آمار بازدید
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 64
  • بازدید دیروز: 226
  • بازدید هفته: 538
آخرین دیدگاه‌ها
اوقات شرعی


آمار

قوم ثمود (۱)

داستان قوم ثمود

آنگاه که خداوند متعال قوم عاد را با بادهای توفنده و سرکش (بِریح صرصر عاتیة – حاقه / ۶) به هلاکت رساند و هود(ع) و موءمنان همراهش را نجات داد و رهایی بخشید، او در کنار همراهان با ایمانش، آن گونه که خداوند برای آنان تقدیر کرده بود، زندگی دوباره‏ای از سر گرفتند. از اقامتگاه هود و پیروان موءمنش اطلاعی نداریم و متون نیز در این باره چیزی در اختیار ما نمی‏گذارند.

سرانجام هود(ع) وفات یافت. نسل پیروان موءمن و شایسته کردار او نیز به سرای باقی شتافت و نسل‏های جدیدی پا به جهان گذاشتند و اندک‏اندک رشد کردند. به تدریج، نیرنگ، شرک و کفر در آنان کارگر افتاد و شیطان توانست آنان را بفریبد.
فرمان‏های شیطان را به خوبی اجرا کردند و سرسپرده او شدند. قبیله «ثمود» از همین نسل‏های جدید بنیان نهاده شد.
«ثمود» قومی مشرک و کافر بودند و در برابر اللّه، بت و معبودان ساختگی را می‏پرسیدند؛ تا این که خداوند متعال، صالح(ع) را از میان خودشان به رسالت و پیامبری برانگیخت.
واژه «ثمود» در لغت:
قوم ثمود از لحاظ تاریخی پس از قوم عاد آمده‏اند و درست مانند عاد از عرب‏های اصیل و فصیح‏اند که زبان عربی فصیح را از عاد فرا گرفته بودند و به همین زبان تکلم می‏کردند. آنان همچنین از عرب بائده (اعرابی که دورانشان به سر رسیده) بودند، که خداوند متعال نسل آنان را منقرض کرد و هیچ اثر و نشانی از آنان باقی نگذارد.
واژه «ثمود» از واژگان فصیح عربی و برگرفته از ریشه «ثمد» است. ابن فارس در معجم مقاییس اللغة۱ ذیل «ثمد» می‏نویسد: «ثمد» هر چیز اندک را گویند. به آب اندک و قلیل نیز ثمد گویند. اثمد: نوعی سرمه معروف است. و کسانی که این نوع سرمه را استفاده می‏کنند، بسیار اندک هستند». شاید همین مطلب سبب نامگذاری این قوم به «ثمود» باشد؛ چه آنان در سرزمینی می‏زیستند که بسیار کم آب بود و پس از قوم عاد، قوم ثمود در آن بنیان نهاده شد.

قوم ثمود پس از قوم عاد آمده‏ اند

یکی از دلایل این مدعا، سیاق و ترتیب داستان این دو قوم در قرآن است؛ در سوره‏های اعراب، هود، شعراء و قمر، داستان ثمود پس از داستان قوم عاد آمده است. در سوره‏های فصلت، ذاریات، نجم، حاقه و فجر نیز که به این قوم تنها اشاره‏ای گذرا شده است. این تقدم و تأخر که در قرآن آمده، شاید از حیث تاریخی نیز با واقعیت منطبق باشد.
یکی دیگر از دلایل قرآنی این تقدم و تأخر، سخن پیامبر قوم ثمود، صالح(ع) خطاب به قوم خویش است که قرآن کریم از زبان او می‏گوید: «واذکروا اذجعلکم خلفاء من بعدعاد۲… (به یاد آورید آن گاه که شما را از پس قوم عاد، جانشین آنان کرد)». این دلیل قرآنی، نصیّ صریح و آشکار بر این است که خداوند متعال، قوم ثمود را جانشینان قوم عاد قرار داده بود و جانشین، کسی است که بعد می‏آید.

