آمار بازدید
  • کاربران حاضر: 2
  • بازدید امروز: 158
  • بازدید دیروز: 165
  • بازدید هفته: 131
آخرین دیدگاه‌ها
اوقات شرعی


آمار

Archive for ژانویه, 2016

ساقی کوثر

هردم چوهست جود کریمانه ات به کف

ای لطف لم یزل ،ساقی کوثر،شه نجف

ثبت است نام توبرساق عرش زان سبب

هستی علی عالی اعلا زهرطرف

شرط ادب همین که بسایم به خاک تو

پیشانیم ،وببوسم رخ ازدوکف

درمدح توملائک اعظم سروده اند.

جولان ذوالفقارتو زآیات لاتخف

تاقبله امین منش کعبه زادتوست.

بغض عدو زخاک درت گشته وااسف

حق باتو است وتو باحقی یقین.

درج گهرتویی دُرِ دریای لوکشف

پایم به راه بلرزد،دل ازگناه.

چون نظم خام(نوا)نیست جزخزف .

 

ارسالی از استاد علیرضا عزیزی ( نوا)

۱ نفر این پست را پسندیده است

گویش محلی قدیم فردوس

 

بُدَلا:خنگ و دیرفهم.

کاکُتِشک:نوعی تیشه دَم پهن.

دَگّیر:دستگیره پارچه ای مخصوص برداشتن ظروف داغ.

ارسالی از ماها ،از بازدید کنندگان سایت بلده

۱ نفر این پست را پسندیده است

گویش تونی

 

مردم شهر فردوس به گویش فردوسی(تونی) سخن می‌گویند. این گویش در میان گویشهای پارسی در خراسان، یکی از اصیل‌ترین گویش‌ها به شمار می‌رود که آهنگ باشکوه زبان پارسی باستان را همچنان به همراه دارد. با این که این گویش از نظر واژگان موجود در آن زیرمجموعه‌ای از زبان پارسی است، به دلیل تفاوت ساختاری که در صرف افعال و جمله‌بندی با زبان رسمی کشور داشته، نسبت به سایر لهجه‌های خراسان تا حدود زیادی از آلوده‌شدن به واژگان بیگانه مصون مانده‌است. آهنگ و وزن ادای واژگان در این گویش، به گونه‌ایست که درک آن برای شنوندهٔ ناآشنا بسیار دشوار می‌نماید . این گویش در تمامی سطح شهرستان فردوس بخش‌هایی از شهرستان‌های مجاور رواج دارد . در زیر برخی از واژگان و افعال این گویش آورده شده است.

