آمار بازدید
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 102
  • بازدید دیروز: 45
  • بازدید هفته: 143
آخرین دیدگاه‌ها
اوقات شرعی


آمار

نکته های مدیریتی – حکایت

■ شخصی در کلاس ریاضی خوابش برد.

زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود را یادداشت کرد

و با این باور که استاد آن را به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد.

هیچ یک از آنها را نتوانست حل کند.آما طی هفته دست از کوشش بر نداشت.

سر انجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد.

استاد به کلی مبهوت شد زیرا آن دو را به عنوان دو نمونه از مسائل غیر قابل حل ریاضی داده بود.

■ در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن ۵ کیلو گرم به رکورد قبلی ورزشکاری،

از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد.

پس از او خواستند وزنه ای که ۵ کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او به راحتی وزنه را بلند کرد.

این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر میرسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود.

چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند.

او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع ۵ کیلوگرم از رکوردش کمتر بود

و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان ۵ کیلوگرم شده بود.

او در حالی و با این باور وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن میدانست.

نکته مدیریتی:

هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمیتوانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید ” هستید”. اما بیش از از آنچه باور دارید ،”میتوانید” باشید.

منبع: وبلاگ بانک انصار

۱۰ نفر این پست را پسندیده اند

۲ پاسخ به “نکته های مدیریتی – حکایت”

دادن پاسخ