 اقامتگاه قوم ثمود: سرزمین حجر

قرآن کریم در برخی از آیات از اقامتگاه قوم ثمود خبر داده و می‏فرماید: «و ثمود الذین جابوا الصخر بالواد» ۳-که در این آیه از ساختمان‏های قوم ثمود و این که آنان این ساختمان‏ها را با بریدن صخره‏ها و سنگ‏های کوه‏ها بنا می‏کردند، یاد شده است. همچنین مفاد این آیه می‏رساند که قوم ثمود در سرزمینی کوهستانی و پر از صخره زندگی می‏کردند.
در آیاتی دیگر خداوند متعال می‏فرماید: «ولقد کذب اصحاب الحجر المرسلین* و ءاتینهم آیاتنا فکانوا عنها معرضین* و کانوا ینحتون من الجبال بیوتاً ءامنین*۴»
قوم ثمود در سرزمینی به نام «الحجر» می‏زیستند؛ از همین رو خداوند آنان را «اصحاب الحجر» خوانده است. همچنین در این آیات از چگونگی اقامت و زیست قوم ثمود در سرزمین «الحجر»… که ناحیه‏ای کوهستانی و پرصخره و سنگ بود، سخن رفته است. آنان در کمال آسودگی و امنیت خاطر، از کوه‏ها خانه می‏تراشیدند. از این آیات دریافت می‏شود که کوه‏ها و دره‏های این سرزمین، از جنس سنگ‏های سست بود و به راحتی تراشیده می‏شد. همچنین مهارت قوم ثمود در تراشیدن کوه‏ها، پیشرفت آنان و به ویژه توانایی‏شان در هنر معماری و مهندسی و نقشه‏کشی ساختمان، در این آیات مشهود است.

مهارت قوم ثمود در شهرسازی

حضرت صالح(ع) توانایی و مهارت قوم ثمود را در تراشیدن صخره‏ها و کوه‏ها، عنایت و فضل الهی می‏دانست و پیوسته این حقیقت را به آنان یادآوری می‏کرد. خداوند متعال می‏فرماید: «و تنحتون من الجبال بیوتاً قرهین». واژه «فرهین» در این آیه، دو گونه قرائت معتبر دارد: «فارهین» و «فرهین».
۱ – «فارهین» جمع واژه «فاره» به معنای کسی است که کارها را با مهارت به انجام می‏رساند. قرآن کریم در این آیه قوم ثمود را به استادی در تراشیدن خانه‏ها ستوده است.
۲ – «فرهین» جمع واژه «فره» به معنای شخص سرمست، سبک سر، رفاه طلب و اسراف کار است. اگر این واژه به این صورت قرائت شود، مفاد آیه، مذمت و نکوهش قوم ثمود را می‏رساند؛ چرا که آنان با ساختن خانه‏هایی استوار در دل کوه‏ها، سرمست و سبک سر شدند و در زندگی‏شان اسراف را در پیش گرفتند.
این دو معنا به ظاهر متناقض می‏نماید ولی در حقیقت چنین نیست. قوم ثمود از توانایی‏شان در تراشیدن خانه‏ها از سنگ، استفاده بهینه کردند؛ اما با به کارگیری آن در راه رفاه‏طلبی و سرمستی تباهش ساختند. همین امر سبب شد که قرآن کریم به نکوهش و مذمت آنان بپردازد.
آنان تا جایی پیشرفت کردند که در دشت‏های وسیع نیز کاخ‏هایی استوار بنا نهادند و حضرت صالح(ع) این امر را به قومش یادآور می‏شود: «واذکروا اذجعلکم خلفاء من بعد عاد و بوّأ فی‏الارض تتخذون من سهولها قصوراً و تنحتون الجبال بیوتاً فاذکروا ءالاء الله ولا تعثوا فی‏الارض مفسدین۵ (و یاد آورید آن گاه که شما را از پس [قوم] عاد جانشین [آنها] کرد و شما را در این سرزمین جای داد که از جاهای نرم و هموار آن کاخ‏ها می‏سازید و کوه‏ها را برای ساختن خانه‏ها می‏تراشید؛ پس نعمت‏های خدا را به یاد آرید و در زمین به تبهکاری مکوشید)».
و در جای دیگر گفت: «هو أنشأکم من الارض و استعمرکم فیها۶ (خداوند شما را از زمین [خاک] آفرید و شما را به آبادانی‏اش واداشت)».

