آمار بازدید
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 21
  • بازدید دیروز: 78
  • بازدید هفته: 37
آخرین دیدگاه‌ها
اوقات شرعی


آمار

حکایت:

ابوبصیر ـ که مردی نبابینا بود ـ می­ گوید خدمت امام باقر (علیه­ السلام) رسیدم.

به حضرت عرض کردم: آیا شما ذریه ­ی رسول خدا هستید؟ امام فرمودند: بله.

گفتم: رسول خدا وارث علم همه ­ی انبیاء بود؟ فرمودند: بلی.    

گفتم: آیا شما نیز تمام علوم رسول خدا را به ارث برده ­اید؟ فرمودند: آری.

گفتم: شما می­ توانید مرده را زنده کنید و کور مادر زاد را معالجه کنید؟ فرمودند: آری، به اذن خدا.

سپس امام با مهربانی فرمود: ابو بصیر! جلو بیا. نزدیکش رفتم. آن حضرت دست به چهره و دیده ­ی من کشید و بینا شدم.

آنگاه دوباره دست بر صورتم کشید و به حالت اوّل بازگشتم.

آنگاه فرمود: می­خواهی بینا باشی و در روز قیامت همانند مردم حساب پس بدهی، یا آنکه دوست داری نابینا باشی و بی­حساب به بهشت بروی؟

گفتم: می­خواهم نابینا باشم؛ زیرا بهشت را بیشتر دوست دارم.

وبسایت هم اندیشی دینی

۵ نفر این پست را پسندیده اند

۲ پاسخ به “حکایت:”

دادن پاسخ