آمار بازدید
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 121
  • بازدید دیروز: 47
  • بازدید هفته: 166
آخرین دیدگاه‌ها
اوقات شرعی


آمار

پیشینه وجایگاه موسیقی مقامی خراسان کهن-تون(فردوس امروزی)-قسمت دوم

    مسعودی نام آلات موسیقی ایرانیان را چنین آورده است:

عود،نای ،تنبور،مزمار و چنگ،و گوید مردم خراسان بیشتر آلتی را در موسیقی به کار می بردند که

هفت تار داشت وآن را رِنگ(رِنج) می خوانده اند(امروز این ابزار موسیقی که به آن تار یا دو تار وگاه به ندرت سه تار می گوییم

از آلات باز مانده آن دوران است که به مرور زمان از تعداد تارهای آن کاسته شده ،و روز به روز پنجه ها ضعیف تر شده است.

وتار های آن نیزاز رینگ هفت رشته  به دوتار رسیده .و دستگاه های خلاصه شده در پنج دستگاه موسیقی تعریف می شود.

نام های مقامات :(راست-اصفهان-عراق-کوچک-حجاز-بوسلیک-عُشاق-حسینی-زنگوله-رهاوندی)

وهمچنین هفت دستگاه در موسیقی ایرانی به این نام ها مشخص شده است که عبارتنداز:

راست پنجگاه-چهار گاه-سه گاه-ماهور-نوا-شور-همایون

  متأخّران پنج دستگاه از شور استخراج کرده اند به این نام ها:(دشتی-اصفهان-ابو عطا-بیات ترک-افشاری)

آنچه در این تقسیم بندی ها از تاریخ گذشته وکهن موسیقی تون مانده است واشاره ای در منابع گوناگون به آن  ها شده،

مقام عُشاق پنجگاه ومقام ودستگاه هما یون است.

که حیدر تونی نوازنده دربار همایون پادشاه هند،

از پنج گاه گوشه ی عُشّاق نوعی مقام ساخت که به مدت صد سال در دربار همایون نواخته می شده است.

وآنچه از گوشه عُشاق برای موسیقی تون(فردوس امروزی) باقی مانده است چکّه است

   استاد خالقی موسیقی دان معاصر در مورد پنج گاه حیدرتونی  چنین نوشته است:

      پنجگاه حیدر تونی که مدّت صد سال در دربار هندوستان نواخته می شده است آوازی ایرانی است ودر پایان پنجگاه دوم خوانده می شود.وپنج گاه و   سپهر حالت در آمد (نوا) را دارد ومثل این است که به نوای پنجم فوقانی رفته باشیم وسپس عُشّاق شنیده می شود وراست پنجگاه تبدیل به ((نوا)) می گردد

   خالقی.موزیک  صصص ۱۶-۱۰-۹

  مقـــــام عُشّـــــاق تون:

عُشاق آوازیست ایرانی وآن در آواز های متعدّد نواخته می شود وآنچه باز مانده از عُشاق در خِطّه ی جلال تون به جا مانده است از موسیقی دانان ونوازندگان گذشته این سرزمین می باشد.که گوشه ی چکّه از آن نمونه است

چـــــکّــه گوشه ای از عُشــــاق تون

      چکّه گوشه ای است باز مانده از دوران حیدر تونی که همراه با چوب بازی وگردش نواخته واجرا می شود

واین حرکت چوب ها معنا دار است وگردش آن چکاوک وار مانند پرنده ی چکاوک که در زبان محلّی جال می گویند

ودر دیگر مناطق ایران طُــرقه نام دارد وبه رنگ ها وشکلهای مختلف که رقصِ مخصوص دارند خود قابل تأمّل بسیار است.

   جال همان پرنده ی افسانه ای است که برای رسیدن به خورشید هزار نام خداوند را از حفظ کرده

به سمت خورشید اوج می گیرد و۹۹۹نام خداوند را بر زبان می آورد

امّا از بیان آخرین نام خداوند عاجز می ماند وفراموش می کند و می سوزد ودر خورشید محو می گردد وخاکسترش به زمین می ریزد.

واین حرکت وچرخش جال برای نوازندگان چکّه تا آخرین نفس همراه بارقص وچوب بازی به نشانه حرکت سریع دوبال طُـــرقه ادامه پیدا می کند. که هنوز گوشه ی چکّه به یادگار از دوران حیدر تونی باقی مانده است

    چکــّــه(چکاوک):

      نوعی پرنده است از گنجشک اندکی بزرگتر وخوش آواز بوده است ودر گویش محلّی جُل یا جال می گویند.

وبه تازی قبره وابوالملیح خوانند ودر عراق آن را هوژه نامند.

نام نوائیست از موسیقی وآن را چکاوک گویند.  از نوای چکاوک اندر کوه-کبک در رقص کردن آمد باز

      سرشت وعادت چنان است که شب از جفت خود جدا می شود.

نر وماده یک جا خواب نمی کنند وبه زبان هندی (نر) آن را چکوا وماده اش را چکوی می نامند

واکثر مردم هند به واسطه ی مناسبت لفظی که در میان چکاوک وچکوا هست به غلط افتاده تصوّر نموده اند که این هردو به یک معنی است.

فرهنگ جهانگیری جلد ۲٫دکتر عفیفی صص ۱۵۱۲-۱۵۱۳

۳ نفر این پست را پسندیده اند

دادن پاسخ