آمار بازدید
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 95
  • بازدید دیروز: 24
  • بازدید هفته: 212
آخرین دیدگاه‌ها
اوقات شرعی


آمار

قطب الدین حیـــــدرِ مـــوســوی تونی – ۲

شعر دلش مشعر و چشم منا
تا به سخن حرف و بیانی بود
مکتب او سبک وقوع دل است
گر چه کلامش سخن اولیاست
سیر و سفر بر همه عالم نمود
او سوی دربار اگر می رود
غمزه کش ناز کسی کی  شود؟
مدح و ثنایش عطش جان ماست
رشته ی گفتار به کف دارد او
خِطّه ی تبریز پُر از نام او
خام منم تا نشناسم که کیست؟
سالک پرورده به غم آشنا
قالب شعرش شده همیان عشق
قوت کلامش شده یاقوت جان
رشته و زنجیر تو گر سبحه است
دست «شریف» از ره افساد و کین
سهو و لسانی که فراهم نمود
بیت به بیتش ز دلم سوختم
گر همه جا خون جگر می خورد
از صله ی اسب نگردد رضا
آهن و فولاد شود موم نرم
دست و دل و بازوی قدرت نما
خواسته اش پیرو استادی است
هر قدمش باعث خیری دگر

در بر یاران شده انگشت نما
پیرو و شاگرد لسانی بود
رفتن هندش تو مگو مشکل است.
معجزه گفتن سخنش هم رواست
هر قدمش تجربه ای می فزود
با دل غمبار اگر می رود
کورش و جمشید وگر، کی شود
یاد حسین و همه ی اولیاست
از لب و دندان چو شکر بارد او
کّلِ زمینش شده یک گام او
ذرّه ز ناپختگیش نیست نیست
کرده چو غوّاص به تن، او شنا
ریزه خور لقمه ی ارکان عشق
سرزده لؤلؤ ز دلش بر زبان
یا رب او بی شک و بی شبهه است
کرد چو دامی به ره او کمین
ضعف ز  استاد خودش وانمود
معرفت و زندگی آموختم
آتش کین عین شرر می خورد
مرتبه ی کامل او شد رضا
در بر ایتام به رخ خَوی ز شرم
لشکر باطل به عیان بر ملا
بر دل مردم هدفش شادی است
منشأ برکت شده و پر ثمر

۱ نفر این پست را پسندیده است

دادن پاسخ