آمار بازدید
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 48
  • بازدید دیروز: 226
  • بازدید هفته: 522
آخرین دیدگاه‌ها
اوقات شرعی


آمار

Archive for اکتبر, 2016

فرهنگ سنگ و سگ از محمدرضا شعبانعلی

مقطع کوتاهی سیگار میکشیدم و خوشبختانه مدتهاست کشیدن سیگار را ترک کرده ام.

در میان نامه ها و کامنتها در سایت و صفحه ی فیس بوکم، تعدادی پیام دریافت کردم با این مضامین که:
ما تا به حال فکر میکردیم تو فهمیده و باسوادی! خجالت نمیکشی از اینکه سیگار میکشی؟ اصلاً به چه حقی کسی که ماهیانه صدها هزار نفر نوشته هایش را میخوانند و الگوی جوانان است باید عکس سیگار کشیدن روی سایت بگذارد؟ و …

آن نوشته و این کامنت ها، برخی از دردهای جامعه را که سالهاست به آن عادت کرده ایم پیش چشمم آورد.

نخستین درد را “اعتقاد” به “الگوی کامل” می دانم. تفکری که میگوید یک فرد یا باید از همه لحاظ الگو باشد یا اساساً الگو نیست. تفکری که انسانها را “همه” یا “هیچ” میکند. تفکری که هرگز نمی پذیرد انسانها، “مجموعه ای از خوبی ها و بدی ها” هستند و اساساً “انسان بودن” یعنی ترکیب این دو که اگر چنین نبود،‌ یا شیطان بودیم و یا فرشته.

این تفکر هزینه های زیادی را به جامعه ما تحمیل کرده است. برای جستجوی الگو نیازمند باستان شناسی تاریخی هستیم. جستجوی کسانی چنان دوردست، که بدیهایشان محو شده و تنها فسیلی از خوبیهایشان بر جای مانده باشد. در اثر همین تفکرست که از انسانهای زنده تقدیر و تجلیل نمیکنیم. چه آنکه میترسیم امروز تحسینش کنیم و فردا حرفی بزند یا کاری بکند که به مذاق ما خوش نیاید. فقط وقتی مرد و مطمئن شدیم دیگر کاری نمیکند و حرفی نمیزند، او را – با یک زندگی سانسور شده – به الگوی جامعه بدل میکنیم.

نیاموخته ایم که یک نفر میتواند معتاد باشد، اما فلسفه را خوب بفهمد. یک نفر میتواند الکلی باشد،‌ اما خوب شعر بگوید. یک نفر میتواند خیانتکار باشد اما ریاضی را خوب بیاموزد. یک نفر میتواند نماز نخواند، اما اقتصاد را خوب بفهمد. دلیل نمیشود “آنچه خوبان همه دارند” را “من و تو” یک جا داشته باشیم. با تمام وجود بر این باورم که جستجوی کسی که – به سلیقه ی ما – هیچ ایرادی ندارد و سراپا حسن است، ریشه ی “بت سازی و بت پرستی” است.

دومین درد را “ظاهر بینی و کوته نظری” می نامم. ایرادهای جزئی کوچک را “بزرگ” میبینیم و ایرادهای بزرگ پنهان را “کوچک” می پنداریم.

فرهنگی که در آن “دود سیگار را به حلق خود دادن” عیب است. اما “دود خودرو را به حلق خلق دادن” عادی تلقی میشود.

فرهنگی که در آن “مستی از شراب” جرم است و “سرمستی از قدرت”، طبیعی است.

فرهنگی که در آن، “حفظ حجاب” اولویت است اما “پاکدامنی” به فراموشی سپرده میشود.

فرهنگی که در آن، “کثیفی خانه” زشت است اما بیرون ریختن زباله از خودرو، زشت تلقی نمیشود.

فرهنگی که در آن، برداشتن یک قطعه از یک کارخانه، “دزدی” است اما خریدن غیر قانونی مجوز یک کارخانه،‌ “زیرکی” است.

