آمار بازدید
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 198
  • بازدید دیروز: 34
  • بازدید هفته: 252
آخرین دیدگاه‌ها
اوقات شرعی


آمار

حکایتی از سعدی (۳)

درویشی مجرد به گوشه صحرایی نشسته بود،پادشاهی برو بگذشت، درویش از آنجا که فراغ ملک قناغت است سر بر نیاورد و التفات نکرد.
سلطان از آنجا که سطوت سلطنت است برنجید و گفت:این طایفه خرقه پوشان بر مثال حیوانند و اهلیت آدمیّت ندارند.
وزیر نزدیکش آمد و گفت: ای جوانمرد سلطان روی زمین بر تو گذر کرد ،چرا خدمتی نکردی وشرط ادب بجا نیاوردی؟
گفت: سلطان را بگوی توقع خدمت از کسی دار که توقع نعمت از تو دارد.
و دیگر بدان که ملوک از بهر پاس رعیت اند ،نه رعیت از بهر طاعت ملوک :

پادشه پاسبان درویش است                     گرچه رامش به فرّ دولت اوست
گوسپند از برای چوپان نیست                   بلکه چوپان برای خدمت اوست  

   5185209330183138951584439320023166236

۷ نفر این پست را پسندیده اند

دادن پاسخ