که دراصل از دو واژه کهن فارسی به نام دریک و زریک نشأت گرفته.

دریک(درهم=درم.نقره)و زریک همان طلای خالص است و هرسخن کذب و نادرست به درم تشبیه می شوددرمقابل زریک(طلا).

پس بنابراین درم سخن کم ارزش است.مثل نقره درمقابل طلا.

ارسالی از:آقای علیرضا عزیزی(نوا )-محقق و پژوهشگر در حوزه فرهنگ .

این مطلب را می پسندم

نسخه آرامش

باسه چیزهمیشه آشتی دارم.غیرت ، عبادت.  قناعت

وباسه چیز قهرم :  تنبلی.  جهل و  غرور

وهمیشه باسه کس همراهم. جوانمرد، مشاور، کوشنده

و ازسه کس گریزان: آزمندوطمع کار. دروغگو و حسود

وباسه کس همنشین:عالم با عمل. راهبرخردمند(دانایی)و تنهایی و راز

وازسه کس فراری: غیبت کننده.فاش کننده ی راز-خبرچین فتنه گر و بدحساب قدرنشناس

ویارسه کس :همسایه ی نیک.دوست صمیمی.زن وفرزندیاور

وسه چیزراخام می پسندم :سبزی وبکارت و زمین

وسه چیزپخته: تجربه، غذا، مرد

وقدردان سه چیز:عمر،سرمایه ، سلامتی

وباسه کس قطع رابطه دارم.حسود. جاهل. منافق

وناصح سه کس.ضایع کننده لحظه هاوتباه کننده ی نیکی هاوازبین برنده ی خیرات وبریات

وازسه چیزخرسندم.داده ی حق، آسایش، توفیق

وبه یاد سه کس همیشه هستم.خدا.پدرومادر،وانسان وفادار و باصبر

نوادرالحدیث فی معرفه العفیف والخبیث ج۲رکن الدین صائن ابن ناصری قرن ۴٫ه.ق

ارسالی از:استاد علیرضا عزیزی(نوا )-محقق و پژوهشگر در حوزه فرهنگ .

۲ نفر این پست را پسندیده اند

ثبت قنات بلده در فهرست آثار جهانی

 

نماینده کمیته ارزیابی یونسکو ۲۵ تا ۲۷ شهریور امسال

برای ارزیابی نهایی ثبت قنات بلده در فهرست آثار جهانی به فردوس سفر می کند

مسئول پایگاه ملی شهر تون و قنات بلده با اعلام این خبر

در جلسه ای که با حضور مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان،

فرماندار و جمعی دیگر از مدیران مرتبط برگزار شد،

گفت: «یامائوچی» نماینده کمیته ارزیابی یونسکو به تنهایی برای

بررسی آخرین مرحله ثبت جهانی قنات بلده به فردوس می آید

و در صورتی که پرونده را تایید کند این اثر تاریخی خرداد سال آینده در جلسه ای که در سازمان یونسکو برگزار می شود

به طور رسمی به فهرست آثار میراث جهانی می پیوندد.

«اقدس کرم پور» تاکید کرد: باید وضعیت بهداشتی مسیرهای منتهی به قنات بلده

بررسی شود تا روزی که نماینده یونسکو از نزدیک منطقه را بازدید می کند مشکلی ایجاد نشود.

وی افزود: تابلوهای راهنما به ۲ زبان زنده دنیا و ۱۰ ایستگاه گردشگری که اطلاعاتی به گردشگر می دهد آماده است

و ضروری است اداره راه و شهرسازی تابلوهای جهت نمای شهری و روستایی مسیر قنات راهم نصب کند.

وی با بیان این که قنات بلده به لحاظ عرصه و حریم مشکلی ندارد، خاطرنشان کرد:

در اتاق پایش تمام اقدام هایی که برای قنات بلده انجام شده باید بررسی

و جمع بندی شود تا در اختیار نماینده یونسکو قرار گیرد.

به گفته وی، هنگام بازدید نماینده یونسکو پوشیدن لباس و داشتن ابزار کار سنتی

توسط کارگران و افرادی که کار آبیاری را برعهده دارند می تواند در جلب نظر وی موثر باشد و این کار انجام خواهد شد.

مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان هم با اشاره به این که

ثبت جهانی یک اثر می تواند ثمرات مثبت زیادی را در کارنامه فرهنگی کشور داشته باشد، تاکید کرد:

با ثبت جهانی قنات بلده ، فردوس به زبان های مختلف دنیا معرفی می شود و ثمره آن را بعد می بینیم.

«رمضانی» خاطرنشان کرد: با ثبت این اثر چنانچه خدشه ای به قنات بلده برسد

مثل این است که زیانی به اهرام ثلاثه مصر و دیوار چین که آثاری جهانی است وارد شود.

وی افزود: با توجه به امکانات محدود اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری

همه دستگاه های اجرایی شهرستان با تمام توان باید تلاش کنند تا زمینه آماده سازی هر چه بیشتر قنات بلده برای ثبت فراهم شود.

شهردار باغشهر اسلامیه هم با بیان این که شهرداری ۳ میلیاردریال برای بهسازی مسیربلده اختصاص داده است، گفت:

به محض آماده شدن طرح مبلغ اختصاص یافته برای بهسازی مسیر قنات هزینه می شود.

مهندس «مطلبی پور» از آمادگی شهرداری اسلامیه برای نظافت مسیر و هر گونه همکاری دیگر خبر داد.

مهندس«رجبی»، فرماندار فردوس هم خطاب به مدیران شهرستان گفت:

همه دستگاه های اجرایی موظف به همکاری با میراث فرهنگی هستند تا مراحل نهایی کار با موفقیت به پایان برسد .

۲ نفر این پست را پسندیده اند