اوگردو=ملاقه بزرگ مسی

اروق=باد گلو

اروک=لثه

اوستavost= حامله ،بار دار

اوکavek=مورچه کوچک

ارازaraz= ترسیدن

انایی= ناپسند

الادر=عمدی ، به عمد

اند= هدف

اسکوچه=سکسکه

اوروزو = آن روزها

اشپوش=شپش

ازملر=حالا

اوگین=نور گیر در خانه های قدیمی

انگار کردن= تعطیل کردن

استنه در = پاشنه در

اورو=ابرو

اویکاوایکا=این و آن

آفری=آفرین

اورتینه=دختر

استاره=ستاره

استیزه=جنگ،لجبازی

ایجا=اینجا

اخکوک=زرد آلوی نرسیده

اننک = آنهایی که

اشکم= شکم

اسفی دشت=نوعی گیاه

اوسانهosanah= افسانه

اشتر = شتر

افتوaftoo=افتاب

او=آب

بارو=باران

برارborar=برادر

بزه= بزن

بغاده=به اندازه،اندازه

بدر سخته =لوس کردن

باچو=مهد،گهواره

باهوbahu=کتف،شانه

برت bart= برای تو

بیخ=کنار

بابو= حالتی تعجبی

بگروم=بگیرم

بفتر=بهتر

بودشوده= کامل شده

بادگیروو= بادگیرها

بسلیbesole = خیس شدن

بلقستbalghast=نوعی گیاه

بر چنه=برای چی

بل=بیل

بنمن benemon= نماند

بجنبی = جنبید

به جی = برو کنار، فرار کن

بکرچی = از هم گسست، له شده

بنگ نخ = کلاف نخ

بوتب= تار عنکبوت

بوژ =زنبور

بک=قورباغه

بالوکbalok= خال صورت

بوک=گونه صورت

پاتیل=ظرف مسی مدوّر و لبه دار

پندری=پنداشتن ،فکر کردن

پوشو = داخل

پنهو=پنهان

پالزی=جالیز

پل = پستی و بلندی

پنه=پناه،پنهان شدن

پیر زال= پیر زن

پوخ=ذره گیاه،ذره بی ارزش

پوخل=ساقه گندم

پوخله=نوعی گیاه

پلخمو=تیروکمان

پروار=گوشتی

پتpot=مو

پوندانه=دانه پنبه

پونبه=پنبه

پوند= ساقه گیاه

پودینه = نعناع

پردگن pardagone= پرده ها

پکروم = پکرم ، گیجم

پاچَو=کفش تخته ای که رویه آن عبارت بود از چند رشته نخ و برای بیل زدن به کار می رفت.

پاگیر=جاپا,پلکان طبیعی

پال پال کردن=پالیدن,میان خاک و مانند آن دنبال دانه گشتن

پایه=رعد,تندر

پَستا=ردیف کار,محل کار اصلی

پُشته=دسته بزرگ,پشتواره,برجستگی دو جوی درخت دار در باغ.

پوزه = تپه

پسلکpeslek= مدفوع گوسفند

پِشِنگ=مختصر

پلونگ=دستمال بزرگ

پتیر،پتیری = نانی که هنوز خمیر باشد در فارسی معیار فطیر معنی می دهد

پکی pake= چاقوی نخ بری

پَکّه=سنگ نرم و سفید رنگ گچ مانندی که ساییده شده آن برای آرایش به کار می رود.

پَلم=ستاره پروین

پتو patow= خانه رو به آفتاب

پَی دست=مشت,مشتواره

پی سَبَقو=دوره کردن درسهای قبلی

پرسهporsa = سوگواری

پسوکی=ولگردی

پیش کردن=بستن

پخل= پنجه کشیدن

پوکک=پرش

هوفتی= افتاد

هایه=هستین

هوشلی=فروریختن

هو تمرگ=به تمرگ ،بشین

هجاشhajash=تمام

هوتیhotae =داخل

هوتنبی=ویران شد

هه جیر=سر حال

هو قورچی=له شده

هه لشت=لیسیدن یه کاسه

هو پای= کنار

هوجا=آنجا

هنوزشه=هنوزکه

همشه = همه آنها

هوم هومو= صداها

هونشن=بنشین

تژغن=دیگ پهن مسی برای جوشانیدن شیر

تور بنجی = رنده

تونی = تویی

تمنه=سوزن بلند

تکه = بزنر

ترخ=نوعی گیاه

تاونگود = سبد بزرگ

تفتو=نوعی نان

تَوشَو=ملاقه زنی شب چهارشنبه سوری

توگی=ارزن پوست کنده

تازیک=نوعی سگ

تیلی=کیسه ای جلد کتاب

تنبو=شلوار

تپtap= نشستن ، کتک زدن

تیار=اماده ُحاضر

تین=پیت,حلب

تنوکه=شورت

ترقز=پرت کردن

تپال= مدفوع گاو

تپی=مدفوع الاغ

تزوک=با حوصله

تژگ tajhg= نوعی سوسک

تژگ tejhg =خربزه نرسیده

جاپردازی= در جای همیشگی نخوابیدن

جالگ=نوعی پرنده صحرایی

جِلَک=وسیله ای چوبی با پره هایی چند که با آن نخ می تابیدند

جنگjengh=سریع

جَوز =گردو

جوو=جوان

جو=آبراه

جشتjesht=زشت

جوش پره=نوعی آش که از تکه های بزرگ خمیر محتوی پاره ای حبوبات و ادویه درست می شد.

آش مخصوص شهر فردوس

چار گُل=مربع,چهارگوش

چو=چوب

چقر=زبر

چخل=ناخن کشیدن

چوپو=چوپان

چونو=چنان

چرقد=چهار قد

چاره-پشته=جویها و برآمدگیهای اطراف آن در باغ که ردیف درختها را در کنار خود جای می دهد.

چره؟= برای چی- چرا

چکچکی= نوعی چاقو

چراغو=شب نشینی و دید و بازدید شبانه

چش=چشم

چَرخی=گرد,سالم

چار یک . چاره ک = یک چهارم

چوشیدن=مکیدن

چار= چهار

چغوک=گنجشک

چونگ=نوک پرنده

 

ارسال از آقای ناصر شبانی از همشهریهای فردوسی و از بازدید کنندگان سایت بلده .

این مطلب را می پسندم