آمار بازدید
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 157
  • بازدید دیروز: 37
  • بازدید هفته: 404
آخرین دیدگاه‌ها
اوقات شرعی


آمار

حکایتهای بهلول(۸)

آمدن بهلول از قبرستان وسوال از او:

روزی بهلول ازقبرستان می آمد، از او پرسید ند:

ازکجا می آیی ؟ گفت :

ازپیش این قافله که دراین سرزمین نزول کرده اند . گفتند :

آیا از آنها سوالا تی هم کرده ای ؟ فرمود :

آری ، از آنها پرسیدم کی از اینجا حرکت و کوچ خواهید نمود ،جواب دادند که: ما انتظار شما را داریم تا هروقت همگی به ما ملحق شدید،حرکت کنیم .

بهلول وشاعر:

شاعری که درحضوربهلول به یاوه سرایی مشغول بود ، گفت:

می خواهم اشعارم رابه دروازه های شهرآویزان کنم .

بهلول در جواب گفت:

کسی چه می داند که این اشعار را شما سروده اید،مگر اینکه تو راهم با اشعارت به دروازه ها آویزان کنند تا مردم بدانند که این اشعار راشماگفته اید

۲۵ نفر این پست را پسندیده اند

دادن پاسخ