فرهنگی که در آن، اگر “نماز” نخوانی، از حوزه ی دین خارج هستی، اما اگر “غیبت کردی و تهمت زدی”، همچنان مومنی.

فرهنگی که در آن، به “روز قضاوت” ایمان داریم،‌ اما صبر نداریم تا “قضاوت در مورد دیگران” را به آن روز، موکول کنیم.

و بدتر از آن اینکه،‌ جامعه،‌ “ایرادهای کوچک آشکار” را تنبیه میکند و “سرطان های بزرگ پنهان” را تجلیل! چنین میشود که “دختران با تار موی آشکار” دستگیر میشوند و دزدان، با “دم خروس پنهان” در میانه ی شهر آزادانه میگردند.

چنین میشود که آنکس که یک نفر را کشته است،‌ اعدام میشود و آنکه هر روز صدها سال عمر مردم را در پای اینترنت، به دلیل کندی و کنترل محتوا، تلف میکند، آزادانه به زندگیش ادامه میدهد.

به نظر می رسد این نگرش فرهنگی، ریشه ی تاریخی نیز دارد. چنانکه ظاهراً از زمان سعدی، عادت ما بر آن بوده که “سنگ ها” را می بسته ایم و “سگ ها” را رها میکرده ایم.

و در فرهنگی که مردم “به ظاهر” نگاه میکنند، “اشتباهات کوچک” را بزرگ میشمارند و “گناهان بزرگ” را نادیده میگیرند، فرهنگی که تو را معصوم میخواهد و به تو “حق خطا کردن” نمیدهدد، باید هر روز یک “ماسک” بر چهره بزنی. هیچ کس واقعیت تو را نمیداند. در خانه به شکلی زندگی میکنی و در بیرون شکل دیگر. با هر گروه از دوستانت به شکلی حرف میزنی. در رسانه ها یک حرف میزنی و در زندگی شخصی به شکل دیگری زندگی میکنی. در ورود به سازمان خود، چادر بر سر میکنی و شب هنگام، در مهمانی ها پرسه میزنی.

گویی که بالماسکه ی بزرگی در کار است. بالماسکه ای که میلیون ها نفر در آن نقش ایفا میکند. هر یک نقابی بر چهره …

نه برای یک شب …
که تا لحظه ی مرگ …

۴ نفر این پست را پسندیده اند

پیشینه وجایگاه موسیقی مقامی خراسان کهن-تون(فردوس امروزی)-قسمت سوم

       موسیقی دانان کهن تون:

حافظ کاظمای تونی-حافظ حسن ابن شجاع تونی-حافظ میر حاج قلندر تونی-حافظ محمد تونی-حافظ نثاری تونی و…………………ده ها وصدها موسیقی دان ونوازنده که نیاز به تحقیق وکاوش دارند.

       لفظ حافظ قبل یا بعد از نام نوازندگان وموسیقی دانان به چند علّت بوده است.یکی اینکه همه ی آن ها حافظ قرآن بوده اندودیگر اینکه دستگاه های هفت گانه وبعد ها پنج گانه ی موسیقی را همه از حفظ داشته اند.همچون حافظ عبدالقادرمراغی قرآن خوان تیمور که حافظ کُلّ قرآن بوده است وصدایی بسیار دلنشین داشته وکتاب ها وآثار ی در موسیقی بر جای گذاشته. حافظان موسیقی دان همه ی مقام ها را به تمام وکمال از حفظ داشته اند.ودیگر اینکه بدون وضو دست به تار نمی زده اند

    رشته های تار به مرور از هفت تار به دو تار رسیده است دلایل بسیار دیگری هست که نیاز به گسترش وقت وعرصه ی کاغذ وتحقیق وقلم دارد.

        در زمان شاهرخ تیموری ودر طول دوران تیموریان که شهر هرات مرکز فرمانروایی خراسان بزرگ بود، هنر مندان ونوازندگان ونقاشان ودانشمندان در رشته های گونا گون در هرات جمع شده بودندویکی از شهر های بزرگ ولایت هرات در آن موقع مورد توجه بسیار ودر همجواری آن واقع می شد وارتباطات زیادی بین آن دو وجود داشت شهر تاریخی تون بود.

