آمار بازدید
  • کاربران حاضر: 2
  • بازدید امروز: 177
  • بازدید دیروز: 165
  • بازدید هفته: 150
آخرین دیدگاه‌ها
اوقات شرعی


آمار

Archive for مارس, 2016

حکایتهای سعدی

مردکی را چشم درد خاست . پیش بیطار(۱)  رفت که دوا کن .
بیطار از آنچه که در چشم خَرها میکرد در چشم او ریخت و کور شد .
مردک شکایت به قاضی برد و گفت :
این بیطار من را خر فرض کرد و از آنچه که در چشم خرها میریخت در چشم من فرو ریخت و کور شدم ،
قاضی گفت : بر بیطار هیچ تاوان نیست
اگر تو خر نبودی با حضور طبیبان حاذق پیش بیطار نمیرفتی .
ندهد هوشمندِ روشن رای — به فرومایه ، کارهای خطیر
بوریاباف(۲)اگر چه بافنده است — نبرندش به کارگاه حریر

۱- بیطار : دامپزشک ، پزشک حیوانات
۲- بوریاباف : حصیر باف

۳ نفر این پست را پسندیده اند