موقعیت مکانی «الحجر»

سرزمین «الحجر»، اقامتگاه ثمودیان، در شمال غربی حجاز و در میان راه قدیمی که مدینه منوره را به سرزمین تبوک ارتباط می‏دهد، قرار دارد.
رسول خدا(ص) هنگامی که از مدینه به سوی سرزمین تبوک راه افتاد، در میانه راه به منطقه «الحجر» رسید. بخاری و مسلم به نقل از عبدالله بن عمر روایت کرده‏اند که او گفت: آنگاه که پیامبر خدا(ص) گروهی از مسلمانان را در سرزمین تبوک فرود آورد، آنان را به منطقه «الحجر» برد تا خانه‏های (سنگی) ثمودیان را نشانشان دهد. همراهان پیامبر(ص) از چاه‏های آبی که قوم ثمود در گذشته‏های دور از آنها می‏نوشیدند خود را سیراب کردند و از همان آب (برای پختن نان) خمیر فراهم ساختند و دیگ و پایه برپا کردند.
رسول خدا(ص) تا متوجه شد که چنین کردند، فرمان داد که آب درون دیگ‏ها را به روی زمین بریزند و خمیر را نیز خوراک شتران کنند. سپس به راه خود ادامه می‏دادند تا این که رسول خدا(ص) آنان را به نزدیک همان چشمه یا چاپ آبی رساند که ناقه صالح از آب آن می‏نوشید. در این هنگام پیامبر، همراهانش را از وارد شدن به اقامتگاه قومی که به عذاب و قهر الهی گرفتار آمدند، بازداشت و فرمود: بیم آن دارم که شما نیز مانند آنان گرفتار (عذاب الهی) شوید؛ پس به اقامتگاه آنان در نیایید».
این گزارش عبدالله بن عمر – که حدیث شناسان آن را از جمله روایات صحیح دانسته‏اند – دو مشخصه و ویژگی سکونتگاه ثمودیان را روشن می‏سازد: یکی این که محل اقامت آنان همان سرزمین «الحجر» است و در قرآن نیز آمده است. دیگر آن که حدود جغرافیایی سرزمین «الحجر» در میانه راه مدینه و تبوک قرار دارد. همچنین در این گزارش مشخص شده است آبی که ناقه صالح(ع) از آن می‏نوشید، در طول سالیان دراز هرگز خشک نشد و حتی در عصر پیامبر نیز دارای آب بوده که ایشان به همراهانش اجازه داده است تنها از آب آن بنوشند و استفاده دیگری نبرند.

مدائن صالح(ع) و سرزمین «العلا»

سرزمین «الحجر» از آغاز تاریخ (درخشان) اسلام تاکنون به عنوان «العلا» نام گرفته است. یاقوت حموی در معجم البلدان می‏نویسد: «العلا به ضم حرف عین و الف مقصور در پایان، نام مکانی در نزدیکی سرزمین وادی القری، میان راه حجاز تا شام، که رسول خدا(ص) هنگامی که به تبوک می‏رفت، در آنجا فرود آمد». این سرزمین را هم‏اکنون نیز به نام «العلا» می‏خوانند. در سرزمین «العلا» ناحیه‏ای کهن و باستانی واقع بود که اکنون به سبب ارتباطش با صالح پیامبر(ع)، آنجا را «مدائن صالح» می‏نامند.
آثار باستانی قوم ثمود در گذر ایام از میان نرفته است و برخی از خانه‏هایی که در دل صخره‏ها و کوه‏ها تراشیده بودند، پیوسته ماندگار بوده است و استادی و مهارت آنان در هنر شهرسازی از دقت‏های ظریفی که در ساخت این خانه‏ها به کار برده‏اند، نمودار است.
کسانی که آثار باستانی قوم ثمود را در ناحیه «مدائن صالح» سرزمین «العلا» از نزدیک مشاهده کرده‏اند، می‏گویند این آثار در زیبایی و استحکام، بر آثار باستانی همانند آن در سرزمین نبطی‏ها در جنوب اردن، برتری قابل توجهی دارد.


۱ نفر این پست را پسندیده است

دادن پاسخ