مرحوم باستانی پاریزی در مورد موسیقی هرات می نویسد: که سال ها در شهر های ایالت هرات وتوابع آن نغمه ی بسیار زیبایی توسّطِ نوازندگان نواخته می شد وخانه به خانه می گشت ومطلع آن(سرمست ویَقُم چاک) نام داشت ومردم شهر وروستا از آن بسیار استقبال می کردند ونوازندگان تون آن را بسیار زیبا می نواختند وحیرت همه را بر می انگیختند.

     حافظ محمّد تونی:

نوازنده وموسیقی دان دوره ی تیموری وراهنمای عبدالقادر مراغی وصفی الدین ارموی در تنظیم وتصانیف مخمّس

         : از حکیم ابو نصر فارابی استاد ابن سینا موسیقی دان بزرگ، خالق کتاب (اللواحق در موسیقی-ابن سینا) که متأسّفانه این اثر مفقود شده است بیان شده :

که ایقاع مقدار زمان های محدود ی است که با هم متناسب باشند ولی صاحب ادوار می گوید که ایقاع مجموعه ی ضربه ها یی می باشند که بیان آن ها زمان های معیّن ومحدود واقع شده قرار دارد که شامل بر دور هایی(وزن هایی) مساوی در کمیّت است که در وضع هایی خاص هستند ودرک مساوی بودن زمان های آن ودور ها به میزان طبع درونی بستگی دارد.

     نوعی مخمّس اوسط زمان دورش ۸ نقره(کوبه) است

از زمان حا فظ محمد تونی  رحمه الله صاحب ارمال تا زمان مولانا حافظ صفی الدین عبدالمؤ من الی یومنا پیشرو ها اکثر در دور رمل ومخمّس مؤ لّف شده ودر این زمان از این حقیر(محمّد تونی) پیشرو ها می خواستند.

   امّا آنکه از طول زمان مثل دور مئاتین که زمان آن دویست نقره است که آن رابه تقطیع توان ضبط کردن ودیگر آنکه از غایت سرعت واین رو شدنست که مردم مستعد که ایشانرا این علم خلقتی باشد ایشان فرق کنند میان موزون ونا موزون به طبع سلیم ما( لازم به ذکر است که این دویست نقره(کوبه) را محمّد تونی بنیان گذاشت واز زمان محمّد تونی صاحب رمل ها تا زمان صفی الدّین وتازمان عبدالقادر مراغی وتا امروز پیش روها اکثراًدر دور از نوع رمل مخمس (حافظ محمّد تونی) نوشته شده اند.ودر این زمان در ادوار ششگانه که شامل(ثقیل اول-ثقیل ثانی-خفیف ثقیل رمل-خفیف رمل وهزج ) می باشند نیز این پیش روها ساخته ورونوشت  برداری شده است ودر میان اهل فن وهنر بسیار مشهور است.

     نوع سوّمی که از آن نام می برد وهمین تقسیم بندی حافظ محمّد تونی است، کوتاهترین زمانی است که بتوان آن را تألیف کردو نوشت وآن را زمانی گویند مانند آنچه که آمده وآنکه از لحاظ طول زمان وکوتاهی مثل دور مئأتین که زمان آن معادل ۲۰۰ نقره(ضربه) است که آن را اجزاء وارکان ایقاعی می توان ضبظ کرد وبه دست آورد ودیگر آنکه از نهایت سرعت این موضوع واضح است که مردم دارای زمینه وآنان که  این علم در مورد آن هافطری ودرونی است بین موزون وناموزون بودن آن تشخیص می دهند از روی غریزه وقوّه ی درونی.

    واین تقسیم بندی دقیق راحافظ محمّد تونی بنا گذاشته است که بعد ها دیگران بر اساس تخمیس های او اوزان خود را ساخته اند

/مجله هنر موسیقی ج ۲ص ۲۶محمّد تونی .با بسط مقاله

۱ نفر این پست را پسندیده است